تحقیق حقوق رایگان درمورد آسیب های اجتماعی

کاب درمعابر و اماکن عمومی 137
گفتار چهارم:منظور از ظاهر شدن بدون حجاب شرعی:شمول یاعدم شمول حکم بر پدیده بد حجابی 140
مبحث دوم: تظاهر به عمل حرام 142
گفتاراول:تبیین مفهوم حرمت شرعی ونسبت آن با اصل قانونی بودن جرم 142

بنداول:اصطلاحات و اقسام حرمت: 142
بنددوم:تبیین حدود اصل قانونى بودن جرم و مجازات 143
بندسوم:حرمت شرعی ونسبت آن با اصل قانونی بودن جرائم ومجازاتها 144
گفتاردوم:جریحه دار ساختن عفت عمومی و مفهوم آن 149
نتیجه گیری 153
فهرست منابع ومآخذ 157
چکیده انگلیسی 163
چکیده
برخى از رفتارهاى نابهنجار در سطح اجتماع ،ارتباط تنگاتنگى با نظم،امنیت،عفت عمومى وسلامت اخلاقى جامعه دارند که «عدم رعایت حجاب شرعى» در سطح جامعه یکى از مهم ترین این رفتارهاست.در جامعه اسلامى«حجاب»(پوشش اسلامى) یک رفتار بهنجار و رعایت آن یکى از ضروریات دین و از حقوق مسلم جامعه اسلامى است.قانونگذار نیز با درک آثار منفى «عدم رعایت حجاب شرعى» و ضرورت رعایت آن،«عدم رعایت حجاب شرعى در معابر وانظار عمومى»را جرم شناخته وبراى آن مجازات مقرر فرموده است(تبصره ماده ۶۳۸ ق.م.ا)که متاسفانه بسیارى از مشمولان این جرم از وجود آن بى اطلاع هستند.حال با وجود پدیده رایج «عدم رعایت حجاب ،ظاهر وپوشش شرعى»در میان افراد جامعه ضرورت آن حس مى شود که با این موضوع به نحو علمى برخورد کرده وریشه هاى آن شناسایى وراهکارهاى مناسب ارائه گردد.بنابراین در این تحقیق سعى بر آن است تا براى تحقق اهداف فوق ،مساله «حجاب» و«عدم رعایت حجاب شرعى» از دیدگاه هاى شرعى،فقهى،جامعه شناختى،روانشناختى،جرم شناختى و حقوقى تبیین وتحلیل نماییم .پایان نامه حاضر در بردارنده سه بخش مى باشد.در بخش اول به بررسی ابعاد تاریخی ،اجتماعی ومذهبی پوشش وظاهر اشخاص در ادیان واقوام مختلف و همچنین دین مبین اسلام و ایران امروزی پرداخته می شود. در بخش دوم به بررسی آسیب شناسی فرهنگ حجاب وارائه راهکارهای پیشگیری از بد حجابی وپدیده های مشابه آن با رویکردی بر نظریات مطرح در حوزه جرم شناسی وجامعه شناختی می پردازیم ودر نهایت در بخش سوم به تحلیل و بررسی مداخله حقوق جزا در کنترل پوشش وظاهراشخاص با تکیه بر مبانی جرم انگاری جرم «عدم رعایت حجاب شرعی»و ارکان تحقق این بزه همت می گماریم.
واژگان کلیدی: جامعه اسلامی، عدم رعایت شئونات شرعی، تعزیر، انحرافات اجتماعی، پوشش و ظاهر اشخاص،

مقدمه:
نوع لباس، نمادی از فرهنگ جامعه
لباس فراتر از یک نیاز طبیعی در زندگی انسانها، امروزه بعنوان نمادی از فرهنگ جامعه محسوب می شود. که این نماد و شاخص فرهنگی در قالب خرده فرهنگها و سنتهای قومی و قبیله ای بیشتر تجلی می کند به گونه ای که برای بازشناسی و تمایز فرهنگهای مختلف از یکدیگر می توان از الگوی پوشش آنان بهره گرفت. در گذشته و در میان قبائل، نوع لباس افراد، نشانگر تعلق آنها به قوم یا قبیله خاصی بوده است. لباس در زندگی امروزه انسانها نیزکارکردهای گسترده و متنوعی دارد. از جمله کارکردهای فردی این مقوله، پاسخگوئی به نیاز فطری خود استتاری است. براساس این نیاز، انسان در هر شرایطی حتی در محیطی که کسی نباشد، تمایل درونی به برخورداری از حداقل میزان پوشش دارد و از برهنگی می پرهیزد. همچنین تأمین امنیت فردی از جهت محافظت بدن از گرما و سرما و شرایط متنوع جوی و جلوگیری از تحریک هوسبازان برای هرگونه اقدام احتمالی، عامل مهمی برای رعایت پوشش در محیط خارج ازخانه محسوب میشود.پوشش و بهره گیری از لباس به نیاز طبیعی خودآرائی و زیبائی دوستی انسان نیز پاسخ می دهد. تنوع الگوهای پوششی در میان افراد و نیز زیبائیها و جذابیتهای بکار رفته در لباسها مؤید این مسئله، می باشد. افراد با توجه به سلایق، انگیزه ها و فرهنگ حاکم بر محیط، در انتخاب شکل، رنگ و جنس لباس مورد علاقه خود اعمال نظر می کنند و با جلوه گری از طریق آن به حس خودآرائی و زیبائی دوستی درونشان پاسخ می دهند. متأسفانه امروزه با زیاده روی در پرداختن به این امر، جنبه های منفی پوشش در قالب تجمل گرائی، مدپرستی و خودنمائی نمود بیشتری یافته است که می توان گفت علت اصلی آن غفلت از خودآرائی درونی و تهذیب نفس است.
از سوی دیگر کارکردهای اجتماعی لباس را نمی توان نادیده گرفت. امروزه لباس هویت خاصی را به افراد و حتی جوامع بخشیده است. لباس در میان افراد جامعه نوعی منزلت و شخصیت اجتماعی را بوجود می آورد و در ابعاد منفی ایجاد تفاخر و چشم هم چشمی می کند. الگوهای مختلف پوشش ضمن ایجاد شخصیت و منزلت فردی می توانند بیانگر سنتها، ارزشها و نوع فرهنگ حاکم بر جوامع باشند. مهمتر از همه، لباس امروزه نماد فرهنگی جوامع و جزئی از پیکره آن محسوب می شود تا جائیکه با هنجارها و ارزشهای حاکم بر جوامع گره خورده و بعنوان یکی از ابزار مهم در جهت شناسائی فرهنگهای مختلف و حتی تحول در ساختار فرهنگی یک جامعه بکار گرفته می شودپوشش وحجاب علاوه بر پیشینه ای تاریخی وفرهنگی از منظر ادیان الهی هم از جایگاه مخصوصی برخوردار بوده چنانچه در دین مبین اسلام طبق آیات قرآن و روایات، پوشش اندام و زیبایی‌های بدن به نحوی که زینت زنان را پنهان کند و حجم اندام را به نحو تحریک آمیز نشان ندهد برای زن مسلمان لازم و واجب است.
به لحاظ جرمشناسی وبررسی موضوع ازنگاه حقوق جزا با ذکر مقدمهای به اصل موضوع می پردازیم.
حقوق کیفری کلاسیک کانون توجه خود را بر مساله جرم و مجرم مستقر ساخته بود و با تفکیک بزهکار ازبی گناه در مقام مجازات و تنبیه مجرم بود.
حقوق کیفری نوین اما به مرحله پیش از جرم یعنی وضعیت پیش مجرمانه توجه خاص مبذول می دارد. چرا که معتقد است وضعیت پیش از ارتکاب جرم به مثابه کاتالیز و تسهیل کننده ای است که ارتکاب جرم را موجب می شود بنابراین با کنترل آن می تواند وقوع بزه را کنترل و پیشگیری نمود.
در این نگاه پیشینی به جرم موضوع بزه دیده مداری به مثابه یکی از عوامل موجهه جرم مطرح می شود در واقع در فرایند تکوین جرم علاوه بر مجرم و خصوصیات فردی و اجتماعی که او در آن زندگی می کند بزه دیده و مجنی علیه نیز سهمی در حرکت مجرم از مرحله اندیشه و قصد مجرمانه به سوی عمل دارد که بر همین اساس بزه دیده شناسی را لازم و اجتناب ناپذیر می سازد. با پیشگیری از فرایند بزه دیدگی یعنی بزه دیده واقع شدن گروه هایی که بالقوه استعداد بزه دیده واقع شدن دارند و آسیب پذیر می باشند می تواند به طور غیر مستقیم مانع از تکوین جرم شد. این همان پیش گیری وضعی است که وضعیت پیش از جرم را تحت کنترل خود در می اورد.در واقع در این دیدگاه وضعیت بزه دیده خود سائق مجرم به سمت او به عنوان آماج بزه بوده است. این بزه دیده است که به صورت فعال و نه منفعلانه زمینه ساز جرم شده است و بنابراین این تصویر سنتی که بزه دیده قربانی مظلوم و منفعلانه جرم بوده است را باید در موارد بسیاری فروگذارد و نگاهی علت شناختی به بزه دیده داشت.
بی شک وضعیت زنانی که بدون رعایت حجاب در معابر عمومی ظاهر می شوند تحریک کننده بوده و سائق مجرم به ارتکاب جرم است. نمی توان برهنگی زنان را به رسمیت شناخت و آن گاه یکسره بر طبل مجازات متجاوزکوفت.جرم انگاری بد حجابی از این منظر ضرورتی است که منتفع اصلی آن خود زنان خواهند بود چرا که موجب پیشگیری از جرایم جنسی علیه ایشان می شود.
قانون کیفری نیز به این تناسب می بایست در نظام تعیین مجازات سهمی را به نقش بزه دیده و اثر گذاری او در ارتکاب جرم اختصاص دهد.در مورد جرایم علیه زنان نیز آن گاه که پوشش و وضعیت ایشان محرک به جرم بوده است می بایست حمایت حقوق کیفری از آن ها نیز کاهش یابد. و در مبارزه با جرایم جنسی از نقش مهم و بی بدیل ضرورت مبارزه با فرایند بزه دیدگی که بد پوششی از مصادیق بارز و مسلم آن است غفلت نورزید.پیشگیری از جرم از تکالیف حکومت ها ست. بنابراین مبارزه با پدیده شوم بد حجابی از وظایف ذاتی دولت و قوای انتظامی و قضایی است .بی توجهی حکومت به
این مقوله زمینه ساز رشد چشم گیربد حجابی و جرایم ناشی از آن مانند مزاحمت و تجاوز خواهد شد.
پرداختن به انحرافات و آسیب های مذکور همواره توجه پژوهشگران و محققان دینی و غیر دینی را به خود جلب نموده و کتاب ها و مقالات و آثار متعددی تدوین، تنظیم و به مخاطبان ارایه گردیده است.دراین جا به دور از کلی گویی های رایج و تجزیه و تحلیل های خاصه مقالات و آثار تحقیقات و پژوهش های مفصل، سعی شده است، به بررسی ابعاد مختلف پوشش وظاهر اشخاص از نگاه حقوق جزا و در ادامه به ریشه یابی و ارایه راه کارهای عملی در مورد یکی از ناهنجاری ها و آسیب های اجتماعی و فرهنگی (یعنی بدحجابی) را مورد بحث قرار داده و متنی آموزشی مبتنی بر رویکرد حقوقی،جامعه شناختی و آموزه های وحیانی، به علاقه مندان ارایه شود.
بند اول:پـرسش اصلـی
آیا بد حجابی جرم است یا انحراف اجتماعی است ؟ ( اگر هر دو ، مرز میان جرم و انحراف چگونه باید ترسیم شود ؟ )
بنددوم:پـرسش فرعـی
1- از میان پاسخ های مختلف متصور نسبت به پدیده بدحجابی یا آرایش ها و پوشش های غیر متعارف یا نا مشروع ، کدام پاسخ ها و در چه مواردی تناسب بیشتری دارد ؟ ( اعم از کیفری ، اداری یا انظباطی ، جامعوی و یا ترکیبی از آن ها ) .
2- در صورتی که پاسخ کیفری در برخی موارد نا متناسب یا دارای آثار سوء تلقی می شود ، ابعاد و نتایج نامطلوب این نوع از پاسخ از لحاظ جرم شناسی چگونه قابل ارزیابی است ؟
بندسوم:فرضیه ها
1- بد حجابی و عدول از موازین شرعی در پوشش و آرایش در صورتی که با ماده 638 ق . م . ا و تبصره آن دقیقاً منطبق باشد جرم بوده و در غیر این صورت فقط انحراف اجتماعی محسوب می شود ، و لذا نباید با آن برخورد قهر آمیز شود .
2- گزینش برخورد کیفری یا پلیسی با آن قسمت از پدیده مذکور که فقط انحراف اجتماعی محسوب می شود نه تنها فایده از لحاظ بازدارندگی و یا ارشاد اخلاقی افراد ندارد بلکه ضمن ضربه زدن به اصل حاکمیت قانون و نظارت عالیه قوه قضائیه ، موجب دین گریزی و ایجاد احساسات منفی نسبت به دستگاه قضایی و انتظامی شده و نهایتاً به علت ترویج نگاه منفی نسبت به مسئله حجاب ، آثار نا مطلوب فراوان در پی دارد .
بندچهارم:هـدف
1- علمی : برخورد با پدیده بدحجابی و پوشش و آرایش نا متعارف در نظام عدالت کیفری ایران . ( بررسی حقوقی جرم شناسی ) .
2- کاربردی : ارائه بهترین راه کارها برای مقابله با پدیده بد حجابی و بی حجابی و پاک سازی جامعه از پوشش های نامتعارف و منافی عفت بر پایه یک معرفت دینی ، اخلاقی و جرم شناختی .
بندپنجم: پیشینـه تحقیـق
تا کنون در مورد بدحجابی از دیدگاه حقوق جزا و جرم شناسی تحقیقی صورت نگرفته است .
بندششم: روش تحقیـق
عمده روش تحقیق روش کتابخانه ای بوده که به بررسی ومطالعۀ کتابهای موجوددرخصوص موضوع پرداخته شده است.و با توجه به کمبود پژوهش در این زمینه ناچار به استفاده از مقالات منتشر شده در مطبوعات و حتی یادداشت های منتشر شده در پایگاه های اینترنتی هستیم.در ضمن اینکه منابع فقهی و اسلامی نیز قسمتی از منابع این تحقیق را در بر میگیرد.
بندهفتم:ضـرورت و اهمیـت بحـث
با توجه به اینکه در سالهای اخیر ، اجرای طرح های قاطع و سخت گیرانه ای توسط نیروی انتظامی تحت عناوینی چون (حجاب و عفاف ) ( ارتقاء امنیت اجتماعی) و (گشت ارشاد) ، باز خورد های اجتماعی فراوانی داشته و در محافل علمی و حتی سیاسی بحث انگیز شده است ، ضرورت دارد که برای نتیجه گیری از بحث های مطرح شده توسط صاحب نظران و تبیین حدود اختیارات نیروی انتظامی در این زمینه ، پژوهش علمی و بی طرفانه ای صورت پذیرد.

بخش اول:
بررسی ابعاد تاریخی ،اجتماعی ومذهبی پوشش وظاهر اشخاص
با تاکید بر جامعه ایران امروز

فصل اول: پیشینه حجاب درمیان اقوام باستان تاکنون وحجاب درجامعه ایران امروز
مبحث اول:تاریخچه حجاب
مقوله پوشش و لباس از جمله مسائلی است که همواره انسان در زندگی با آن در ارتباط بوده و بعنوان یک نیاز ضروری و جزء جدائی ناپذیر حیات خود، به آن نگریسته است. این تعلق و نیاز به پوشش و استتار بدن، در طول تاریخ بشری و درمیان ملل و اقوام مختلف وجود داشته و امری کاملاً مشهود و بی نیاز از تعریف است.
درواقع،از آنجایی که مطالعه پوشاک به یک علم مکمل محدود نمی شود، جـدا نمـودن آن از زمینه تاریخی اش عاقلانه نخواهد بودگرچه لباس به نیازهای کلی انسانها مربوط میشود،ویژگیهای مختص هر دوره را نیز ارائه می دهد،همچنین بی شک دربه دست آوردن خط مشی اصلی زندگی روز مره مردم هر دوره کمک کننده خواهدبود،بهره برداری اززندگی پیشینیان برای درک بهترموقعیت کنونی،مارا یاری می کند.
تمام کسانی که زندگی بشر و تحولات آن را مورد ارزیابی قرار داده اند، تصدیق نموده اند که از آغاز پیدایش انسان هر یک از زن و مرد کوشیده است تا پوشش مناسب خود را تهیه کند.
شکل گیری پوشش در میان اقوام مختلف دارای خاستگاهی مشترک بوده، اما در گذر زمان تحت تاثیر عوامل گوناگون، هریک از اقوام نوعی خاص از پوشش را برگزیده اند که در واقع نماد تجربه تاریخی و فرهنگی آنان به شمار می آید.
پوشاک نیز همانند سایر پدیده های زندگی از بدو پیدایش در طول تاریخ سیر تکاملی خود را طی کرده و از صورت ابتدایی خود بیرون آمده است.
شرایط جغرافیایی و محیطی و آب و هوا، نحوه زندگی و اسکان و اوضاع اجتماعی ، جنگ ها و اوضاع سیاسی و نوع حکومت،شرایط و اوضاع اقتصادی و پیشرفت های تکنولوژی، اعتقادات مذهبی و آداب و رس
وم، نظام طبقاتی حاکم بر جامعه ، روابط فرهنگی، اقتصادی و سیاسی، بر فرم لباس ها درجوامع مختلف موثر بوده اند.
گفتار اول:حجاب در اقوام باستان

دانلود پایان نامه
برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید
رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

در رابطه باحجاب وپوشش درمیان اقوام باستانی به ذکر نوع پوشش وظاهر اشخاص در دوقوم باستانی یونان وروم می پردازیم:
در دوران «می سن ین» همزمان با تمدن مصر،زنان،پیراهن دوخته شده چسبان،از پارچه ای که کیفیت آن مشخص نیست به رنگهای درخشان می پو شیدند.همراه با آن، یک دامن کمر چین دار که دارای چندین ردیف چین افقی بود و تا مچ می رسید،بر تن می کردند.با این دامن کتی کوتاه پوشیده می شد.جلو بالا تنه تا کمر کاملاً باز بود،به طوری که سینه عریان می ماند.
دایره المعارف لاروس درباره پوشش زنان یونان باستان می گوید: زنان یونانی در دوره های گذشته، صورت و اندامشان را تا روی پا می پوشاندند. این پوشش که شفاف و بسیار زیبا بود، درجزایر کورس و امرجوس ودیگر جزایر ساخته می شد. زنان فنیقی نیز دارای پوششی قرمز بودند. سخن درباره حجاب ، در لابلای کلمات قدیمی ترین مولفین یونانی نیزبه چشم می خورد، حتی « بنیلوب » (همسر پادشاه « عولیس» فرمانروای ایتاک) نیز با حجاب بوده است . زنان شهر « ثیب » دارای حجاب خاصی بوده اند، بدین صورت که حتی صورتشان رانیزبا پارچه می پوشاندند. این پارچه دارای دو منفذ بود که جلوی چشمان قرار می گرفت تا بتوانند ببینند.
در«اسپارته» دختران تا موقع ازدواج آزاد بودند، ولی بعد از ازدواج خود راازچشم مردان می پوشاندند. نقش هایی که برجای مانده ، حکایت می کند که زنان سررا می پوشانده، ولی صورت هایشان بازبوده است ، ووقتی به بازارمی رفتند ، برآنان واجب بوده است که صورت هایشان را بپوشانند ، خواه باکره و خواه دارای همسر باشند. حجاب در بین زنان سیبری وساکنان آسیای صغیر وزنان شهرماد ( وفارس وعرب) نیزوجود داشته است. زنان رومانی ازحجاب شدیدتری برخوردار بوده اند، به طوری که وقتی ازخانه خارج میشدند، با چادری بلندتمام بدن را تا روی پاها میپوشاندند وچیزی ازبرآمدگیهای بدن مشخص نمیشد.
یکی از تاریخ نویسان غربی نیزشواهد زیادی دال بروجود حجاب دربین زنان یونان وروم باستان آورده است. او درباره « الهه عفت » که یکی ازخدایان یونان باستان است،

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *