c
دانشگاه آزاد اسلامي
واحد تهران شرق (قيامدشت)
پايان‌نامه كارشناسي ارشد رشته علوم ارتباطات اجتماعي
موضوع:
نقش اخلاق حرفه‌اي در توسعه روزنامه‌نگاري
از ديدگاه سردبيران مطبوعات و سايتهاي خبري و استادان ارتباطات و روزنامه‌نگاري تهران
استاد راهنما:
دكتر سروناز تربتي
استاد مشاور:
دكتر يونس شكرخواه
پژوهشگر:
سيدابوالحسن مختاباد امرئي
زمستان 1391
سپاسگزاری
هرچه جز شُکر خدای احسن است
گر شَکرخواری است آن جان کندن است
در نگارش این پایاننامه یاریهای مشفقانه و بیبخل استادان در تمامی مراحل کار به مانند توشهای برکت‌خیز رفیق راهم بود. لازم میدانم از تلاش آنها قدردانی کنم و همتشان را بستایم و بر دست و ذهن دانشوارانهاشان بوسه تحسین زنم.
از خانم دکتر تربتی، استاد راهنمای این کار که با راهنماییهای مفید و موثر و تذکرات بجا مسیر پرپیچ و خم این رساله را هموار ساختند.
از دکتر یونس شکرخواه که همانند برادری مهربان و مشاوری امین چه در این رساله و چه در دیگر امور وقت و انرژی و دانششان را بیریب و رشوت در اختیارم گذاشتند.
از دکتر نادر صادقی لواسانی که در مقام استاد داور، تذکرات راهگشا برای این کار دادند و در نهایت از همسر مهربانم، مریم جباری امیری، که اگر نبود پیگیریهای مشفقانه و بسترسازیهای گرهگشایش، این کار به فرجام و انجامی نمیرسید.
انهُ ولیٌ النّعم
فهرست مطالب
چكيده12
فصل اول13
كليات پژوهش13
مقدمه1
بيان مسئله3
ضرورت پژوهش8
اهداف پژوهش12
فرضيه‌هاي پژوهش13
پرسشهاي تحقيق13
متغيرهاي پژوهش14
نامگذاري متغيرها14
تعريف متغيرها14
تعريف نظري14
تعاريف عملياتي متغيرها16
فصل دوم18
ادبيات و پيشينه پژوهش18
اخلاق19
اخلاق از ديد سقراط19
اخلاق از نظر ارسطو20
اخلاق از نظر كانت21
انقلاب در اخلاق21
داوري‌هاي اخلاقي و داوري‌هاي فارغ از اخلاق22
مهمترين نظريه‌ها درباره اخلاق23
عقلگروي اخلاقي23
نسبيگرايي فرهنگي 25
نسبينگري اخلاقي25
نظريه‌هاي اخلاقي ارزش‌نگر و تكليف‌نگر27
ديدگاه‌هاي مشابه در اخلاق هندو 27
نظریه ذهنيگرايي اخلاقي28
نظريه عاطفه‌گرايي 29
مكتب فايدهنگري29
نظريه اخلاق مبتني بر قرارداد اجتماعي30
چيرگي دو مكتب اخلاقي31
نظريات اخلاقي و جامعه32
جامعه و انواع مسائل اخلاقي34
اخلاق كاربردي34
اخلاق‌شناسي حرفه‌اي35
ورود اخلاقيات به روزنامه‌نگاري36
اخلاق رسانه‌اي40
چرا اخلاق حرفه‌اي به خطر مي‌افتد؟41
1- عوامل اقتصادي:41
2- موقعيت خاص:41
3- منع قانوني:42
4- نفع مالكان و ناشران:42
5- خبر در برابر تبليغ:42
6- نگاه جامعه:43
چهار نظريه مربوط به مطبوعات 43
نظريه اقتدارگرا43
نظريه آزادي‌گرا44
نظريه كمونيست شوروي44
نظريه مسئوليت اجتماعي 45
نظريه مسئوليت اجتماعي مبناي نظرورزي درباره اخلاق‌رسانه‌ها46
زمينه‌هاي مقررات اخلاق حرفه روزنامه‌نگاري49
الف – آگاهي‌دهي عمومي49
ب – آزادي مطبوعات، شرط اساسي فعاليت روزنامه‌نگاري49
پ – بيان حقيقت، وظيفه بنيادي روزنامه‌نگار49
ت- احترام به حيثيت فردي و زندگي خصوصي50
پيشينه ادبيات50
اسرار حرفه‌اي و اصول اخلاقي روزنامه‌نگاران50
تجربه كشورهاي ديگر در حوزه مقررات اخلاق حرفه‌اي52
گزارش تحقيق يونسكو در سال 1980 با عنوان اخلاق‌شناسي رسانه‌ها53
اصول اخلاقي حرفه روزنامه‌نگاري در ايران55
توسعه57
تعريف توسعه57
نظريه رسانه‌هاي توسعه60
توسعه روزنامه‌نگاري و مطبوعات در ايران63
رويكرد برنامه‌هاي توسعه در زمينه ارتباطات در ايران64
پيشينه مطالعات65
بررسي تحقيقات انجام شده در داخل ايران65
تحقيقات انجام شده در خارج از ايران68
جمعبندي تحقيقات انجام شده در ايران و خارج از ايران69
فصل سوم70
روش اجراي پژوهش70
روش كيو71
انتخاب گويه‌ها72
انتخاب نمونه تحقيق73
مقياس تحقيق73
ارزشيابي گويه‌هاي تحقيق73
گويه‌هاي مورد توافق73
گويه‌هاي مورد اختلاف:74
استخراج نتايج74
گويه‌هاي اين پژوهش74
گويه‌ها74
فصل چهارم81
يافتههاي تحقيق81
بررسي يافتهها بر اساس آزمون Q82
الف) گويه‌هاي مورد توافق استادان علوم ارتباطات و روزنامه‌نگاري و سردبيران مطبوعات و سايتهاي خبري83
تفاوت فاحش در نگاه به گويه‌هاي مرتبط با فلسفه اخلاق85
روزنامه‌نگاران اشتباهات خود را ميپذيرند86
ب) آرايه نزولي گويه‌هاي گونه اول (سردبيران مطبوعات و سايتهاي خبري)92
عدم پايبندي صدا و سيما به اخلاق حرفه‌اي روزنامه‌نگاري92
نقش ويرانگر آميختگي تبليغ بازرگاني با خبر93
موظف بودن رسانه به انعكاس نظر طرفي كه خبري بر عليهاش منتشر ميكند93
اهميت اعتماد جامعه به يك رسانه94
حق جامعه براي رعايت استانداردهاي حرفه‌اي توسط رسانهها95
ترد رسانه‌اي كه اشتباه خود را اصلاح نكند95
بي‌ارتباطي توقيف مطبوعات با رعايت اخلاق حرفه‌اي مطبوعاتي95
ج) آرايه نزولي گويه‌هاي گونه دوم (استادان علوم ارتباطات و روزنامه‌نگاري)102
نگاه فرهنگي به توسعه103
غيبت عالمان علوم اجتماعي و انساني در برنامه‌ريزي‌هاي توسعه كشور103
رعايت استانداردهاي حرفه‌اي103
نقش ويرانگر آميختگي تبليغ بازرگاني با خبر104
موظف بودن رسانه به انعكاس نظر طرفي كه خبري بر عليهاش منتشر ميكند104
د) گويه‌هاي مورد اختلاف پاسخ‌گويان113
اختلاف نظر بر سر رعايت نكردن اخلاق حرفه‌اي در تشكل‌هاي مطبوعاتي از دلايل توسعه‌نيافتگي تشكل‌ها113
اختلاف نظر برسر نبود نهاد ناظر بر اعمال رسانهها از جانب خود آنها114
اختلاف نظر بر سر رعايت حقوق مولفان و مصنفان در صدا و سيما114
بحث و نتيجه‌گيري123
محدوديت‌هاي پژوهش128
پيشنهادها129
فهرست منابع و مآخذ131
فهرست منابع فارسي132
فهرست منابع غير فارسي136
منابع اینترنتی136
پيوست‌ها و ضمائم137
چكيده انگليسي143
فهرست جداول
جدول شماره 1. آرايه نزولي گويه‌هاي مورد توافق سردبيران و استادان علوم ارتباطات درباره 60 گويه پژوهش88
جدول 2. آرايه نزولي پاسخ‌هاي پاسخ‌گويان گونه اول (27 نفر) به تمامي گويه‌ها به‌وسيله نرم‌افزار كوانل98
جدول شماره 3. آرايه نزولي پاسخ‌هاي پاسخ‌گويان گونه دوم (13 نفر) به تمامي گويهها به‌وسيله نرم‌افزار كوانل109
جدول 4. گويه‌هاي مورد اختلاف دو گونه پاسخ‌گويان در موضوع نقش اخلاق حرفه‌اي در توسعه روزنامه‌نگاري116
جدول5. آرایه نزولی گروه‌های مورد مخالفت (بیشترین تشابه مخالفت یا بیشترین عدم توافق) دو گونه پاسخ‌دهنده درباره نقش اخلاق حرفه‌ای در توسعه روزنامه‌نگاری117
جدول 6. آرایه نزولی گروه های مورد توافق (بیشترین تشابه موافقت) دو گونه پاسخ‌دهنده درباره نقش اخلاق حرفه‌ای در توسعه روزنامه‌نگاری118
جدول 7. ماتريس ضريب همبستگي پاسخ‌هاي پاسخگويان گونه اول119
جدول 8. ماتريس ضريب همبستگي پاسخ‌هاي پاسخ‌گويان گونه دوم120
جدول 9. جدول وزنی پاسخ‌های پاسخگویان گونه اول(27 نفر)121
جدول 10. جدول وزنی پاسخ‌های پاسخگویان گونه دوم(13 نفر)122
جدول شماره 11 نمونه گويه‌هاي ارسالي براي سردبيران مطبوعات و استادان علوم ارتباطات در تهران (1391)138
چكيده
هدف از اين پژوهش بررسي«نقش اخلاق حرفه‌اي در توسعه روزنامه‌نگاري‌ از ديدگاه سردبيران مطبوعات و استادان ارتباطات و روزنامه‌نگاري تهران» بود. پژوهش حاضر با استفاده از روش آماري كيو و نرم‌افزار كوانل انجام شد.
بعد از تدوين پرسشنامهاي با 60گويه، پرسشنامهها براي 20 استاد و مدرس ارتباطات و روزنامه‌نگاري و 20 سردبير مطبوعات و سايتها ارسال شد. این پژوهش به دنبال اثبات فرضیه خاصی نبود، بلکه قصد آن بود دیدگاه و نگرش سردبیران مطبوعات و استادان علوم ارتباطات در مورد اخلاق حرفهای روزنامه نگاری و نقش آن در رشد و توسعه این حرفه به دست آید.
متغير وابسته اين پژوهش «توسعه روزنامه‌نگاري» بود و متغير مستقل «اخلاق حرفه‌اي روزنامه‌نگاري» كه در 60 گويه مورد پرسش در دو گروه يادشده اجرا شد. داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار كوانل تحليل شد و ضريب همبستگي پيرسون 624/0 به دست آمد.
نتايج نشان داد كه دو گروه یاد شده در مورد ارتباط بین مسائل کمی مرتبط بین توسعه مطبوعات و ارتباط آن با اخلاق حرفهای روزنامهنگاری نظر موافقی ندارند،اما درباره مسائل کیفی مرتبط با توسعه روزنامهنگاری و ارتباط آن با اخلاق حرفهای و اهدافی که برای این پژوهش در نظر گرفته شده بود تا حدودی نظر موافق دارند.
كليد واژه‌ها: اخلاق، اخلاق حرفه‌اي، اخلاق حرفه‌اي روزنامه‌نگاري، توسعه روزنامه‌نگاري و مطبوعات،صدا و سیما
فصل اول
كليات پژوهش
1-1- مقدمه
«ارتباط اجتماعي از طريق نوشتار چاپي، مدتهاي طولاني تنها در پرتو يك آزادي پرجاذبه، موسوم به آزادي بيان1 صورت ميگرفت و به همين لحاظ، روزنامه‌نگاران غربي به خود ميبالند كه همكاران پيشين آنان در قرون 17 و 18 ميلادي در راه تامين و تضمين اين آزادي و تبديل مطبوعات به ركن چهارم دموكراسي نقش مهمي‌ايفاء كردهاند.
اما از اواسط قرن نوزدهم، به دنبال پيشرفتهاي سريع تكنيكهاي جديد ارتباطي و جايگزيني آتليههاي چاپي كوچك مورد استفاده روزنامههاي عقيدتي و سياسي قبلي با يك صنعت جديد مطبوعاتي كه همزمان با افزايش پرجهش شهرنشيني و مخصوصا توسعه سريع آگهيهاي بازرگاني و سهم بيش از پيش و رو به رشد آنها در تامين مالي روزنامهها و پاسخگويي به مقتضيات سودآوري موسسات بزرگ انتشاراتي صورت گرفت، مسائل جديدي در مورد كيفيت كار روزنامه‌نگاري پديد آمدند. به گونهاي كه از آن پس ديگر براي حل مسائل، تكيه بر نقش حياتي آزادي بيان و مخصوصا آزادي مطبوعات2 براي پيشرفت و توسعه روزنامهها كفايت نميكرد و روزنامه‌نگاران3 ناچار بودند براي مقابله با مسائل مذكور، راه حلهاي مناسب بيابند.
روزنامه‌نگاراندر اين ميان، به ويژه توجه پيدا كردند كه اكنون در جامعهاي فعاليت ميكنند كه پيامهاي ارتباطي آنها به شكل انبوه و نامشخص، پخش و منتشر ميشوند و الزاما با شرايطي روبرو ميگردند كه ديگر تنها اتكاي به آزادي بيان براي انجام صحيح كار حرفه‌اي آنان كافي نيست و در اين زمينه مسئوليت4 آنها نيز بايد طرف توجه قرار بگيرد.
ضرورت چارهجويي براي مسائل مذكور، سبب شد كه در ميان روزنامه‌نگاران و مديران مطبوعات به تدريج گرايشهاي تازهاي براي تدوين و تصويب مجموعههاي اصول و مقررات اخلاقي حرفه روزنامه‌نگاري و تاسيس نهادهاي غير دولتي مستقل و نويني، موسوم به شوراي مطبوعات5، به منظور حراست از آزادي مطبوعات و نظارت بر اجراي اصول و مقررات مذكور پديد آيند.» (معتمدنژاد، معتمدنژاد، 356- 7:1386)
از سوي ديگر و به دنبال رشدو توسعه مطبوعات و گسترش فراوان آن و مشكلاتي كه در حوزه عمومي‌نسبت به نحوه انعكاس اخبار و رويدادها رخ ميداد«ضرورت تدوين و تصويب اصول و مقررات اخلاقي حرفه روزنامه‌نگاري6، همراه باتوسعه مطبوعات خبري تجارتي، از اواخر قرن نوزدهم و اوايل قرن بيستم، ابتدا از سوي انجمنها و اتحاديههاي صاحبان مطبوعات و روزنامه‌نگاران كشورهاي غربي وسپس در سطح جهاني از طرف سازمانهاي حرفه‌اي بينالمللي، منطقهاي و همچنين «جامعه ملل» 7و «سازمان ملل متحد»8 مورد توجه قرار گرفت.» (انتظامي، 257: 1388)
از جانبي و «با آغاز شكلگيري مطبوعات نوين، همراه با ظهور نظريه مردمسالاري، بازگوكردن حقايق و پايبندي به صحت مطالب به سرعت به يكي از اجزاي مهم روزنامه‌نگاري تبديل شد.» (كواچ9 و روزنتسيل10، ترجمه حيدري،10: 1385)
1-2- بيان مسئله
از نظر كانت11 «اخلاق اين است كه انسان راست بگويد، نه براي اينكه راست گفتن را وسيله رسيدن به هدف ديگري ميداند، خدمت به مردم بكند نه براي اينكه اين كار براي او سعادت ميآورد بلكه براي اينكه بايد راست گفت، بايد خدمت به خلق كرد و… يعني بايد هيچ غايتي را در نطر نگيريد. به محض اين كه غايتي را در نظر گرفتيد وگفتيد ما اين فعل را انجام ميدهيم براي اينكه به آن غايت برسيم ديگر شما اخلاقي زندگي نميكنيد، بلكه مصلحت انديشي ميكنيد… انسان وقتي اخلاقي زندگي ميكند كه احكام اخلاقي را به صورت مطلق، نه وسيله، در نظر بگيرد و انجام بدهد… به عبارت ديگر اخلاق را نبايد وسيله دانست، اخلاق خود هدف است». (ملكيان، 156: 1379)
در مقابل ديدگاه كانت ديدگاه فايدهگرايان12 قرار دارد كه از جمله معروفترين آنها جان استوارت ميل13 است كه معتقد است «اخلاق، يا عمل بايسته، عبارت است از افزودن لذت و شادكامي‌و ربطشان در اين است كه جست وجوي لذت خود (كه همان خوشبختي است)، وقتي به شكلي پيچيده و دورانديشانه جست و جو شود، به افزايش خوشبختي عمومي‌(كه همان اخلاق است) منجر ميشود» (ميل، 34: 1388)
ديدگاههاي مرتبط با مشربهاي مختلف در فلسفه اخلاق در نهايت بايد بروزات عملي خود را نشان ميداد، بر چنين بنياني«در دهههاي اخير كوشش به عمل آمده است تا معاني دو واژه اخلاق و اصول اخلاقي از هم تفكيك شوند و با يكديگر مشتبه نگردند. به اين منظور، واژه «اخلاق» 14براي مشخص كردن معيارهاي «رفتار نيك»15 و واژه «اصول اخلاقي»16 براي معرفي يك رويكرد فردگرا و حتي علمي‌و توجيهي در مورد «قواعد رفتاري»17 به كار گرفته شدهاند.» (معتمدنژاد، معتمدنژاد، 361: 1386)
اين تحولات و گسترش روز افزون و شعبه، شعبه شدن علوم انساني سبب شد تا رويكردي تخصصيتر در حوزه «اخلاق‌شناسي»18 شكل بگيرد. رويكردي كه به اعتقاد دكتر معتمدنژاد از آن به عنوان اخلاق‌شناسي حرفه‌اي ميتوان ياد كرد «اخلاق‌شناسي حرفه‌اي، به نوعي، در حد فاصل بين «اخلاق» كه به آن تكيه مي‌كند و «حقوق» كه ظواهر آن را حائز است، قرار مي‌گيرد و چنين وضعيتي سبب مي‌شود كه گاهي مقررات اخلاق‌شناسي با مقررات حقوقي، همگرايي داشته باشند و در بعضي زمينه‌ها هم با آنها در تعارض باشند… در حالي كه «اصول اخلاقي» به منزله قدرت زير سوال بردن مجموع فرآيند اطلاعات، طرف توجه قرار مي‌گيرد، اخلاق‌شناسي زمينه كاربرد محدود يك اخلاق ويژه فعاليت روزنامه‌نگارانه را معرفي ميكند. به عبارت ديگر اخلاق‌شناسي، قواعد حرفه‌اي را كه معرف شرايط معمولا قابل قبول يك اطلاع يا خبر صحيح عمل‌گرايانه آن هستند، در بر دارد به نحوي كه بر يك اخلاق حاكم بر فعاليت روزانه روزنامه‌نگاري استوار است.» (معتمدنژاد، معتمدنژاد، 367:1386)
از آن پس در شاخههاي مختلف و پيشههاي گوناگون آييننامهها و نظامنامههاي بسياري نوشته شد، چرا كه تهيه‌كنندگان اين گونه مرامنامهها معتقد بودند«هر نوع اخلاق به كاري ربط مييابد، حرفه و شغلي كه ما سرگرم آن هستيم. از آنجا كه هر حرفه و شغل مناسب و خوب ميتواند موجب رضايت خاطر صاحب آن باشد، اخلاق مربوط به آن حرفه و شغل اهميت مييابد. خوب عملكردن در هر حرفه به اين معناست كه به قوانين آن حرفه كه براي آن هدفگذاري شده است، دست يابيم. در مورد پزشكي، آرمان حرفه‌اي سلامت است يا در مورد وكلا وضع آرماني دستيابي به عدالت… آرمان حرفه‌اي در روزنامه‌نگاري همان الگويي است كه كار مطبوعاتي را ميسازد…. اگر كسب درآمد، روش مسلط و آرماني يك روزنامه‌نگار باشد، به او ميتوان كاسبكار يا اطلاعات فروش نام داد، نه يك روزنامه‌نگار خوب.» (ساندرز19، 36: 1386) »
بر چنين بنياني است كه «اين نوع اخلاق‌شناسي بر رويكردي تجربي درباره تكاليف مختلف مربوط به يك وضعيت اجتماعي يا يك حرفه مشخص اتكاء‌دارد. بر اين مبنا، خصوصيت‌هاي ابزاري و در نتيجه آن، محدوديت‌هاي اخلاق‌شناسي، آنچنان كه اغلب نيز به خوبي درك مي‌شوند، آشكار مي‌گردند. اين گونه، اخلاق‌شناسي روزنامه‌نگاران هم مانند اخلاق‌شناسي پزشكان يا اخلاق‌شناسي وكلاي دادگستري، ويژگي‌هاي مربوط به خود را داراست.» (معتمدنژاد، معتمدنژاد،366: 1386)
«در اين كه رعايت اخلاق در روزنامه‌نگاري الزامي‌است، ترديدي وجود ندارد. جعل مطالب، تجاوز به حريم خصوصي اشخاص، زيرفشار و زجرگذاشتن، پولدادن به مجرمان يا تشريح رفتارهاي جنسي، همه عرصههايي است كه در طي بيست سال اخير، چالشهايي جدي پديد آورده است.» (ساندرز، 70، 1386)
بر اساس چنين موارد ملموس و عيني است كه در جوامعي كه مطبوعات در تمامي زمينهها توسعه يافتند، بر اين نكته انگشت تاكيد نهاده شد كه«اخلاق روزنامه‌نگاري مبتني بر يك تصميم شخصي يا ذهني توسط يك فرد براي اطاعت از برخي قواعد نيست. اخلاق روزنامه‌نگاري20 بايد بازتاب شماري از تعهدات اجتماعي باشد كه نميتوان از زير آنها شانه خالي كرد و يا خودسرانه آنها را نفي كرد.» (اي وارد، 121، 1385)
ضرورت چاره‌جويي براي مسائل مذكور سبب شد تا كه در ميان روزنامه‌نگاران و مديران مطبوعات، به تدريج گرايش‌هاي تازه‌اي براي تدوين و تصويب مجموعه‌هاي اصول و مقررات اخلاقي حرفه روزنامه‌نگاري و تاسيس نهادهاي غيردولتي مستقل و نويني، موسوم به«شوراي مطبوعات»، به منظور حراست از آزادي مطبوعات و نظارت بر اجراي اصول و مقررات مذكور پديد آيند.» (معتمدنژاد، معتمدنژاد،357: 1386)
اين رويكرد در حيطه كلان ماجرا سبب شد تا «قوانين حرفه‌اي كه وظايف روزنامه‌نگاران را مشخص ميكند، در بيست سال اخير بسيار پرتعداد شود. روزنامه‌نگاران وظيفهشناس مباني اخلاقي خود را به اين قوانين وابسته ميدانند. اين قوانين در جاي خود بيترديد بسيار مفيد است. زيرا روشهاي كلي براي حل اختلاف در برخي از فعاليتهاي مطبوعاتي تعريف ميكند.» (ساندرز، 41: 1386)
بر چنين بنيادي و با توجه به تجربههاي جهاني در زمينه اصول اخلاقحرفه‌اي روزنامه‌نگاري21 بايد «يكي از دلايل توسعه‌نيافتگي مطبوعات و روزنامهگاري در ايران اين است كه مطبوعات روزانه ايران غالبا به اسلوب كار توجه چنداني نشان ندادهاند. از نظر نويسندگان آنها (روزنامه‌نگاران) چيزي به نام «حقيقت»22 وجود دارد كه بايد هر چه سريعتر از آن پرده برداشت. اما نتيجهاي كه در عمل عايد ميشود اين است كه به سبب نارسايي شيوه كار، اطلاعات ناكافي يا نادرست، و شتاب بيش از حد روزنامه‌نگار در ابلاغ حقيقت مورد نظر، بسياري از خوانندگان گرفتار اين بدگماني ميشوند كه سرو صداي ممتد و بي‌امان مطبوعات در واقع پرده دودي است براي پوشاندن پارهاي نكات و مسائل.» (واكر23،10: 1382)
گوئل كهن در مقاله خود با عنوان«شناخت جايگاه مطبوعات كنوني ايران در بستر نظريه‌پردازيهاي مطبوعاتي و فرآيند رشد و توسعه ملي» كه در مجموعه مقالات «نخستين سمينار بررسي مسائل مطبوعات ايران» منتشر شد با اشاره به عوامل بازدارنده در توسعه‌يافتگي مطبوعات كنوني ايران، محتواي كنوني مطبوعات ايران را از دو بعد مورد ارزيابي قرار ميدهد و مينويسد«نخست از بعد نوع مطلب و دوم از بعد شكل ارائه آنها، متاسفانه در هر دو زمينه ناپختگي و ضعف شديدي به چشم ميخورد.» (کهن، 129: 1371)
ضرورت پژوهش
در دو دهه گذشته و با رشد و توسعه عمومي‌و افزايش تعداد با سوادان و در كنار آن افزايش رسانههاي چاپي تا چند برابر و نيز فزوني و رشد قارچگونه رسانههاي ديجيتال و مجازي، ضرورت تدوين مرامنامه و آييننامهاي را درباره نوع سلوك اهالي مطبوعات و رويكردشان به اصولي چون دقت24 و صحت25 خبر و توازن26 و بيطرفي27 و… برجستهتر ميسازد. اما متاسفانه«بحث اخلاق هنوز به كلاسهاي روزنامه‌نگاري ايران راه نيافته است. اين رشته از مطالعات در جوامعي كه روزنامه‌نگاري ريشهدارتر و بسامانتري دارند، از چند دهه پيش به طور جدي ذهن جامعهشناسان، حقوقدانان، مديران و پديدآورندگان رسانهها را به خود جلب كرده است. (ساندرز، 9: 1386)
توجه به اخلاق رسانهها28 نسبت به اخلاق در ديگر حرفهها اهميت بيشتري دارد، چرا كه حرفههاي ديگر وسعت محدودي دارند و اعمال غيراخلاقي در آنها به افراد و صنوف ديگر سرايت نميكند، ولي رسانهها واسطه ميان مردم هستند و بخش زيادي از وقت آنان را به خود اختصاص ميدهند، رسانهها عامل پيوستگي افراد در يك جامعه هستند و غيراخلاقي يا غير اصولي كاركردن آنها، نه تنها تك تك افراد، بلكه بر روابط بين فردي آنان تاثير ميگذارد (جعفرينژاد، 1378، به نقل از سليمي، سلگان حسيني، قاسمي، تركيان ولاشاني،11: 1390)
روزنامهنگاري به عنوان حرفه‌اي كه بدون هيچ ترديد و خواه ناخواه با اجتماع و حقوق شهروندان ارتباط دارد، نيازمند ترسيم حدود و قواعدي است كه مراعات آنها از سويي موجب تضمين حقوق جامعه و از سوي ديگر موجب فراغت خيال و آزادي عمل اهل آن حرفه در مرزهاي تعيين شده گردد؛ ضرورتي كه هيچ يك از حرفهها و مشاغل اجتماعي بينياز از آن نيست.
روزنامه‌نگار به معناي عام آن كه در برگيرنده تمام عوامل انساني موثر در شكلگيري مطبوعات است، براي ايفاي نقش حساس و مهم خود به ناچار بايد از قواعد و ضوابط روشن و مدوني برخوردار باشد تا دغدغه پايمالسازي ناخواسته حقوق و حيثيت ديگران و نيز هراس از تعرض بيدليل و غيرقابل پيشبيني ديگر نهادهاي سياسي و اجتماعي را از خود دور سازد (هوسمن29، 4: 1375)
«مطالعه اخلاق روزنامه‌نگاري رشدي فزاينده داشته است… امروزه دهها كتاب در اين زمينه وجود دارد. چندين نشريه ادواري كه در سطح ملي چاپ و منتشر ميشوند، تماما به اين موضوع اختصاص داشته و دهها نشريه ديگر به گونه اين منظم مقالات و مطالبي درباره«اخلاق روزنامه‌نگاري»30 منتشر ميكنند.» (هوسمن، 6: 1375)
همين رويكرد و انگيزه و البته درك اين مسئله كه بايد به يك سامان منطقي عقلاني در چگونگي رفتار وسلوك روزنامه‌نگاران درباره خبرها رسيد، سبب شد تا در كشورهاي توسعهيافته «بيترديد معيارهاي خاصي براي اخلاق تعيين شود و مديران تمامي رسانهها دستورالعملهايي در زمينه اخلاق روزنامه‌نگاري صادر و مقررات خاصي براي چگونگي گردش امور در اين حرفه تعيين نمايند.» (هوسمن، 18: 1375)
از جمعبست مقالات و سخنرانيهاي ارائه شده در نخستين سمينار بررسي مسائل مطبوعات ايران در اواخردهه شصت (اسفند 1369) هم ميتوان اين نتيجه را به دست آورد كه يكي از دلايل ضعف و توسعهنيافتگي31 روزنامه‌نگاري در ايران نبود تعريفي دقيق از ظرايف و دقايق كار روزنامه‌نگاري و نبود يك آييننامه مناسب و منطبق باشرايط كار روزنامه‌نگاري در ايران و تعهد روزنامه‌نگاران در مرحله عمل به آن است. اين مسئله در«دومين سمينار بررسي مسائل مطبوعات ايران» كه در خرداد 1377 برگزار شد، با تاكيد بيشتري روبرو گرديد. به نحوي كه معتمدنژاد در مقاله خود و بعد در كتابش ضمن ارائه پيشينهاي از تحولات روزنامه‌نگاري درغرب و كشورهاي توسعهيافته و تاكيد بر اين نكته كه آنها از دهه 20 قرن بيستم به اين نكته متفطن شده بودند كه يكي از اركان توسعه روزنامه‌نگاري توجه و تدوين آييننامهها و مرامنامههاي اخلاقي32 و تاكيد بر اجراي آنها در كشورها و بنگاههاي مطبوعاتي است، به تلاشهاي يونسكو هم در اين زمينه اشاره ميكند و سپس به وضعيت و نبود اين مسئله در ايران ميپردازد و مينويسد«در ايران هيچ گونه اقدام عملي در اين زمينه انجام نشده است»، 394: 1386)
نگاهي به رسانههاي با پشتوانه مالي و امكانات پشتيباني فراوان هم چنين خلائي را نشان ميدهد. عمده اين موسسات مرامنامههاي اصول اخلاقي حرفه‌اي تدوين نكردهاند تا با بهره‌گيري از آن بتوانند روزنامه‌نگاران و خبرنگاران شاغل در محيط كاري را نسبت به رعايت آن توجه دهند و كارشان را رصد كنند ودر صورت اشتباه وخطا تذكر و به اصلاح مستمر اين فرآيند كمك كنند تا يادگيري در اين زمينه در روزنامه‌نگار نهادينه شود. كاري كه در كشورهاي با رسانهها و روزنامه‌نگاري توسعهيافته صورت ميگيرد كه اگر روزنامه‌نگاري در چند مورد خاص، اصول اخلاق حرفه‌اي را رعايت نكند، بلافاصله او را در همان مورد خاص به دورهها وكارگاههاي آموزشي كوتاهمدت ميفرستند و در صورت تكرار مجازاتهاي سنگيني در حد اخراج و محروميت از كار برايش در نظر ميگيرند تا به ديگر روزنامه‌نگاران توجه دهند كه در اين زمينه بسيار سختگير و بيگذشتند. همين مسئله سبب شده است تا اخبار و اطلاعات نادرست، منابع غيردقيق، بياعتنايي به پاسخگويي به مخاطبان فراوان و انتقال دقيق و صحيح اخبار چندان مورد اعتناي رسانههاي ايران قرار نگيرد. چنانكه برخي از اين رسانهها در صورت رعايت اين گونه مسائل كارشان به دادگاه و تعطيلي هم نميانجاميد.
با توجه به چنين پيشينهاي است كه ضرورت انجام چنين تحقيقي حس ميشود تا از قبل آن درك و دريافت سردبيران روزنامهها از مقولهاي به نام اخلاق حرفه‌اي روزنامه‌نگاران مورد سنجش و ارزيابي قرار گيرد و در كنار آن درك و دريافت استادان رشته ارتباطات در اين زمينه آورده شود.
اهداف پژوهش
1-بررسی نظر سردبیران و استادان در رابطه میان اخلاق حرفهای وتوسعه روزنامهنگاری
2- بررسی نظر سردبیران و استادان به رعایت اخلاق حرفهای در رسانههای ایران
3-بررسی تفاوت و شباهت نظر این دو گروه به رعایت اخلاق حرفهای روزنامهنگاری
4-بررسی نظر این دو گروه به رعایت اخلاق حرفهای در صدا و سیما.
.
فرضيه‌هاي پژوهش
در این پژوهش به دنبال فرضیه خاصی نیستیم بلکه قصد به دست آوردن دیدگاه و نگرش سردبیران مطبوعات و استادان علوم ارتباطات در مورد اخلاق حرفهای روزنامه نگاری و نقش آن در رشد و توسعه این حرفه است.

پرسشهاي تحقيق
1-نگرش سردبیران و استادان به رابطه میان اخلاق حرفهای وتوسعه روزنامهنگاری در ایران چیست؟
2-نگرش سردبیران و استادان به رعایت اخلاق حرفهای در رسانههای ایران چگونهاست؟
3- تفاوتها و شباهتهای این دو گروه به رعایت اخلاق حرفهای روزنامهنگاری چیست؟
4-نگرش دو گروه به رعایت اخلاق حرفهای در صدا و سیما چگونه است؟
متغيرهاي پژوهش
نامگذاري متغيرها
متغير مستقل: اخلاق حرفه‌اي روزنامه‌نگاري33
متغير وابسته: توسعه روزنامه‌نگاري34
تعريف متغيرها
تعريف نظري
اخلاق: شاخه‌اي از فلسفه است كه به مطالعه سرشت و معيارهاي تشخيص حق و باطل، وظايف، ارزش و حيات خير، و اصول مربوط به آنها مي‌پردازد. (پين35، 53: 1382)
تعريف نظري حرفه‌اي: ويژگي شخصي كه در كاري تجربه و تخصص دارد و از طريق آن امرار معاش مي‌كند (انوري و ديگر مولفان، 3500: 1380)
روزنامه‌نگار حرفه‌اي:كسي است كه شغل اصلي، مرتب و بااجرت او، ‌انجام كار در يك يا چند نشريه روزانه يا دوره‌اي يا يك يا چندخبرگزاري است و منابع مالي اصلي خود را از اين طريق به دست مي‌آورد. (معتمدنژاد، معتمدنژاد، 187: 1386)
اخلاق حرفه‌اي روزنامه‌نگاري:«مجموعه‌اي از دستورالعمل‌هاي اخلاقي كه يك روزنامه‌نگار در مسير كار حرفه‌اي خود بايد رعايت كند و منظور از اخلاق حرفه‌اي روزنامه‌نگاري اين است كه روزنامه‌ها در جست‌ و جو، كسب و انتشار اخبار و اطلاعات بايد طوري عمل كنند كه شرافت، اعتبار و حيثيت حرفه‌اي آنها مورد انتقاد و سوال قرار نگيرد» (اسدي، 67: 1381)
توسعه36: مفهومي‌بيش از نوسازي و رشد اقتصادي است و گذشته از بهبود سطح مادي زندگي، عدالت اجتماعي، آزاديهاي سياسي و بزرگداشت ارزشها و سنتهاي بومي‌را هم دربرمي‌گيرد.»(قاضيان، 18: 1372)
تعريف نظري توسعه مطبوعات37: براي توسعه مطبوعات و روزنامه‌نگاري بر عوامل مختلفي تاكيد شده است كه در كل مي‌توان به دو نوع نگاه كمي‌و كيفي در اين زمينه درباره توسعه مطبوعات و روزنامه‌نگاري تاكيد كرد. نگاه كمي‌توسعه مطبوعات را در افزايش تيراژ، افزايش چاپخانه‌ها، فزوني دكه‌هاي مطبوعات و مسائلي از اين دست خلاصه مي‌كند و در مقابل نگاه كيفي به نقش آموزش، ارتباط آزادي بيان با توسعه مطبوعات، نهادهاي مدني مطبوعات، انباشت تجربه و نيز استقلال مطبوعات، امنيت شغلي، نبود سانسور و خودسانسوري، مسائل مديريت تخصصي مطبوعات يا همان روزنامه‌داري، ايجاد بانك اطلاعات، رسالت و مسئوليت اجتماعي مطبوعات و روزنامه‌نگاران، و رعايت حقوق حرفه‌اي و اخلاق حرفه‌اي روزنامه‌نگاران و مسائلي از اين دست تاكيد مي‌كنند.
بر چنين بنيادي است كه به اعتقاد معتمدنژاد «اكنون هم نسبت به اين شاخه مهم حقوق ارتباطات جمعي، شناخت لازم وجود ندارد و بسياري از روزنامه‌نگاران و حقوقدانان به اهميت و ضرورت آن توجه نكرده‌اند. در صورتي كه در بسياري از كشورهاي در حال توسعه، در دهه‌هاي اخير براي وضع قوانين و مقررات استقلال حرفه‌اي روزنامه‌نگاران، كوشش‌هاي مهمي‌صورت گرفته‌اند.» (معتمدنژاد، 27: 1386)
تعاريف عملياتي متغيرها
تعريف عملياتي اخلاق حرفه اي روزنامه‌نگاري: آگاهي‌دهي عمومي، تامين استقلال عملي روزنامه‌نگار وتحكيم حيثيت و منزلت حرفه روزنامه‌نگاري و دفاع روزنامه‌نگار از آزادي اطلاعات، حفظ اسرار حرفه‌اي و خودداري روزنامه‌نگاران از افشاي منابع خبري، پرهيز از كتمان حقيقت و ندادن گزارش مغرضانه، اصلاح اشتباه در اولين فرصت، شناخت دقيق منابع خبري و در صورت ترديد نسبت به يك خبر تعقيب و تكميل آن از منابع ديگر، توجه به حيثيت شخصي و زندگي خصوصي افراد و توهين نكردن و افترا نزدن به افراد، قائل بودن حق تصحيح و پاسخ براي آناني كه حس ميكنند با انتشار يك خبر حيثيت اجتماعي يا فردي آنها ملكوك شده است، درك حساسيت مصاحبه با كودكان، فاش نكردن هويت قربانيان جنايات جنسي، خودداري ازتبليغ تبعيض نژادي، تبعيض قومي، تبعيض مذهبي، تبعيض جنسي و خودداري از سوءاستفاده از اطلاعات مالي به دست آمده درجهت منافع خود و بستگان.» (تلخيص از مقاله دكترمعتمدنژاد در فصلنامه رسانه سال هفدهم، شماره66 تابستان 1385) صفحات 58 و 59)
مجموعه گزاره‌هاي بالا كه سبب مي‌شود تا اخلاق حرفه‌اي به شكل عملي در روزنامه‌ها رواج يابد.

تعريف عملياتي توسعه روزنامه‌نگاري: مجموعهاي از عوامل كمي‌و كيفي كه اسباب رشد و توسعه مطبوعات را فراهم ميكند كه از جمله آنها مي‌توان به آموزش، آزادي بيان، نهادهاي مدني مطبوعات، انباشت تجربه، استقلال مطبوعات، امنيت شغلي، نبود سانسور و خودسانسوري، مسائل مديريت تخصصي مطبوعات يا همان روزنامه‌داري، ايجاد بانك اطلاعات، رسالت و مسئوليت اجتماعي مطبوعات و روزنامه‌نگاران، و رعايت حقوق حرفه‌اي و اخلاق حرفه‌اي روزنامه‌نگاران تدوين و اجراي اخلاق حرفه‌اي روزنامه‌نگاري در رسانهها اشاره كرد.

فصل دوم
ادبيات و پيشينه پژوهش

اخلاق38
اخلاق يا چنان‌كه به آن نام داده‌اند «فلسفه معنوي»39، مجموعه‌اي است از نكته‌هاي دشوار و جدي در مورد چگونگي زيستن، و انديشيدن در مورد اخلاقيات و از دغدغه‌هاي سنت روشنفكري بشر به شمار مي‌آيد كه در جهان غرب، پيشينه آن به عقايد و افكار يونانيان باستان و آثار سقراط40 (حدود 470 تا 399 پيش از ميلاد مسيح)، افلاطون41 (427 تا 347 پيش از ميلاد) و ارسطو42 (384 تا 322 پيش از ميلاد)، باز مي‌گردد.» (ساندرز،37: 1386)

اخلاق از ديد سقراط
سرچشمه واقعي استدلال سقراط درباره اخلاق، قلمرو اخلاق فردي است اگر چه او معتقد است كه «هر عمل خلاف منافع جامعه براي خود عملكننده زيانبار است»و بر اين نكته تاكيد ميكرد كه«مهمترين هدف هر عمل سياسي يا اجتماعي پيشبرد نيكبختي انساني است؛ و مقياس داوري درباره نيكي هر عمل و رفتار در نظر او، تنها اين بود كه آيا آن عمل يا رفتار، قابليت تامين اين هدف را دارد يا نه» (گمپرتس43، جلد2، 611: 1375)

اخلاق از نظر ارسطو
به نظر ارسطو، اخلاق به شخصيت، تقوا و پرهيزكاري وابسته است. از ديد كلي او، اخلاق به روشني چيزي است كه به شخصيت فرد بستگي دارد. پرهيزكاري44 هم پيرامون تعهدو الزام45 شخص شكل مي‌گيرد. شايد گفته شود كه اخلاق، همه اين عرصه‌ها را در برمي‌گيرد. از ديد بسيار كلي، اخلاق به علم مطالعه در زمينه‌ها و اصول خير و شر در رفتار آدمي‌ميپردازد. يعني بررسي ارزشهايي چون شهامت، خودداري شخصي و از خودگذشتگي. اين ارزش‌ها به عنوان تصور انسان از نيكي‌ها، چون معياري در گزينش و داوري كاربرد دارد. بنابراين داوري‌هاي اخلاقي بر مباني و معيارهاي درست و نادرست متمركز مي‌شود و اين جدال در برخود ارزش‌هاي مختلف يا اصول گوناگون پديد مي‌آيد.» (ساندرز، 39: 1386)
اخلاق نظري ارسطو نه حول اين سوال شكل ميگيرد كه «چگونه ميتوانم احساس خوشي را به حد اعلا برسانم؟» و نه اين پرسش كه«تكليف يا وظيفه من چيست؟» بلكه دايرمدار اين سوال كلي است كه: «چگونه بايد نيك زندگي كنم؟» اين سوال لازم نيست ما را به هيچگونه خودخواهي سوق دهد. زيرا ممكن است معلوم شود- و ميشود- كه بخشي از نيكزيستن براي هركسي، سودمند واقعشدن براي دوستان«به جهت خودشان» و منصفانهرفتاركردن با ديگر شهروندان است» (ارسطو، نوسبام46، 1374: 87)

اخلاق از نظر كانت47
«كانت معتقد است افراد بشر در نوعي دموكراسي اخلاقي زندگي ميكنند كه معيارهاي دوگانه در آن جايي ندارد.. كانت ميگويد آنچه در مورد يك فرد صدق ميكند در مورد تمامي افراد مصداق دارد. امر مطلق48 بدين معناست كه هر فرد بايد طوري عمل كند كه رفتارش به صورت يك قانون جانشمول درآيد. مثلا كانت ممكن است چنين استدلال كند كه فرد حتي در صورت گم كردن راه و گرسنگي مفرط نيز حق ندارد به منظور سد جوع سرقت كند ياحتي تحت شرايط قابل توجيه، صداقت را زير پا گذاشته و امر مطلق را نقض كند.» (هوسمن، 26: 1375)
انقلاب در اخلاق
«سال‌هاي آخر قرن هجدهم و قرن نوزدهم شاهد مجموعه حيرتانگيزي از اغتشاشات بود. ايده نوين دولت ملي در پيام انقلاب فرانسه و فروپاشي امپراطوري ناپلئون در حال شكلگرفتن و ظهور بود، انقلاب‌هاي سال 1848 قدرت متداوم ايده‌هاي جديد آزادي، برابري، برادري را نشان مي‌داد. در آمريكا، كشوري جديد با نوع جديدي از قانون اساسي متولد شد و جنگ داخلي خونين آن سرانجام نقطه‌ پاياني بر بردهداري در تمدن غرب نهاد، و در تمام اين مدت انقلاب صنعتي موجب بازسازي كامل جامعه مي‌شد. بنابراين جاي تعجب نيست كه در ميان تمام اين تغييرات مردم كم‌كم به گونه‌اي متفاوت درباره اخلاق فكر كنند. ارزش‌هاي قديمي‌– طرز فكرهاي قديمي‌– تا حد زيادي قدرت خود را از دست داده و در معرض چالش قرار داشتند.» (ريچلز 49، 1389: 140)
داوري‌هاي اخلاقي50 و داوري‌هاي فارغ از اخلاق51
«چيزي را درستخواندن به طور مجرد اطلاع زيادي به ما نمي‌دهد، براي اين كه بگوييم معيارهاي اين ارزيابي چيست، بايد بدانيم در چه سياق يا زمينه‌اي بيان شده است، والا به‌هيچ‌وجه از معناي آني واژه چيزي دستگيرمان نميشود. به عنوان مثال، در نگهداشتن ويولن، پختن كيك، يا ضربهزدن به توپ فوتبال شيوه‌هاي درست و نادرست وجود دارد. اما اين‌ها ربطي به اخلاق ندارند. بلكه سروكارشان با چيرهدستي در نوازندگي با ويولن، پختن دسر است. البته اين فعاليت‌ها خودشان همواره قابل ارزيابي اخلاقي هستند. ولي استفاده ما از زبان هنجاري در تعليم اين فعاليت‌ها معمولاً در حكم بيان داوري‌هاي اخلاقي نيست. مثلاً اگر پدري يا مادري به فرزندش بگويد نبايد با دست‌هايت غذا بخوري اين داوري نيز هنجاري 52است، اما داوري اخلاقي نيست. داوري‌اي است مربوط به آداب و منظور از آن اين است كه كودك آداب خوبغذاخوردن را بياموزد. داوري‌هاي ارزشي53 و داوري‌هاي تجويزي54 با اين‌كه هر دو هنجاري‌اند، يا اخلاقي‌ هستند يا ناظرند بر اموري فارغ از اخلاق. از اين حرف برنمي‌آيد كه چه چيز داوري‌ها را اخلاقي مي‌كند، ولي كافي است اهميت بازشناسايي اين تمايزها را نشان دهيم.

داوري‌هاي هنجاري
داوري‌هاي تجويزي داوري‌هاي ارزشي
فارغ از اخلاق اخلاقی فارغ از اخلاق اخلاقیاخلاقي

اخلاق فارغ از اين كه ماهيتش دقيقاً چيست، در امور بشري پديدار شده است و در كنار مابقي اين امور نوعي چارچوب داوري به دست مي‌دهد. نيز فارغ از اين كه كدام ارزيابي درباره اين كه چگونه انسان از نگاه اخلاقي حكم به درستي و نادرستي چيزي مي‌دهد، معقول‌ترين است. آنچه از نظر اخلاقي درست و نادرست تصور مي‌شود به وضوح در اغلب موارد با آنچه از منظرهاي ديگر درست و نادرست است تعارض دارد.» (هلمز55، 33: 1382)
مهمترين نظريه‌ها درباره اخلاق
عقلگروي اخلاقي56
«يعني انسان در اخلاق عقلگرا باشد. يعني آنچه عقل تمييز ميدهد متابعت كند. و آن را به سقراط نسبت ميدهند كه معتقد بود براي اين كه فضيلت پيدا كنيم، يعني كار خوب واقعي را انجام دهيم، بايد معرفت پيدا كنيم. هر كس كه كار بد انجام ميدهد، جاهل است و معرفت ندارد. هر كه معرفتش افزوده شود، با فضيلتتر است.» (ملكيان، جلد 1 ص 186، 1379)
«اخلاق در حداقل معنا، عبارت است از تلاش براي قرار دادن رفتار خود تحت هدايت دليل (يعني كاري را انجام دهيم كه بهترين دلايل براي انجام آن وجود دارد). و در عين حال قائلشدن ارزش يكسان براي منافع كليه افرادي كه متأثر از رفتار ما خواهند بود. يكي از چيزهايي كه اين مفهوم را نشان مي‌دهد تصويري است از يك عامل اخلاقي باوجدان. يك عامل اخلاقي باوجدان فردي است كه بيطرفانه علاقمند به منافع همه افرادي است كه تحت تأثير آنچه وي انجام مي‌دهد قرار دارند، ‌فردي كه به دقت امور واقع را بررسي كرده و تبعات احتمالي آنها را مورد بازبيني قرار مي‌دهد، فردي كه اصول اخلاقي رفتار را فقط پس از بررسي موشكافانه آنها و حصول اطمينان از معقول بودنشان مي‌پذيرد، فردي كه مشتاق «گوشسپردن به دلايل» است حتي هنگامي‌كه اين امر به معناي لزوم تجديدنظر در عقايد راسخ قبلي‌اش باشد و سرانجام فردي كه مشتاقانه خواهان عملكردن بر اساس نتايج حاصل از اين تعمق است.» (ريچلز، 1389: 30)

نسبيگرايي فرهنگي 57
«در نظر بسياري از متفكرين، اين بينش كه مي‌گويد «ضوابط اخلاقي در جوامع مختلف متفاوت است»، كليدي جهت فهم اخلاق بوده است. آنها قائلند كه تصور وجود حقيقتي جهانشمول در حوزه اخلاق افسانه‌اي بيش نيست. تنها چيزي كه وجود دارد سنت‌هاي جوامع مختلف است. اين سنت‌ها را نمي‌توان صحيح يا ناصحيح دانست. مضمون اين نظريه اين است كه چيزي به نام حقيقت جهان شمول در اخلاق وجود ندارد يا تنها چيزي كه وجود دارد، ضوابط فرهنگي مختلف است و لاغير. به علاوه ضوابط جامعه ما از هيچ شأن ويژه‌اي برخوردار نبوده و صرفاً يكي از بسيار است.» (ريچلز، 36: 1389)

نسبينگري اخلاقي58
1- «باورها و اعمال اخلاقي از فرهنگي به فرهنگ ديگر تفاوت دارد. اخلاق چيزي است براي طبيعت بشر (مثلاً واقعيت‌هايي مربوط به عقل، انگيزه‌ها و عواطف انسان و نيز قابليت او در چشيدن طعم لذت و درد)
2- وضعيت بشر (واقعيت‌هايي مربوط به چگونگي محدوديت‌هايي كه سامان طبيعت بر حيات آدمي‌تحميل مي‌كند، نظير اين كه هر نفسي طعم مرگ را مي‌چشد.)
3- اوضاع و احوال خاص اجتماعي (مثلاً واقعيت‌هاي مربوط به سنت‌ها و آداب و رسوم محلي) يا همه اين سه موارد.
آنچه از حيث اخلاقي درست يا نادرست است، ممكن است در اساس از شخصي به شخص ديگر يا از فرهنگي به فرهنگ ديگر فرق كند.
نسبينگري نمي‌گويد كه شما نمي‌توانيد درباره رفتار ساير مؤمنان و گروه‌ها بر مسند داوري بنشينيد، اما لزوماً مي‌پذيرد كه از منظري اخلاقي اين كار چندان فايده و ارزشي ندارد. نسبينگري مي‌گويد وقتي افراد يا گروه‌هاي مختلف در باب كرداري واحد قضاوت‌هاي گوناگون مي‌كنند، ممكن است حق با همه آنها باشد.» (هلمز، 1382: 335)
«نسبيگرايي فرهنگي نظريه‌اي است درباره ماهيت اخلاق. اين نظريه در نگاه نخست كاملاً موجه به نظر مي‌رسد. اما مانند همه نظريه‌ها مي‌توان آن را مورد تحليل منظقي قرار داد، با تحليل نسبيگرايي فرهنگي در مييابيم كه اين نظريه آن چنان هم كه در ابتدا به نظر مي‌رسيد موجه نيست.
خط مشي نسبيگرايان فرهنگي آن است كه برهاني بر مبناي واقعيت‌هاي موجود درباره تفاوت ديدگاه‌هاي فرهنگي ارائه كرده و از آن نتايجي درباره منزلت اخلاق اخذ كنند. واضح است كه براهين اشكال متفاوتي از يك ايده بنيادين هستند اينها هر دو موارد خاصي از يك برهان كلي‌تر هستند كه مي‌گويد: 1- ضوابط اخـلاقي در جـوامع مختلف متفاوت اسـت 2- بنابراين هيچ حقيقت عيني در حوزه اخلاق وجود ندارد. درست و نادرست صرفاً موضوعهاي عقيدتي هستند و عقايد در فرهنگ‌هاي مختلف متفاوتند. اين برهان را مي‌توان برهان تفاوت‌هاي فرهنگي ناميد. برهاني كه براي بسياري از افراد بسيار قانعكننده است. مقدمات برهان به باورهاي مردم مربوط مي‌شود: در جوامع مختلف مردم باورهاي متفاوتي دارند اما نتيجه اخذشده درباره اين است كه واقع حقيقت امر چيست. ايراد كار در اينجاست كه اين نوع نتيجه به نحو منطقي استنتاجپذير از اين نوع مقدمات نيست.» (ريچلز، 1389: 38- 39)
نظريه‌هاي اخلاقي ارزش‌نگر59 و تكليف‌نگر60
«برخي از نظريه‌ها معتقدند كه ارزشگذاري مقدم است و داوري‌هاي اخلاقي به داوري‌هاي ارزشي وابسته‌اند نظريه‌هاي ديگر بر اين رأي استوارند كه تجويز مقدم است و داوري‌هاي اخلاقي جزئاً يا كلاً مستقل از ارزشگذاري‌هاست. گروه نخست، نظريه‌هاي ارزش‌نگر و گروه دوم، نظريه‌هاي تكليف‌نگرند.
مثلاً نظريه‌هاي فرااخلاقي نظريهاي تكليف‌نگر است، زيرا اصلاً به ارزش‌هاي خير اشاره نمي‌كند. نظريه‌اي كه مي‌گويد (درست) يعني آنچه به تحقق بيش‌ترين خير براي جامعه من ياري مي‌رساند نظريه‌اي است ارزش‌نگر زيرا درست را برحسب خير تعريف مي‌كند. تقريباً همه نظريه‌هاي هنجاري اخلاق نيز در يكي از اين دو دسته جاي مي‌گيرند.» (هلمز،58: 1382)
ديدگاه‌هاي مشابه در اخلاق هندو 61
«در بخش‌ زيادي از تفكرات هندو تنها ميان فرد و جامعه تناظر وجود ندارد، بلكه ميان فرد، جامعه و كل عالم نيز تناظر برقرار است. ساختار هر سه اين‌ها يكسان است. فرد عالم صغيري است در عالمي‌كبير. اين نگرش مبناي فلسفي نظام كاستي هندي است. بر طبق اين نظام، چهار كاست سامان اجتماعي را تشكيل مي‌دهند. در بالاترين سطح مردماني هستند كه صفات معنوي در ايشان غالب است و در پايين‌ترين سطح كساني هستند كه قابليت‌هاي جسمي‌در آن‌ها غلبه دارد و ايشان كارگرانند. در ميان اين دو كاست كساني جاي دارند كه عقل در ايشان غالب است. اين چهار كاست، بازتاب تقسيمبندي چهارگانه ساختار وجود آدمي‌است كه مركب است از نفس بدن، عقل و ضمير. اين رويكرد به شدت بر تكاليفي كه بر عهده شخص است، تا نقش خاص خود را درجهان انجام دهد، تاكيد مي‌كند. بنابراين، مسلم است كه نوعي اخلاق مبتني بر كردار است نه اخلاقي مبتني بر فضيلت. با اين حال، رويكرد يادشده از افراد مي‌خواهد كه با تحققبخشيدن به دارماي خويش، در راه رسيدن به كمال بكوشند. اين تحقيق در حكم شكلهايي از تحققبخشيدن به خويش يا خودپروري است و آدمي‌را از فرديت خلق و خو و منش فردي خلاص مي‌كند.» (هلمز، 90: 1382)
نظریه ذهنيگرايي اخلاقي62
«ذهنيگرايي اخلاقي عبارت است از اين ايده كه عقايد اخلاقي مبتني بر احساسات ما هستند و لاغير. بر اساس اين ديدگاه، چيزي به نام درست و نادرست عيني وجود ندارد. ذهنيگرايي اخلاقي نظريه‌اي نيست كه درباره خوب و بد اعمال بحث كند. همچنين سعي بر اين ندارد كه به ما بگويد بايد چگونه زندگي كنيم يا چه آراء اخلاقي‌اي را بايد قبول كنيم. ذهنيگرايي اخلاقي از اين دست نظريه‌ها نيست، بلكه نظريه‌اي درباره ماهيت احكام اخلاقي است. بر طبق اين نظريه، ما صرف‌نظر از اينكه چه احكام اخلاقي‌اي صادر مي‌كنيم. صرفاً احساسات شخصي خودمان را ابراز مي‌كنيم و لاغير.» (ريچلز، – 1389: 54 – 5)
نظريه عاطفه‌گرايي 63
«بنا بر نظريه عاطفه‌گرايي، زبان اخلاق زبان بيانكننده امور واقع نيست، و نوعاً نه به منظور انتقال اطلاعات، بلكه به منظور كاملاً متفاوتي مورد استفاده قرار مي‌گيرد. اولاً اين زبان به عنوان وسيله‌اي براي واداركردن افراد به انجام كاري خاص به كار مي‌رود. دوم اينكه زبان اخلاق جهت اظهار (نه گزارش) نگرش شخصي به كار مي‌رود.» (ريچلز، 1389: 62)
مكتب فايدهنگري64
«مرام و مسلكي كه فايده، يا اصل بيشترين خوشبختي را به عنوان مبناي اخلاقيات مي‌پذيرد، بر اين باور است كه اعمال درست اند به تناسبي كه به افزايش خوشبختي گرايش دارند، نادرست اند به تناسبي كه به افزايش ناخوشبختي گرايش دارند. منظور از خوشبختي، لذت و نبود رنج است؛ و منظور از ناخوشبختي، رنج و محروميت از لذت است.» (ميل، 1388: 57)
«بنتام استدلال مي‌كرد كه يك اصل اخلاقي نهايي وجود دارد و آن اصل فايدهمندي است. اين اصل مستلزم آن است هرگاه ما حق انتخاب بين اعمال جايگزين يا خطمشي‌هاي اجتماعي جايگزين داشته باشيم، بايد آني را انتخاب كنيم كه بهترين پيامدهاي كلي را براي همه افراد مربوطه داشته باشد. هنگامي‌كه مي‌خواهيم تصميم بگيريم كدام عمل را انجام دهيم، بايد بپرسيم كدام نحوه از رفتار بيشترين ميزان خوشبختي را، براي همه كساني كه متأثر از تصميم ما هستند، ايجاد خواهد كرد. اخلاق مستلزم آن است كه ما آن كاري را انجام دهيم كه از اين نقطه نظر بهترين باشد.» (ريچلز، 1389: 140- 2)
«بنتام65 در كتاب «اخلاق‌شناسي يا علم اخلاق»، منفعت‌گرايي را مستلزم يك اخلاق عملي شناخته است، اخلاقي كه از طريق ترويج هنجارها و كاربرد آنها به مثابه ابزار كنترل اجتماعي و محدوديت آزادي فرد، پديد مي‌آيد.» (معتمدنژاد، معتمدنژاد، 1386: 366)
نظريه اخلاق مبتني بر قرارداد اجتماعي66
«نظريه اخلاق مبتني بر قرارداد اجتماعي عبارت است از اين ايده كه اخلاق متشكل است از مجموعه قوانين حاكم بر چگونگي رفتار مردم با يكديگر كه افراد متعقل، براي تامين منافع متقابلشان، بر سر پذيرش آن توافق كرده‌اند، مشروط بر اينكه سايرين نيز از آن قواعد تبعيت كنند. قدرت اين نظريه تا حد زيادي ناشي از اين واقعيت است كه پاسخ‌هاي ساده و قابل قبولي براي پرسش‌هاي دشواري درباره اخلاق كه هميشه فلاسفه را سردرگم كرده‌اند، فراهم مي‌سازد.» (ريچلز، 1389: 222)
«يكي از جاذبه‌هاي



قیمت: تومان

دسته بندی : پایان نامه ارشد

پاسخ دهید