دانلود پایان نامه

آزادی ” فرد نمی‏توان. برعکس ، پوشیده بودن زن – در همان حدودی که اسلام تعیین کرده است – موجب کرامت و احترام بیشتر او است ، زیرا او را از تعرض بیماردلان وفاقد اخلاق مصون می‏دارد . وعرصه را برای حضور عفیفانه زن در سطح اجتماع فراهم می کند.
سوم اینکه:آیا الزام زن به امری که ماییه ی مصونیت او از نگاه های ناپاک وتعرض می گرد، برخلاف آزادی و حقوق انسانی اوست یا برداشتن حجاب او وفراهم کردن زمینه تعرض نسبت به زن وسلب امنیت وآرامش از او؟
3)رکود فعالیتهای زن در سطح اجتماع به عت حفظ حجاب
سومین ایرادی که بر حجاب می‏گیرند اینست که سبب رکود فعالیتهائی است که خلقت در وجود زن قرار داده است . زن نیز مانند مرد دارای ذوق ، فکر ، فهم ، هوش و استعداد کار است . این استعدادها را خدا به او داده است و بیهوده نیست و باید به ثمر برسد باز داشتن زن از کوششهائی که آفرینش به او امکان داده است نه تنها ستم به زن است ، خیانت به اجتماع نیز می‏باشد . هر چیزی که سبب شود قوای طبیعی و خدادادی انسان معطل و بی اثر بماند به زیان اجتماع است . عامل انسانی بزرگترین سرمایه اجتماع است . زن نیز انسان است و اجتماع‏ باید از کار و فعالیت این عامل و نیروی تولید او بهره‏مند گردد . فلج‏ کردن این عامل و تضییع نیروی نیمی از افراد اجتماع ، هم برخلاف حق طبیعی‏ فردی زن است و هم برخلاف حق اجتماع و سبب می‏شود که زن همیشه به صورت‏ سربار و کل بر مرد زندگی کند
. جواب این اشکال آنست که حجاب اسلامی ، موجب هدر رفتن نیروی زن و ضایع ساختن استعدادهای فطری او نیست. ایراد مذکور بر آن شکلی ازحجاب که در میان هندیها یا ایرانیان‏ قدیم یا یهودیان متداول بوده است وارد است نه حجاب اسلامی. فلسفه حجاب اسلامی این نیست که‏ باید زن را در خانه محبوس کرد و جلوی بروز استعدادهای او را گرفت. مبنای حجاب در اسلام چنانکه خواهد آمد اینست که التذاذات جنسی باید به محیط خانوادگی و به همسر مشروع اختصاص یابد و محیط اجتماع ، خالص برای کار و فعالیت باشد. به همین جهت به زن اجازه نمی‏دهد که وقتی از خانه بیرون‏ می‏رود موجبات تحریک مردان را فراهم کند و به مرد هم اجازه نمی‏دهد که‏ چشم چرانی کند . چنین حجابی نه تنها نیروی کار وفعالیت را از زن سلب نمی‏کند ، بکه با ایجاد سلامت وامنیتت برای زنان موجب‏ تقویت نیروی آن نیز می گردد.
4)افزایش التهابهای جنسی در سطح اجتماع با رعایت حجاب اسلامی
یک ایراد دیگر که بر حجاب گرفته‏اند اینست که ایجاد حریم میان زن و مرد بر اشتیاقها و التهابها می‏افزاید و طبق اصل ” الانسان حریص علی ما منع منه ” ، حرص و ولع نسبت به اعمال جنسی را در زن و مرد بیشتر می‏کند . به علاوه ، سرکوب کردن غرائز موجب انواع اختلالهای روانی و بیماریهای‏ روحی ،جسمی وحتی جنسی می‏گردد .
پاسخ این ایراد اینست که به حاظ جرم شناختی درست است که ناکامی ، خصوصا ناکامی جنسی‏ ، عوارض گوناگون روحی،عصبی،جسمی،جنسی،خانوادگی واجتماعی داردو به طور بالقوه فرد را مستعد ارتکاب جرایم جنسی وجرایم مرتبط با امور جسی می نماید وهمچنین سرکوبی بیش از حد غرایز جنسی امری غیر معقول است، ولی برداشتن قیود اجتماعی هم مشکل را حل نمی‏کند بلکه بر آن می‏افزاید .. در این مورد هر چه عرضه بیشتر گردد هوس و میل به تنوع افزایش می‏یابد وبه تبع آن تقاضا نی افزایش می یابد ودر نتیجه عشق به مفهوم واقعی خود می میرد وجای خود را به بی بند وباری می دهد.
در مورد مساله سرکوبی غریزه ی جنسی باید بگوییم که اسلام هرگز نخواسته است که با وضع حجاب تمایلات جنسی افراد را سرکوب کند بلکه می خواهد مانع تحریکات بی حساب جنسی وبی بند وباری ها شو ودر مقاب برای ارضاء صحیح ومعقو این غریزه ،افراد را به ازدواج ترغیب می نماید وافرادی را هم که شرایط ازدواج ندارن را به عفت فرا می خواند.
ب:فلسفه «حجاب» در اسلام
این قسمت با طرح این سوال که علت وفسفه «حجاب» در اسلام چیست اغاز می گردد؟
اسلام دینی است که تمامی احکام وقوانین آن دارای فلسفه وحکمت است.حجاب اسلامی نیز یکی از احکام تکلیفی در اسلام است واز دین مبین اسلام بعید است که تکلیفی را وضع کند اما هیچ فلسفه ای برای آن نداشته باشد وصرفا برای محدود کردن آزادی زنان یا تضعیف شخصیت آنان چنین حکمی را وضع کرده باشد.
حجاب در اسلام از یک مسأله کلی‏تر و اساسی‏تری ریشه می‏گیرد و آن اینست‏ که اسلام می‏خواهد انواع التذاذهای جنسی ، بصری ، لمسی ،عاطفی و نظایر آن را به‏ محیط خانوادگی و در کادر قانونی ازدواج منحصر گردد .وفعالیت اجتماع از آسیب مصون بماند ومنحصرا برای کار و فعالیت باشد . برخلاف سیستم غربی عصر حاضر که کار و فعالیت‏ را با لذت جوئیهای جنسی به هم می‏آمیز بنا بر این فلسفه وضع حجاب در اسلام عبارتند از:1.ایجاد وحفظ آرامش روانی در اجتماع 2)استحکام پیوند خانوادگی 3)استواری اجتماع 4)حفظ ارزش وکرامت انسانی زن، که در ذیل به شرح آنها می پرازیم:


برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید
رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

1)ایجاد وحفظ آرامش روانی در اجتماع
نبودن حریم میان زن و مرد و آزادی معاشرتهای بی بندوبار ،به طر طبیعی هیجانها و التهابهای جنسی را فزونی می‏بخشد و وانسلان را از رفتار بهنجار دور می سازد. .لذا ا سلام تدابیری برای تعدیل این غریزه ومتعارف نمودن آن با فطرت الهی اندیشیده است و در این‏ زمینه هم وظایفی برای زنان و هم برای مردان معین کرده است . یک وظیفه مشترک که برای زن و مرد ، هر دو ، مقرر فرموده مربوط به مراقبت در نگاه کردن است . در خصوص وظیفه خاص زنان مقرر فرموده است :که بدن وزینت خود را از مردان بیگانه پوشیده نگاه دارید و در اجتماع به جلوه‏گری و دلربائی نپردازی زیرا خود را در خطر صدمه خوردن مردان بیمارقرار خواهید داد. به یطوری که جبران آن صدمه ها گاهی اساسا غیر ممکن است .اما علت اینکه در اسلام رعایت «حجاب» اختصاص به زنان یافته است این‏ است که میل به خودنمائی و خودآرائی به طور فطری خاص زنان است . وچشم ناپاکی از ویژگی های مردان.تمایل چنین مردانی به چشم ناپاکی ،میل به خودنمایی و دلبری را افزایش می دهد ،برای همین است که اسلام خواسته است با مکلف کردن زنان به رعایت حجاب وعفاف،ویژگی خود نمایی و دلبری را در انان کنترل نموده وبه روابط آنها با همسرشان محدودو نماید. ودر این صورت آرامش روانی منتج از تحریکات بی حساب جنسی برای همه افراد جامعه، اعم اززن ومرد، پیر وجوان،مجرد ومتاهل بهکمترین حدخود رسیده وبه روابط میان همسران اختصاص یابد.
2)استحکام پیوند خانوادگی
اختصاص یافتن استمتاعات و التذاذهای جنسی وعاطفی به محیط خانوادگی و در کادر ازدواج مشروع ، پیوند زن و شوهری را محکم می‏سازد و موجب اتصال بیشتر زوجین به یکدیگر می‏شود . فلسفه حجاب اسلامی و منع کامیابی جنسی از غیر همسر مشروع ، از نظر اجتماع‏ خانوادگی اینست که همسر قانونی شخص از لحاظ روانی عامل خوشبخت کردن فرى به شمار برود ، در حالی که در سیستم آزادی کامیابی ، همسر قانونی از لحاظ روانی یک نفر رقیب و مزاحم به شمار می‏رود و در نتیجه کانون‏ خانوادگی براساس دشمنی و نفرت پایه‏گذاری می‏شود از نتایج مهم اختصاص یافتن اتذاذهای جنسی وعاطفی به رابط همسران .ایجاد پاکترین و صمیمی‏ترین عواطف بین زوجین‏ و برقرار ساختن یگانگی و اتحاد کامل در کانون خانواده است .اما نرویج بی حجابی و خودنمایی در جامعه باعث کشیده شدن تمتعات جنسی و عاطفی از رابط همسران به اجتماع می شود که این مساله تبعات خاص خود را به همراه خواهد داشت.
3)استواری اجتماع

کشانیدن تمتعات جنسی از کادر قانونی ازدواج در خانواده به اجتماع ، نیروی کار و فعالیت‏ اجتماع را ضعیف می‏کند . برعکس آنچه که مخالفین حجاب خرده‏گیری کرده‏اند و گفته‏اند : ” حجاب موجب فلج کردن نیروی نیمی از افراد اجتماع است ” بی حجابی و ترویج روابط آزاد جنسی موجب فلج کردن نیروی اجتماع است. پوشانیدن بدن مانع هیچ گونه فعالیت فرهنگی ، اجتماعی ،ورزشی،علمی و اقتصادی و . ,..برای بانوان نیست ،بلکه محیط جامعه را تبدیل می کند به محیطی سالم برای کار وتلاش ،ونیز با ایجاد امنیت برای بانوان امکان فعالیتهای اجتماعی آنان را بالا می برد. آنچه موجب فلج کردن نیروی اجتماع است آلوده‏ کردن محیط کاربه لذت جوئیهای شهوانی, ودرنتیجه کاهش امنیت برای بانوان درسطح اجتماع است .
4)حفظ ارزش و کرامت انسانی زن
کم پوششی،ارزش وکرامت انسانی زن را از بین می برد واورا تا حد شئ کوچک می کند .زنی که تن اندام خود را در معرض دید همگان می گذارد وآنچه که به جنسیت او مربوط می شود به کوچه و بازار می کشد،در حقیقت می خواهد با تکیه بر زنانگی خویش جایی برای خد در جامعه باز کند ،نه با تکیه بر انسانیت خویش،در جامعه ای که زن را نهبا معیارهای انسانی،بلکه با معیارهای زنانگی می سنجند،زن در حکم یک کالاست وبا او مانند یک کالا رفتر می شودپست کردن زن تا ان حد که گویی صحبت سیگار وکفش و… در میان است.در اینجا بزرگترین لطمه به خود زن و ارزش انسانی او ورد شده است.
با این حال،حریم نگه داشتن زن میان خود ومرد یکی از وسایل مرموزی است که زن برای حفظ مقام واحترام خود در برابر مرد ازآن استفاده کرده و می کند.در این زمینه اسلام مخصوصا تأکید کرده است که زن هر اندازه متین‏تر و با وقارتر و عفیف تر حرکت کند و خود را در معرض نمایش برای مرد نگذارد بر احترامش افزوده می‏شود این نکته به تجربه نی به اثبات رسیده است.
ودر نهایت با توجه به حکم شرعی پوشش و رعایت حجای شرعی در مساله حجاب(که دراین زمینه در ادامه توضیح خواهیم) می توان اظهارداشت:
بر حسب اینکه پوشانیدن صورت ودستها را از مچ به پایین واجب باشد یا نباشد دو فلسفه کاملا متفاوت پیدا می کند اگر پوشانیدن صورت و دستها از مچ را لازم بدانیم در حقیقت طرفدار فلسفه پرده نشینی وخانه نشینی زن خواهیم بود. ولی اگر زن راموظف به پوشانیدن تمام بدن به استثنائ صورت و دستها از مچ و نیز عدم خودآرایی در نزد نامحرمان نماییم.ود رنقطه مقابل مردان را هم به عفت چشم و ترک نظر حرام موظف بدانیم آنگاه طرفدار فلسفه دیگری هستیم وآن این است که لزومی ندارد که زن حتما خانه نشین و پرد ه نشین باشد بلکه زن می تواند با احساس امنیت به انواع فعالیتهای اجتماعی بپردازد وهم چنین به لحاظ حقوقی نیز الزام زن به پوشاندن چهره و دو دست از مچ خلاف حقوق وآزادی های فردی است چرا که این امر باعث محرومیت زن از بسیاری از فعالیت وحقوق انسانی می شود و ازسوی دیگر پوشانیدن چهره و دودست از مچ ،برای حضور بانوان در محاکم،اقامه شهادت ،ازدواج آنها و حتی قراردادهای خصوصی آنان با غیرو… مساله ساز شده وقطعا محاکم،ضابطین دادگستری و سایر دستگاههای ذیربط را بامشکلات مهمی روبرو خواهد کرد.
مبحث دوم:حکم حجاب و خودآرایی در اسلام وحدود آنها

گفتار اول:حکم پوشش در اسلام وسیره بزرگان دین
بی شک، پوشش زن در برابر مردان نامحرم، یکی از ضروریات دین اسلام است که درباره جنبه اسلامی آن نمی توان تردیدی به خود راه داد. در قرآن کریم و روایات وارده از پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله)و ائمه معصومین (علیهم السلام) و نیز در کلمات فقها، به وجوب و کیفیت آن تصریح شده است.
حجاب در ادیان گذشته نیز وجود داشته است، ولی این حکم در دین اسلام بسیار مترقی تر است، زیرا در این دین، از افراط و تفریط هایی که در مورد پوشش زنان در ادیان و اقوام گذشته وجود داشته، اجتناب شده و برای حجاب، حدی متناسب با غرایز انسانی در نظر گرفته شده است. حجاب اسلامی به معنای حبس زن در خانه و دوری از شرکت در مسائل اجتماعی نیست، بلکه بدین معناست که زن در معاشرت خود با مردان بیگانه عفت و حیا پیشه کند، موی سر و اندام خویش را بپوشاند و از جلوه گری و خودنمایی بپرهیزد.
مرحوم شهید مطهری در این باره می فرماید: «اسلام می گوید: نه حبس نه اختلاط، بلکه حریم. سنت جاری مسلمین از زمان رسول خدا همین بوده است که زنان از شرکت در مجالس و مجامع منع نمی شدند، ولی همواره اصل «حریم» رعایت شده است. در مساجد و مجامع، حتی در کوچه و معبر، زن با مرد مختلط نبوده است.»
بند اول:حجـاب در قـرآن
در قرآن کریم در مورد حجاب و قانونمندی روابط زن و مرد، دو دسته آیه وجود دارد. دسته اول آیاتی که در مورد وجوب حجاب و پوشش ظاهری و حد و کیفیت آن نازل شده است؛ و دسته دوم آیاتی که نوع رابطه بین مرد و زن نامحرم را بیان می کند و آنان را از کارهایی که عفت و پاکدامنی شان را تهدید می کند، برحذر می دارد، که در ذیل می آید.
مسئله حجاب در دو سوره از سوره های قرآن مطرح شده است. ابتدا این نکته به طور اجمال در سوره احزاب آیه 59 مطرح شده، و سپس با تفصیل بیشتر در سوره نور آمده است:
« و َقُل لِّلْمُؤْمِنَاتِ یغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَیحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَلَا یبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَلْیضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَی جُیوبِهِنَّ وَلَا یبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلَّا لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ آبَائِهِنَّ أَوْ آبَاء بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنَائِهِنَّ أَوْ أَبْنَاء بُعُولَتِهِنَّ أَوْ إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِی إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِی أَخَوَاتِهِنَّ أَوْ نِسَائِهِنَّ أَوْ مَا مَلَکَتْ أَیمَانُهُنَّ أَوِ التَّابِعِینَ غَیرِ أُوْلِی الْإِرْبَهِ مِنَ الرِّجَالِ أَوِ الطِّفْلِ الَّذِینَ لَمْ یظْهَرُوا عَلَی عَوْرَاتِ النِّسَاء وَلَا یضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِیعْلَمَ مَا یخْفِینَ مِن زِینَتِهِنَّ وَتُوبُوا إِلَی اللَّهِ جَمِیعًا أَیهَا الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ».
« به زنان با ایمان بگو دیدگان خود را [از هر نامحرمی] فرو بندند و پاکدامنی ورزند و زیورهای خود را آشکار نگردانند مگر آن چه طبعاً از آن پیداست، و باید روسری خود را بر گردن خویش [فرو] اندازند و زیورهایشان را جز برای شوهرانشان یا پدرانشان یا پدران شوهرانشان یا پسرانشان یا پسران شوهرانشان یا برادرانشان یا پسران برادرانشان یا پسران خواهرانشان یا زنان [همکیش] خود یا کنیزانشان یا خدمت کاران مرد که [از زن ]بی نیازند یا کودکانی که بر عورت های زنان وقوف حاصل نکرده اند آشکار نکنند و پاهای خود را [به گونه ای به زمین ]نکوبند تا آنچه از زینت شان نهفته می دارند معلوم گردد. ای مؤمنان!همگی [از مرد و زن ]به درگاه خدا توبه کنید امید که رستگار شوید».
« وَ الْقَوَاعِدُ مِنَ النِّسَاء اللَّاتِی لَا یرْجُونَ نِکَاحًا فَلَیسَ عَلَیهِنَّ جُنَاحٌ أَن یضَعْنَ ثِیابَهُنَّ غَیرَ مُتَبَرِّجَات بِزِینَه وَ أَن یسْتَعْفِفْنَ خَیرٌ لَّهُنَّ وَ اللَّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ.»
« و بر زنان از کار افتاده ای که [دیگر ]امید زناشویی ندارند گناهی نیست که پوشش خود را کنار نهند [به شرطی که] زینتی را آشکار نکنند، و عفت ورزیدن برای آن ها بهتر است و خدا شنوای داناست.»
گزارش های تاریخی حاکی از آن است که مسلمانان بعد از نزول این آیات، رویه متفاوتی را پیش گرفتند و با شنیدن این آیات به ضرورت ایجاد تغییرات و دگرگونی هایی در چگونگی پوشش زنان پی بردند و به همین دلیل بعد از نزول این آیات، زنان با پوشش های متفاوتی در اجتماع حاضر می شدند.
از آنچه گذشت معلوم می شود که برداشت مردم از این آیات، ضرورت تجدید نظر در چگونگی حضور زنان در اجتماع و بین نامحرمان بود.
فقها و مفسران نیز مفاد این آیات را وجوب پوشش خاص برای زنان در برابر مردان نامحرم دانسته اند. در محدوده دلالت آیات، 32ـ33 و 53 سوره احزاب نیز بین مفسران اختلاف است. از ظاهر آیه چنین استنباط می شود که آیه مختص زنان پیامبر(ص) است و دستورات خاصی برای آنان به دلیل موقعیت ویژه آنها ذکر شده است. چنان که استاد مطهری(ره) در پاسخ نقدهایی بر کتاب مسأله حجاب می نویسد:
«جمله


پاسخی بگذارید