دانشگاه آزاد اسلامی
واحد تهران مرکزی
دانشکده روانشناسی وعلوم اجتماعی ،گروه مردمشناسي
پایاننامه برای دریافت درجه کارشناسی ارشد ( M.A)
گرایش: مردمشناسی
عنوان:
مطالعه مردمشناختی کاربرد داروهای گیاهی در درمان
مردم کرد کرمانج
استاد راهنما:
دکتر محمد عارف
استاد مشاور:
دکتر امیرمسعود امیرمظاهری
پژوهشگر:
خدیجه امامی
پاییز 1393
با سپاس از :
زحمات استاد ارجمند جنابآقای دکتر محمد عارف که با راهنمائیهای ارزشمندشان درپیشبرد اهداف پژوهش یار و یاور من بودند.
و با تشکراز:
استاد گرامی جناب آقای دکتر امیرمسعود امیرمظاهری که بهعنوان استاد مشاور در این تحقیق مرا همراهی نمودند.
و اساتید محترم مرکز تحقیقات طب سنتی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی و دانشگاه علوم پزشکی ایران که از هیچ کمکی دریغ نورزیدند.
تعهد نامه اصالت پایان نامه کارشناسی ارشد
اینجانب خدیجه امامی دانش آموخته مقطع کارشناسی ارشد ناپیوسته به شماره دانشجویی 910631983 در رشته مردم شناسی که در تاریخ 9/7/93 از پایان نامه خود تحت عنوان: «مطالعه مردمشناختی کاربرد داروهای گیاهی در درمان مردم کرد کرمانج» با کسب نمره 18 و درجه عالی دفاع نمودهام بدین وسیله متعهد میشوم:
1-این پایان نامه حاصل تحقیق و پژوهش انجام شده توسط اینجانب بوده و در مواردی که از دستاوردهای علمی و پژوهشی دیگران (اعم از پایان نامه، کتاب، مقاله و… ) استفاده نمودهام، مطابق ضوابط و رویههای موجود، نام منبع مورد استفاده و سایر مشخصات آن را در فهرست ذکر و درج کردهام.
2-این پایان نامه قبلاً برای دریافت هیچ مدرک تحصیلی (هم سطح، پایینتر یا بالاتر) در سایر دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالی ارائه نشده است.
3-چنانچه بعد از فراغت از تحصیل قصد استفاده و هر گونه بهره برداری اعم از چاپ کتاب، ثبت اختراع، و … از این پایان نامه را داشته باشم، از حوزه معاونت پژوهشی واحد مجوزهای مربوطه را اخذ نمایم.
4-چنانچه در هر مقطع زمانی خلاف موارد فوق ثابت شود، عواقب ناشی از آن را بپذیرم و واحد دانشگاهی مجاز است با اینجانب مطابق ضوابط و مقررات رفتار نموده و در صورت ابطال مدرک تحصیلیام هیچگونه ادعایی نخواهم داشت.
نام و نام خانوادگی:
تاریخ و امضاء:
بسمه تعالی
در تاریخ: 9/7/93
دانشجوی کارشناسی ارشد خدیجه امامی از پایان نامه خود دفاع نموده و با نمره .18 بحروف.هیجده و با درجه .عالی مورد تصویب قرار گرفت.
امضاء استاد راهنما

بسمه تعالی
دانشگاه آزاد اسلامی – واحد تهران مركزي
دانشکده روانشناسی و علوم اجتماعی
(این چکیده به منظور چاپ در پژوهش نامه دانشگاه تهیه شده است)
كد شناسايي پايان‌نامه : 10120510921016نام واحد دانشگاهی: تهران مركزي كد: 101عنوان پايان نامه: مطالعه مردمشناختی کاربرد داروهای گیاهی در درمان مردم کرد کرمانج تاريخ شروع پايان نامه: نیمسال اول 92
تاريخ اتمام پايان نامه: 9/7/93نام ونام خانوادگی دانشجو: خدیجه امامی
شماره دانشجویی: 910631983
رشته تحصيلی: علوم اجتماعی – مردم شناسی استاد /استادان راهنما: دکتر محمد عارف استاد/استادان مشاور: دکتر امیر مسعود امیر مظاهری چكيده پايان نامه ( شامل خلاصه، اهداف، روش هاي اجرا و نتايج به دست آمده):
از آغازين زمان تمدن، مردم با گياهان پيرامونشان ارتباط داشتهاند. اعتقاد به قدرت شفادهي گياهان شايد خيلي پيشتر از اينکه آنها به ثبت برسند در ميان مردمان وجود داشتهاست. گياهان علاوه بر اينکه در زندگي و حيات مادي انسانها نقش داشتهاند، در شکلگيري ساختار اسطورهها، باورها و اعتقادات نيز دخيل بودهاند.
وابستگي انسان به طبيعت به منظور تامين نيازهاي اساسي مادي خود همچون خوراک، پوشاک و مسکن، بيش از همه با گياه ارتباط مييابد، تعريف جامعه انساني بدون توجه به وابستگي آن به قلمرو گياهي معنا ندارد.
بررسي چگونگي اين ارتباط تنگاتنگ ميان انسان و گياه در قالب علم قومگياهشناسي انجام ميگيرد. قومگياهشناسي Ethnobotany علمي است ميانرشتهاي و از ديدگاه مردمشناسي، به مطالعه روابط بسيار پيچيدهاي که بين انسان و گياه وجود داشته و دارد ميپردازد و رشتهاي است فراگير، زيرا هيچ گروهي از مردم را نميتوان يافت که زندگي ايشان به گياهان وابسته نباشد، از گياهان بهرهبرداري نکنند و بر نامگذاري و طبقهبندي گياهان در بومگاهشان نپرداخته باشند.
ایران بهدلیل سابقه تاریخی طولانی و نیز اقوام، نژاد، زبان و اقلیمهای متفاوت، کشوری سرشار از تجارب و آرا و عقاید طبی شفاهی است. مردم کرد کرمانج که این پژوهش با هدف بررسي مردمشناختي كاربرد گياهان دارويي در درمان، میان آنان و با تکیه بر روش پژوهش میدانی تنظیم شدهاست نیز، از این تجارب طبی و روشهای درمانی استفاده ميکنند. به همین سبب و با توجه به این امر که حفظ تجربیات مردم و جمعآوری و مکتوب نمودن آن موجب احیاء این علم در كنار پیشرفتهای طب مدرن میگردد، کابردهای مردمی گیاهان و دانش بومی آنان با مطالبی که در کتب قدیمی و مرجع ثبت شده و نیز کاربردهای درمانی نوین مقایسه شده و این نتیجه حاصل آمده که بسیاری از گیاهانی مورد استفاده در میان این مردم در پزشکی نوین نیز از جایگاه درمانی برخوردار هستند. همچنین بسیاری از روشهای درمان مردمی مورد تایید میباشند.
واژههای کلیدی؛ قومگیاهشناسی، درمان، طب سنتی، کرد کرمانج، ایراننظر استاد راهنما برای چاپ در پژوهش نامه دانشگاه مناسب است تاریخ وامضا:
مناسب نيست
فهرست مطالب
عنوانصفحه
چكيده
فصل اول:کلیات تحقیق
1-1 مقدمه3
1-2 بیان موضوع5
1-3 اهداف پژوهش6
1-4 پرسشهای پژوهش7
1-5 روش پژوهش7
1-6 قلمروپژوهش8
1-7 تعریف مفاهیم11
فصل دوم:ادبیات پژوهش
بخش اول19
2-1) پیشینه پژوهش19
2-2) طب و طبابت در ایران باستان20
2-3) طب در اسلام28
2-4) اصول طب و بهداشت در دین اسلام و روایت معصومین30
2-5) طب درجهان31
بخش دوم:مبانی نظری پژوهش35
2-6) نظریه کارکردگرایی35
2-7) کارکردگرایی ساختاری36
2-8) نظریه تکاملگرایی37
2-9) محیط شناسی فرهنگی38
2-10) کنش متقابل نمادین39
فصل سوم:روش پژوهش
3-1) روش پژوهش42
3-2) ابزار پژوهش43
فصل چهارم:داده ها
4-1) گیاه درمانی45
4-2) تاریخچه گیاهان دارویی45
4-3) زمان جمعآوری اندامهای گیاهان دارویی48
4-4) گیاهان دارویی مورد استفاده در منطقه؛49
فصل پنجم:استنتاج
نتیجه گیری115
منابع و مآخذ123
چكيده
از آغازين زمان تمدن، مردم با گياهان پيرامونشان ارتباط داشتهاند. اعتقاد به قدرت شفادهي گياهان شايد خيلي پيشتر از اينکه آنها به ثبت برسند در ميان مردمان وجود داشتهاست. گياهان علاوه بر اينکه در زندگي و حيات مادي انسانها نقش داشتهاند، در شکلگيري ساختار اسطورهها، باورها و اعتقادات نيز دخيل بودهاند.
وابستگي انسان به طبيعت به منظور تامين نيازهاي اساسي مادي خود همچون خوراک، پوشاک و مسکن، بيش از همه با گياه ارتباط مييابد، تعريف جامعه انساني بدون توجه به وابستگي آن به قلمرو گياهي معنا ندارد.
بررسي چگونگي اين ارتباط تنگاتنگ ميان انسان و گياه در قالب علم قومگياهشناسي انجام ميگيرد. قومگياهشناسي Ethnobotany علمي است ميانرشتهاي و از ديدگاه مردمشناسي، به مطالعه روابط بسيار پيچيدهاي که بين انسان و گياه وجود داشته و دارد ميپردازد و رشتهاي است فراگير، زيرا هيچ گروهي از مردم را نميتوان يافت که زندگي ايشان به گياهان وابسته نباشد، از گياهان بهرهبرداري نکنند و بر نامگذاري و طبقهبندي گياهان در بومگاهشان نپرداخته باشند.
ایران بهدلیل سابقه تاریخی طولانی و نیز اقوام، نژاد، زبان و اقلیمهای متفاوت، کشوری سرشار از تجارب و آرا و عقاید طبی شفاهی است. مردم کرد کرمانج که این پژوهش با هدف بررسي مردمشناختي كاربرد گياهان دارويي در درمان، میان آنان و با تکیه بر روش پژوهش میدانی تنظیم شدهاست نیز، از این تجارب طبی و روشهای درمانی استفاده ميکنند. به همین سبب و با توجه به این امر که حفظ تجربیات مردم و جمعآوری و مکتوب نمودن آن موجب احیاء این علم در كنار پیشرفتهای طب مدرن میگردد، کابردهای مردمی گیاهان و دانش بومی آنان با مطالبی که در کتب قدیمی و مرجع ثبت شده و نیز کاربردهای درمانی نوین مقایسه شده و این نتیجه حاصل آمده که بسیاری از گیاهانی مورد استفاده در میان این مردم در پزشکی نوین نیز از جایگاه درمانی برخوردار هستند. همچنین بسیاری از روشهای درمان مردمی مورد تایید میباشند.
واژههای کلیدی؛ قومگیاهشناسی، درمان، طب سنتی، کرد کرمانج، ایران
فصل اول
کلیات تحقیق
1-1 مقدمه
مردمشناسي علم مطالعه پديدههاي اجتماعي در زمينه فرهنگي آنها، با وجود عمر نسبتا کوتاه خود در مقايسه با ديگر علوم توانسته زواياي متنوعي از فرهنگها را بهتصوير و قلم بکشد و براي استفاده گسترده در زمان حال و آينده آرشيو سازد. در اينميان از جمله موضوعاتي که جاي پرداختن بسيار دارد، طب سنتي است. «به تعبيري عام، طب سنتي طب عادي مردم کوچه و بازار يا طب توده است».(نفيسي،35:1362)
«به تعبيري عميقتر طب سنتي مجموعهاي از دانستنيهاي علمي، تجربي و باورهاي عاميانه در باب علت بيماريها، شناخت طبايع، شيوههاي معالجه، ابزار و داروهاي گياهي و غيرگياهي، اوراد و اذکار و … را شامل ميشود و در نگاهي جهاني از زاويهاي ديگر طب سنتي شامل اعمال، روشها، دانش و اعتقادات مربوط به سلامتي، ترکيب داروهاي گياهي، حيواني و معدني، درمان روحي، فنون و کارهايدستي که بهصورت منفرد و يا ترکيبي جهت معالجه، تشخيص و پيشگيري از بيماريها و يا حفظ سلامتي ميشود».(رجحان،5:1373)
به اينترتيب ما با دانشي گسترده سروکار داريم که دامنه آن به چند هزار سال دانش ثبت شده بشري ميرسد. طب سنتي در نتيجه کارکرد فوري و ضروري خود در مرتفع ساختن نيازي اساسي همچون سلامت انسان بهوجود آمده و توسعه يافتهاست. در جهان کارکردي بخش عمدهاي از دانش تجربي با هدف ايفاي وظايفي حياتي در ارتباط با زندگي انسانها رشد يافتهاست.
انسان در تلاش براي زندگي بهتر سعي نموده ابتدا جسم و روح خويش را بهتر بشناسد و کمبودهاي آن را با اين تصور عميق و درست که هر دردي دوايي دارد و همه خلقت در خدمت انسان آفريده شدهاند، جبران نمايد. همين تلاش طب سنتي را پايهريزي نمودهاست. حتي طب جديد نيز اساسا بر پايه و بهکمک طب سنتي پيش ميرود.
گياهاني که کاربرد طبي دارند بخش عمدهاي از دانش طب سنتي را تشکيل ميدهند. از گذشته دور علاوهبر ارزش خوراکي، مصرف دارويي گياهان مد نظر انسان بوده، «زماني برخي گياهان بر پايه تعاليم و روش آييني خاصي که موبدان انجام ميدادند، تقديس و تطهير ميشدند و امروزه داروهاي گياهي سهم زيادي در فراوردههاي دارويي تجاري دارند. منکر اين حقيقت نميتوان شد که در بعضي موارد براي بسیاری از بيماران با روشها و داروهاي طب جديد نتيجه شايان توجهي عايد نميشود، در حاليکه بهعکس با متد گياهدرماني و طب سنتي زودتر و بهتر شفاي آنها حاصل ميگردد.
بيشترين کاربرد طب سنتی جهت توصيف فنون پزشکي است که بهصورت سنتي در جوامع مختلف استفاده ميشود و پيش از عصر پزشکي نوين توسعه يافتهاست. اين فنون شامل حوزههاي گستردهاي همچون گياهپزشکي، طب يوناني، طب سوزني، طب سنتي چين و هومئوپاتي ميشود. گرچه در حوزه طب جايگزين معالجه سنتي بهطور فزايندهاي با مطالعه علمي ارتباط دارد، برخي بخشها بهعنوان خرافات صرف رد شدهاند، در حاليکه بخشهاي ديگر براي تغيير رتبه در دانش پزشکي پذيرفته شدهاند.
توجه به اين امر در ساليان اخير از اهميت بيشتري برخوردار شده، علیرغم اینکه پزشکي جديد در سطحي گسترده تبليغ ميشود، مردم در بسياري موارد به پزشکي سنتی رو آوردهاند و درمانهای سنتی و بهویژه استفاده از گیاهان دارویی یا داروهایی با منشا گیاهی گسترش داشتهاست، گرچه این امر اتفاق خوبی بهنظر میرسد اما جای نگرانی این است که نسل حکيمان و پزشکان طب سنتي اصيل روبه کاهش ميرود و دانش و آگاهي سنتي نسبت به شيوههاي معالجه و پيشگيري در شهرهاي بزرگ از کاهش چشمگير برخوردار بودهاست. انسانهايي که زماني از طبايع مختلف و ويژگيهاي آن اطلاع داشتند، گياهان دارويي را ميشناختند و شيوههاي تهيه آنها را ميدانستند، با گسترش شهرنشيني و پيچيدگي زندگي صنعتي از آن موقعيت بيرون آمدهاند و هستند افرادی که دانش لازم را در این امور ندارند ولی به کار درمانگری میپردازند.
«کاربرد بيقاعده يا نامناسب طب و روشهاي سنتي ميتواند حاوي اثرات منفي يا خطرناک باشد و بايد مورد آزمايش و بررسي علمي قرار گيرد. «در حال حاضر 25% داروهاي جديد از گياهاني ساخته شدهاند که بهطور سنتي نيز مورد استفاده بودهاند».(همان، 13)
به اينصورت طب سنتي راه خود را در طب جديد باز نموده و کمکم با نشان دادن کارآييها و اثرات بهبودبخشي که به اثبات ميرسد، جاي خود را بيشتر در ميان روشهاي مطمئن و بيخطر باز ميکند.
با اين مقدمه کلي در این پژوهش به بررسي طب سنتي و درمان با گیاهان دارویی در منطقه بهعنوان مردماني اصيل ساکن اين مرز و بوم و وارث طب اصيل سنتي کشور میپردازیم.
1-2 بیان موضوع
بیماری، جراحت و مرگ، همیشه بخشی از زندگی بوده، اما نه بخشی چندان مطلوب. از زمانهای قدیم بعضی از افراد بدون شک در پی از میانبرداشتن این مصائب یا پیشگیری از آنها بودهاند.
بیتردید انسان از وقتی خداوند بزرگ او را آفرید، در معرض بیماری قرارداشت و بههمینجهت در جستجوی اسرار درد و وسایل درمان برخاست بهطوریکه علم پزشکی را از جمله نخستین مسایلی قرارداد که بدان اهتمام ورزید.
«پزشکی کهن یا طبسنتی ایران وتاریخ آن گهری ناسفته و دری نایافته است. طب جدید که درحقیقت همانا ارائه تکمیلشدهی طب کهن است با پشتوانه شیوهها و منطق جدید در این سرزمین و سایر کشورها جای خود را باز کرده و همچون صخرهای بر پیکر بیتوانشده طب سنتی سرازیر شد و آن را هم درنوردید درصورتیکه به موازات طب جدید و خوبی و شفابخشیهای آن، طب سنتی نیز به حق میتوانست جایگاه خود را داشته باشد».(تاج بخش،180:1388)
از گذشتههای دور، طبسنتی و استفاده از گیاهان دارویی با فرهنگ مردم درآمیخته و جنبههای مختلفی از درمان را به خود اختصاص داده و درحال حاضر میزان استفاده از این شیوه گسترش بیشتری یافتهاست.
بسیاری از نیازهای انسان درمحیط اطرافش به طور طبیعی یافتمیشود. یکی از شرایط لازم برای موفق شدن در معالجه بیماریها ومراقبتهای اولیه بهداشتی مصرف داروهای مناسب است. گیاهان از منابع عمومی داروها بوده و هستند.
از آنجاییکه کشور ما دارای تنوع اقلیمی گستردهای است، گیاهان دارویی نیز این ویژگی برخوردارند و هر قوم با توجه به منطقه زندگی خود از گیاهان ویژهای استفاده میکنند، پژوهش حاضر درصدد است با شناخت شیوههای رایج درمان با استفاده از منابع طبیعی و شناخت طبیبان سنتی و چگونگی عملکرد آنان، به مطالعه و بررسی مردمشناختی گیاهان دارویی و کاربرد آن در میان مردم کرمانج بپردازد.
1-3 اهداف پژوهش
هدف کلی: مطالعه مردمشناختی کاربرد گیاهان دارویی در درمان سنتی قوم کرد کرمانج.
اهداف جزئی
• شناخت داروهای گیاهی و روشهای متداول استفاده از آنها در درمان بیماریها.
• جمعآوری وضبط اطلاعات وتجربیات درمانگران محلی بهعنوان بخشی از مطالعات مردمشناختی و فرهنگ مردم و میراث ملی.
• شناخت میزان اطلاعات وآگاهی مردم منطقه ازگیاهان دارویی وروشهای طب سنتی.
• دستيابي به ميزان صحت علمي دانش بومي در ارتباط با گياهدرماني که نزد مردم و درمانگران محلي است و از طريق تطبيق نتايج بهدستآمده با طب کهن حاصل خواهد شد.
1-4 پرسشهای پژوهش
1. معمولاً برای درمان چه نوع بیماریهایی به درمانگران محلی مراجعه میکنند؟
2. آیا مردم نسبت به گیاهانی که در منطقه وجود دارد اطلاعاتی دارند؟
3. آیا درمانگران از اطلاعات پزشکی جدید نیز استفاده میکنند؟
4. آیا جوانان تمایلی به یادگیری روشهای درمان سنتی دارند؟
1-5 روش پژوهش
روش تحقیق در این پژوهش، مطالعات کتابخانه‌ای، مطالعه میدانی و مصاحبه و مشاهده است. تجزیه و تحلیل اطلاعات نیز با استفاده ‌از روش‌های توصیفی بهصورت گزارش و تشریح مطالب می‌باشد. روش گردآوری اطلاعات، بهصورت زیر انجام گرفته‌است:
• مطالعه‌اسناد و مدارک: یکی از راه‌های جمعآوری اطلاعات در یک جامعه بهطور کلی ‌همه ‌اسناد و مدارک مکتوب است. این اسناد و مدارک نهتنها می‌توانند راهنمای مطالعه در زمینه‌های اقتصادی، اجتماعی، خویشاوندی و اعتقادی باشند؛ بلکه در تحقیقات مردم‌نگاری نیز نقش بنیادی‌دارند.
• مصاحبه و مشاهده: اطلاعات مورد نظر مردم‌نگاری با گفتگو «گپ زدن»، درددل و مشاهده بهدست می‌آید و مستلزم حوصله و تبحر پرسش‌گر و جلب اعتماد پاسخ‌گو است. این‌ روش می‌تواند محقق را به ‌ارزش‌ها و عوامل ناآشکاری آشنا سازد.
• تجزیه و تحلیل اطلاعات نیز با استفاده ‌از روش‌های توصیفی بهصورت گزارش و تشریح مطالب می‌باشد.
1-6 قلمروپژوهش
بهعنوان جامعه‌آماری، روستای جابان انتخاب شده‌است. چراکه یکی از مناطق کرمانجنشین محسوب میشود. جابان روستایی در 75 کیلومتری شرق تهران از توابع دماوند است. این روستا از لحاظ موقعیت جغرافیایی دارای طول جغرافیایی´19  °52 و عرض جغرافیایی´39  °35و ارتفاع2240 متر میباشد و با ارتفاع 2240 متر از سطح دریا واقع شدهاست. برطبق سرشماری 1385 این روستا جمعیتی بالغ بر 2075 نفر را شامل میشود.
این روستا در دهستان ابرشیوه‌ قرار دارد. سربندان از سمت شرق، آیینهورزان از غرب، هویر از شمال و سرخده و مغانک از جنوب. شغل اصلی مردم این روستا کشاورزی و دامداری است. در سالهای اخیر باغداری رونق خوبی گرفتهاست. عمده‌ترین محصولات باغی سیب، هلو و شلیل است. خیار از صیفیجات خوبی است که در این منطقه کشت میشود.
روستای جابان در یک منطقه کوهستانی و در دامنههای جنوبی کوههای البرز قرار دارد. دارای آب و هوایی از نوع سرد و خشک کوهستانی با تابستانهای معتدل و ملایم و زمستانهای بسیار سرد میباشد. میزان بارش در این روستا بهعلت کوهستانی بودن و قرار گرفتن در دامنه جنوبی البرز نسبتاَ بالاست. چگونگی وزش باد با موقعیت جغرافیایی و چهره کلی عوارض و پستی و بلندیها در ارتباط تنگاتنگ میباشد. جریان هوای شمال و شمالغربی که از مهرماه شروع و تا اواسط بهار ادامه دارد، موجب ریزش باران و حاکمیت هوای سرد در منطقه میگردد و جریان هوای گرم و خشک که از اواسط بهار شروع و تا اواخر تابستان ادامه پیدا میکند از ناحیه کویری ایران به منطقه جریان دارد. البته وجود کوههای گنبدیشکل و باغهای بزرگ و سرسبز تاحد زیادی از گرمای آن میکاهد. وجود درههای بزرگ و کوچک و جریان نسیم کوه به دره، دره به کوه، در طی روز و شب احساس میشود.
آب آشامیدنی روستای جابان توسط چشمه(بیشتر در بخش شمالی روستا) و چاه(بیشتر در بخش جنوبی روستا) تأمین میشود. آب چشمه بهوسیله لولهکشی به منبع آب روستا منتقل شده و پساز ذخیره در منبعی با ظرفیت 100000 مترمکعب، از طریق شبکههای لولهکشی به واحدهای مسکونی میرسد. تأسیسات مربوطبه آب شرب روستا تحت پوشش سازمان آب و فاضلاب روستایی است. این روستا با تنگنای آب شرب بهویژه در فصل تابستان روبهرو است. آب اراضی کشاورزی روستا از طریق آب چاهها تأمین میشود. رودخانه جابان که از زرینکوه سرچشمه گرفته از کنار آبادی گذشته و به رودخانه گرمسار میریزد.
«کرمانج نام گروه بزرگی از کردها است که بهگویش کرمانجی سخن می‌گویند. کرمانج‌ها در جنوب خاوری ترکیه، نوار مرزی ایران و ترکیه و شمال خراسان و در نواحی مختلف ایران از جمله شمال خراسان و نواحی‌ای از سیستان و در ناحیه دماوند(تهران)، بهویژه روستاهای سربندان، جابان و سرخده ساکن هستند.
كرمانج، كوتاهشده كرد kurd است و ديگر مان mân، كه همان مانناي mânnây است، يكياز قبايل ماد بودهاند كه در سدهنهم پيشاز زايش در زاگرس فرمانروايي كردهاند و در هنگام تشكيل فرمانروايي ماد به مادها پيوستهاند».(صفیزاده،37:1388)
‌«كرمانج ظاهراً به برخي قبايل كردستان جنوب اطلاق ميشود، آنهم نه در مقام مترادفي براي عشيرت، بلكه بهعنوان يك برچسب قومي. ساير قبايل را بهطور ساده كرد ميخوانند. در كردستان شمال نيز لفظ كرمانج اغلب در دومعني متفاوت بهكار ميرود؛
– برچسبي قومي است كه در اشاره به تمام كردهايي كه بهلهجه كرمانجي شمال سخن ميگويند بهكار ميرود.
– در مفهومي محدودتر در اشاره به رعاياي كشاورز و دهقانان غيرقبيلهاي ميباشد.
«یکی از مقاطع حساس در تاریخ ایران عصر صفوی، حركت اكراد است. خراسان عصر صفویه در معرض تهاجمات بیگانگان بوده و تهاجمات ازبكها و تراكمه همواره موجبات ناامنی درنواحی مرزی خراسان را فراهم میساخت. بنابراین سیاست تقویت مرزهای شمال خراسان در دوره شاهان صفویه، بهخصوص شاهعباس به مرحله اجرا درآمد.
این مطالب براساس منابع و مآخذ عصر صفویه، تواریخ محلی و نوشتههای سیاحان و ایرانشناسان بهدست آمدهاست. كردهای خراسان یكی از ایلات بزرگ چشمگزك češmgazak میباشند كه در قفقاز و آذربایجان ساکن بودهاند و در عصر صفویه ابتدا بهنواحی شرق پایتخت تا تهران و ورامین و دامنه رشته کوههای دماوند و البرز و سپس به نوار مرزی بجنورد، شیروان، قوچان و درگز كوچ نمودند و همچون دیواری آهنین بین پایتخت و ازبکان قرار گرفتند. عدهای از سران این قوم در دوره صفویه و افشاریه و قاجار جزء صاحبمنصبان نظامی بودند كه نقش اساسی در تاریخ خراسان داشتند.
تاریخ این قوم چندان مشخص نیست، مهمترین عامل در این ارتباط، عدم انسجام منابع و پراكندگی اسناد میباشد. بطوركلی كردهای خراسان بهواسطه موقعیت خاصی كه داشتند، چندان به تشكیلات اداری توجه نمیكردند و تدوین تاریخ این قوم بهخصوص با گزارشات پراكنده منابع دوره صفویه مشكل میباشد. بعد از اینكه پای مستشرقین به ایران باز شد، عدهای از جهانگردان از شمال خراسان عبور كردهاند. در نوشتههایشان مختصر بهنحوه آمدن كرمانجها به خراسان مطالبی را نوشتهاند كه اساس كار این گروه اطلاعات محلی بود كه از حكمرانان بهدست میآوردند. اینكه اكراد از چه تاریخی به خراسان قدم گذاشتهاند چندان مشخص و روشن نیست. تغییر سکونتگاههای کردهای کرمانج از خراسان به روستاهای مورد نظر در این پژوهش طی سه مرحله و در سه دوره پادشاهی صورت گرفتهاست؛ اولین مرحله در قرن هجدهم و در دوره افشاریه، زمان نادرشاه افشار، دوم در دوره زندیه زمان فتحعلیشاه و سوم در دوره قاجاریه زمان پادشاهی  آغامحمدخان قاجار بودهاست».(طبیبی،168:1366)
لهجه کرمانجی زبان کردی در کشورهای ترکیه، سوریه، شمالغربی ایران(استان ارومیه)، شمالشرقی ایران(شمال خراسان)، شمال و شمالغربی کردستان عراق، کشور ارمنستان(اطراف ایروان)، کشور گرجستان، کشور آذربایجان، مناطقی از استان مازندران، مناطقی از استان گیلان، اطراف ورامین و فیروزکوه، و همچنین تهران و کرج تکلم میشود.
در خراسان شهرهای قوچان، شیروان، اسفراین، بجنورد، کلات، لایین، باجگیران، آشخانه، چناران، فاروج، سملقان، درگز و درونگر، رادکان، بخشهایی از نیشابور و سبزوار و جوین و تقریبأ حدود ۱۵% مردم ساکن مشهد بهلهجه کرمانجی تکلم میکنند.
كردهاي خراسان بيشتر در شمال خراسان سكونت دارند، از راز و جرگلان ‌بجنورد تا آنسوتر از كلات نادر در طول مرز جغرافيايي با كشور تركمنستان و ازاين سو، تا نيشابور، سبزوار، مشهد و چناران پراكندهاند.
1-7 تعریف مفاهیم
بیماری؛ «به هر گونه اختلال در کارکرد طبیعی بدن، بیماری گفته میشود».(کوهن،173:1378)
به گفته ابنسینا، «روند دانش طب به اینصورت است که هر حالتی از بدن پایداری ودگرگونی آن حتماً دارای علتی است. بیماری حالتی غیرطبیعی است که در تن آدمی جای میگیرد و بدونشک واکنش به آسیبی است که از واکنش اولیه غیرطبیعی به چشم میخورد».(برومند و علوینیا،26:1387)
ابنخلدون در کتاب خود بهنام «مقدمه فیالتاریخ» میگوید: پزشکی فنی است که به بدن انسان از نظر تندرستی و بیماری مینگرد و صاحب این فن میکوشد تا سلامت انسان را حفظ کند و بیماری را با دارو و غذا از بین ببرد و بیمار را بهبود بخشد و این کار، پس از مشخص شدن مرضی که به یکی از اعضای بدن راه مییابد و همچنین پس از مشخص شدن عواملی که باعث بروز بیماری میشود، انجام میگیرد و داروهایی که برای هریک از بیماریها موثر است تعیین میشود. صاحب این فن، از طبیعت داروها و تاثيرات آن و از علائم بروز بیماری وفرا رسیدن زمان درمان آن بهره میگیرد.
علم طب به دو بخش تقسیم میشود؛ طب نظری و طب عملی.
طب نظری؛ یعنی «دانشی که چگونگی عملکرد در تغییرات بدن انسان و عوامل موثر برآن را که منجر به سلامتی يا بیماری میشوند بررسی کرده و نهایتاً پزشک را به تشخیص بیماری راهنمایی میکند.
طب عملی؛ شامل علم به روشهایی است که برای حفظ سلامتی یا بازگرداندن سلامتی(علم معالجات) بهکار میرود».(ناصری و دیگران،23:1387)
طب سنتی؛ «سنت در فرهنگ فارسی، لغتی است که از زبان تازی گرفته شده و به معنی راه وروش، عادت وخوی، طریقه وقانون ومترادف آن در زبانهای لاتین «ترادیسیون1» است که به معنی انتقال شفاهی و آموزش شفاهی عادات و رسوم و فرهنگ از سلف به خلف، از پدر به پسر، بهصورت غیرنوشته یا عادات ارثی از دهان به دهان است. بهطور خلاصه غرض از طب سنتی طب مردم یا طب تودهای است که بهنام «طب زکاء» و «طبالعجائر» یا «فولک مدیسین»2 خوانده میشود».(دریایی،20:1381)
گیاه دارویی؛ به گیاهی گفته میشود که دارای مواد موثر مشخصی است و در درمان بیماری بهکار میرود و نام آن گیاه در یکی ازمنابع معتبر بینالمللی ذکر شدهاست».(همان،21)
مزاج؛ «فلاسفه وپزشکان طب قدیم معتقدند که چون بشر ازمایع نطفهدار بهوجود آمدهاست به همینعلت عصارهها و طبایع عناصر اصلی تشکیلدهنده بدن هستند».(زیگریست،32:1362)
انسانها دارای مزاجهای متفاوتی هستند قبل از شناخت مزاج و اقسام آن ابتدا تعریف ابنسینا از مزاج آورده میشود؛ ابنسینا مزاج را چنین تعریف میکند:
«مزاج عبارت است از چنان کیفیتی که از واکنش متقابل اجزای ریز مواد متضاد بهوجود میآید. در این واکنش متقابل بخش زیادی از یک یا چند ماده یا بخش زیادی از ماده یا مواد متخالف با هم میآمیزند، بر هم تأ ثیر میگذارند و از این آمیزش کیفیت مشابهی حاصل میشود که آنرا مزاج نامیدهاند».(بوعلیسینا،13:1357)
برومند و علوینیا ابرقویی مزاج را اینگونه تعریف میکنند:
مزاج در لغت بهمعنی آمیختن چیزی با چیز دیگر است، کیفیتی که از آمیختن چیزها به هم
میرسد را نیز مزاج گویند. در طب به سرشت و طبیعت انسان مزاج میگویند چون از ترکیب چهار عنصر اولیه یا چهار رکن حاصل میشود.
اسماعیل جرجانی در کتاب ارزشمند «ذخیره خوارزمشاهی» در نحوه ایجاد هریک از مزاجها چنین مینویسد: اگر چهار کیفیت که یکی گرم است و دوم سرد و سوم خشک و چهارم تر، دو کیفیت با یکدیگر برابر آیند و آن دو دیگر بماند یکی قویتر آید و یکی ضعیفتر، مزاج اندر آن در کیفیت که برابر آیند معتدل باشد و بر این دو کیفیت دیگر که یکی قویتر آید و دیگر ضعیفتر مزاج را به این کیفیت قویتر بازخوانند. چنانکه اگر اندر سردی و گرمی معتدل باشند و خشکی، برتری غلبه کند که گویند مزاج خشک است و اگر تری بر خشکی غلبه کند گویند مزاج تر است و اگر چهار کیفیت اندر تری و خشکی معتدل آیند و گرمی و سردی غلبه کند گویند مزاج گرم است.
ابنسینا درکتاب «قانون» در طب در نحوه ایجاد مزاجها چنین مینگارد:
«هرگاه که هیچ دو کیفیتی(سردی، گرمی، خشکی، تری)، با یکدیگر برابر نیاید، لیکن دو کیفیت غالب شود و دو کیفیت مغلوب، چهار مزاج مرکب پدید میآیند: گرم و خشک، سرد و خشک، گرم و تر، سرد و تر. و فزون از این ممکن نیست. مزاجها بهطور کلی به نه مزاج اصلی(ذاتی یا جبلی)، تقسیم میشوند این مزاج میتواند برحسب شرایط محیطی و خاص مثل فصل، سن، جنسیت، مکان زندگی و… تحت تاثیر قرار گرفته و تغییر کند».(ناصری و دیگران،29:1387)
موجودات از چهار عنصر و یا چهار رکن اصلی ساخته شدهاند و انسان نیز بالطبع از ترکیب همین چهار عنصر ایجاد شدهاست. در طب سنتی اعتقاد بر این است که از این چهار عنصر سازنده انسان، هر کدام که غلبه داشته باشد خواه بهطور سرشتی و خواه به علل مختلف از جمله تغذیه، باعث ایجاد مزاج خاصی میگردد.
دکتر محمد قاسمیبرومند و دکتر سیدعلی علوینیا در کتاب «مبانی طب سنتی و عصر اسلامی»، ویژگیهای مزاجهای مختلف را بدینگونه شرح میدهند:
سرد مزاج؛ افراد سرد مزاج، افعال نفسانی(مسائل روانی و رشد و نمو بدنشان) دچار ضعف و نقص میشود. در اصل هم از نظر روحی و هم از نظر جسمی مشکل دارند. چربی بدنشان زیاد و گوشت بدنشان کم است. پوست آنها سفید و در لمس، بدنشان سرد است. در برابر سردی هوا زود متأثر میشوند احساس درشتی زبان دارند، دچار رخوت در حرف زدن هستند، بهآرامی راه میروند، تحرکشان کم است، در زندگی حالت شک و تردید دارند و ترسو هستند، غذایشان دیر هضم میشود. شماره نبض آنها کمتر است و بهآهستگی غذا میخورند.
گرم مزاج؛ خصوصیات عکس مردم سرد مزاج را دارند. معمولا اینها زکام و نزله کمتری میگیرند. با هوش و زیرک هستند.
مزاج تر؛ مایعات بدن آنها زیاد است. ضعف و بیحالی، جاری شدن آب از بدن مثل اسهال، تهوع، استفراغ، رعشه، تشنج عضلانی، بهت و خیرگی، حالت کوما و … از علائم آنها است.البته درحد بیماری را دیگر مزاج تر نگفته و سوء مزاج تر گویند.
مزاج خشک؛ آب بدن کم میشود. لاغر است، تشنگی، خشکی لب و دهان و گلو و حتی پوست بدن، فرو رفتن چشمها در حدقه، بیخوابی، انقباض عضلات(ضعف بدن).
بقراط حکیم مزاج آدمی را بدین شرح تقسیمبندی نمودهاست:
دموی مزاج؛ دموی مزاجها افرادی پرحرارت، پر تحرک و فوقالعاده فعال میباشند. هرگز آرام نمیگیرند. اینچنین اشخاصی از بیماری رنج میبرند و بیکار نشستن مانع شکفتن و شادابی روحشان میشود، دوستان خوبی هستند و اصولا خوشبین میباشند. دمویها در آفرینش خلقوخوی دلپسند، هنرمند میباشند و با روحیه شاداب خویش پیوندها را تحکیم میبخشند. ورزش را دوست دارند، از هوای سالم لذت میبرند. بهسرعت خشمگین میشوند و بهزودی آرام میگیرند. اصولا یک فرد دموی یک سینه پهن و چهرهای به شکل لوزی و اندام قوی دارد.
صفراوی مزاج؛ افرادی فعال، بدبین و گوشهگیر هستند، باریکاندام، بلندقد و دارای نیمرخی موزون و چهرهای مستطیل شکل مایل به مربعی بوده و افرادی وسواس و دقیق هستند. اراده پرخاشجویی این اشخاص به حس جاهطلبی آنها که اغلب شدید است کمک مینماید. آنان پرتحرک، خشن، زودخشم، جاهطلب و ثابتقدم هستند.
بلغمی مزاج؛ افرادی خوشبین، آرام و صبور، دارای محرک منظم اما کند میباشند. به لذائذ مادی علاقه فراوان دارند و طرفدار عمل بوده و بهدنبال منفعتند. همواره مایل هستند که در کمال آسایش از زندگی بهره ببرند. اشخاص بلغمی مزاج علاقه به معاشرت دارند اما در مقابل سوال سخت ناراحت میگردند. بهطورکلی بلغمیها افرادی چاق با چهرهای گرد و حجیم، خوشبرخورد، خونسرد، کند ذهن و سستعنصر میباشند.
سودایی مزاج؛ چهرهای شکسته، کشیده، جمجمهای بزرگ و پیشانی بلند دارند و اصولا فعالیت در نزد اینگونه افراد ذاتی میباشد. بیشتر در عالم خیال و رویا سیر میکنند. افراد سودایی مزاج گوشهگیر و بدبین اما شیفته بحثهای فلسفی بوده و اصولا یک نویسنده فوقالعاده با استعداد میباشند. بهطورکلی سودایی مزاجها باریک اندام و سپید چهره، مضطرب و بدبین هستند.
اخلاط؛ عبدالنبی سلامی در مقدمه کتاب «طب سنتی»، اخلاط را به دو قسمت نیکو و بد تقسیم میکند و دراینباره مینویسد: «طبق نظر قدما اخلاط به دو گروه نیکو(طبیعی) و بد(غیرطبیعی) تقسیم میشوند.
اخلاط نیکو(طبیعی)؛ اخلاطی هستند که برای بدن منفعت دارند و جایگزین آنچه که بدن از دست داده میشوند و کمبودها را جبران مینمایند.
اخلاط(غیرطبیعی)؛ اخلاطی هستند غیرمفید و زاید که سودی برای بدن ندارند و باید تن را بهوسیله دارو و اخلاط نیکو پاک گردانند».(سلامی،33:1381)
«پوشیده نماند که خلط چهار است خون و بلغم و سودا و صفرا. قوام بدن از اخلاط است وحدوث اکثر امراض از زیادتی و کمی آنهاست. خون گرم و تر است و صفرا گرم و خشک، بلغم سرد و تر و سودا سرد و خشک».(ارزانی،6:1380)
هر یک از اخلاط علامت مخصوصی دارند که توسط همین علامت شناخته میشوند زیرا ریشه بیماری اشخاص از خلط است که سبب بروز بیماری میشود.
محمدبن زکریای رازی درکتاب« من لایحزرهالطبیب»، سادهترین راه شناخته غلبه اخلاط را چنین شرح دادهاست؛
سادهترین راه شناخت غلبه اخلاط را در طعم دهان بههنگام بیدار شدن صبح ازخواب دانسته اند:
طعم تلخ دهان نشانه غلبه صفرا، طعم شیرینی دهان نشانه غلبه خون، طعم ترش دهان نشانه غلبه بلغم و طعم شور دهان نشانه غلبه سودا.
عناصر؛ «عناصر اجسام سادهای هستند که اجزای اولیه بدن انسان و دیگر موجودات را تشکیل میدهند و نمیتوان آنها را به اجزایی که از لحاظ شکل ظاهری متفاوت هستند تقسیم کرد. براثر اخلاط عناصر با یکدیگر، انواع موجودات که از نظر صورت گوناگون هستند بهوجود میآیند».(اردکانی و دیگران،48:1385)
طبق نظر قدما عناصر چهار قسماند: خاک، آب، هوا و آتش.
اندامها؛ «اندامها از نخستین آمیزش اخلاط نیک بهوجود میآیند. اندامها به دو دسته اندامهای ساده و مرکب تقسیم میشوند: اندام ساده یعنی اندامهایی که اجزای تشکیلدهنده آنها یکسان است و خود تشکیلدهنده اندامهای مرکب هستند. این اندامها شامل استخوان غضروف، وتر، رباط، عصب، شریان، ورید، غشای پوست، چربی، گوشت، مو و ناخن هستند.
اندام مرکب به اعضای مختلف بدن که از اندامهای مفرد تشکیل شدهاند گفته میشود، مانند چشم، گوش، دست و…(ناصری ودیگران،44:1387)
ارواح و قوا؛ «متقدمین بر این عقیده بودهاند که از ماده متراکم اخلاط متناسب با مزاج هر فرد گوهری متراکم بهنام اندام بهوجود میآید. در مقابل از مادهای بخاری شکل و لطیف اخلاط، گوهری لطیف و شفاف تولید میشود که بهاصطلاح روح نامیده میشود. روح یک جسم مادی است که توسط قلب تولید، توسط عروق خونی حمل و بهوسیله هوا تصفیه و خنک میشود».(شمساردکانی ودیگران،57:1385)
«ارواح جمع روح است و منظور از آن اجسام لطیفی است که از بخارهای اخلاط بهوجود میآیند. روح دارای لطافت، سیالیت و حرکت است.
قوتها با روح ها همبستگی دارند، روح نقش اصلی در خویشکاریشناسی اندامها در طب و نیز در روانشناسی فلسفی دارد. وضعیت جسم و استمرار قوای آن به روحها وابسته است».(اولمان،90:1382)
قوا جمع قوه است و بهمعنی نیروهایی است که موجب فعل و انفعالات در بدن میشود. روح و قوا در بدن به سه دسته تقسیم میشوند: طبیعی، نفسانی و حیوانی».(ناصری ودیگران،45:1387)
فصل دوم
ادبیات پژوهش
بخش اول
2-1) پیشینه پژوهش
در دورههای مختلف تمدن این مرز و بوم، چه پیش از اسلام و چه پس از آن، طبیبان و دانشمندان بزرگی چون برزویه طبیب(حکیم دوره ساسانی)، و ابن سینا بزرگترین دانشمند ایرانی، پا به عرصه پزشکی گذاشتهاند که سهمی بهسزا در ترقی و تعالی علوم در جهان داشتهاند و با آثاری گرانقدر چون «قانون» در طب که حاوی گرانبهاترین دانشها در شناخت خواص گیاهان و درمان بیماریها، نهتنها در ایران بلکه در دنیا شناخته شده است.
رازی پزشک نامدار و فیلسوف بزرگ ایرانی با حدود دویستوهفتاد کتاب و مهمترین کتاب او در طب، «الحاوی» در 22 جلد که به قول خودش بیش از بیستهزار صفحه مطلب نوشته و15 سال از عمر خود را صرف آن کردهاست و فقط در سال 1542 میلادی پنجبار به زبان فرانسوی چاپ شدهاست.
اسماعیل جرجانی صاحب «ذخیره خوارزمشاهی» و ستارگان فروزانی چون علیابنعباسبنطبری، مجوسیاهوازی، ابوریحانبیرونیکه چون نگینی بر تارک پزشکی جهان میدرخشند.
کتب بسیار زیادی در زمینه خواص گیاهان دارویی به نگارش درآمده ولی از جمله شاخصترين پژوهشهای جدید ميتوان به کتابهای؛ «متداولترين گياهان داروئي سنتي مردم ايران»، تاليف دکتر غلامرضا امين و «گياهان داروئي»، تاليف دکتر علي زرگري در ايران و گزارش ديويد هوپر و هنري فيلد با عنوان «گياهان داروئي و مفيد ايران و عراق» اشاره کرد.
در این پژوهش علاوه بر استفاده از کتابهای با ارزش بزرگان علم طب که از آنها یاد شد از پژوهشها و پایاننامههایی که در زمینه طب سنتی بهنگارش درآمده نیز استفاده شده که عبارتند از؛ بررسی مردمشناختی باورهای مردمی و طب سنتی در درمان بیماریها در تهران از فاطمه عادلینژاد، طب سنتی و فرهنگ مصرف گیاهان دارویی در روستای تنگه بولان از کاملیا جرجانی توتونچیان.
2-2) طب و طبابت در ایران باستان
«یکی از ادوار بسیار روشن از نظر طبی در ایران، دوران جمشید پادشاه پیشدادی است. در سلطنت جمشید آنچه از کتب مذهبی و تاریخی بر میآید، دورانی بوده که در آن دوران نه سرما و نه گرما وجود داشته و جهان از مرگ دیو آفریده عاری بود«.(نجم آبادی،296:1371)
بر طبق اساطیر ایران استفاده از دارو در این کشور توسط جمشید پادشاه سلسله پیشدادی صورت گرفتهاست. فردوسی در کتاب شاهنامه خود به این موضوع اشاره میکند.
«در چهار بخش اوستا شامل یسنا، یشت، وندیداد و بندهش مطالب ارزندهای درباره پزشکی و بهداشت و درمان آمدهاست که عبارتند از آب، فاضلاب، حمام تا تغسیل میت، شستشوی بدن و لباس، خاک، مسکن، غذا، شیوه دفن مردگان، آشامیدنیها، گوشت حیوانات، انتقال بیماریها و ناپاکیها، جداسازی بیماران از افراد سالم ، تشریح وظایف اعضای بدن، بیماریها، مبارزه با فحشا، پیشگیری بیماریها، ضد عفونی داروها و درمان بیماریها و امثال آنها.
مطالعه منابع زردشتی حاکی است که امروز پزشکی و نیمهپزشکی ایرانیان در دست هیئت ویژهای از مردان بود. پزشکان، عالیترین طبقه از طبقات چهارگانه را تشکیل میدادند. افراد روحانی در رشته الهیات و طب بهطور مشترک تحصیل میکردند و پس ازپایان تحصیلات یکی ازدو رشته الهیات یا طب را میتوانستند انتخاب نمایند. آن عده که به ترویج دین زردشتی میپرداختند مجوس خوانده میشدند و گروه دیگر که کار درمان را پیشه خود قرار میدادند اتراوان نام داشتند. این طرز تحصیل در دوره بعد از اسلام نیز رواج داشت.
مهمترین مدارس پزشکی در ری، همدان، تخت جمشید و پرسپولیس دایر بوده، در این شهرها بیمارستان با پزشک و دارو نیز وجود داشت. تحصیل در مدارس پزشکی نظری و عملی بود و چندین سال طول میکشید. دراین مدارس سه نوع پزشک فارغالتحصیل میشدند. طبقات دیگر سربازان، کشاورزان و صنعتگران بودند.
این پزشکان عبارت بودند از: شفادهندگان با اصول دینی، شفادهندگان با گیاهان، شفادهندگان با چاقو». (سرمدی،142:1378)
«جراحی در ایران باستان؛ لوازم و داروها یا تجهیزات پزشکان در آن دوران زیاد نبود، مهمترین این لوازم هوم میباشد. هوم گیاه کوچکی است که گلهای زرد دارد، ایرانیان باستان با هوم شراب جاودان تهیه میکردند و برای آن خواص زیادی قائل بودند. کارد ومیلهها و چاقوها برای جراحی با پزشکان همراه بود.
کلمه جراحی یا کارد پزشکی یا کارددرمانی یا کرتو پزشکی3 در کتب ایران باستان بسیار دیده میشود اما باید دانست جراحی بهمعنای کنونی نبوده بلکه اگر درمانهای طبی یا بهتر بیان داریم غیرجراحی مفید واقع نمیگردید آنوقت به چاقو یا به اصطلاح دوران اسلامی به آهن متوسل میگردیدند.
این مطالب را مخصوصا در دوران طب پس از ایران باستان خواهیم دید که آخرین درمان را داغ کردن با آهن میدانستند، آخرالدواء الکی».(نجم آبادی،220:1371)
طب در دوره هخامنشیان
تاریخ ایران با پادشاهان هخامنشی که در حدود 650 ق.م تأسیس شده راه خود را از افسانه جدا می کند و آغاز می گردد. در میان شاهان این سلسله کوروش کبیر و داریوش که بهترتیب اولین و سومین بودند، از همه بیشتر معروفیت داشتهاند. با اینکه ایران آن زمان دارای طب ملی سازمان یافتهای بود، این هردو پادشاه، مشاوران پزشکی خویش را از خارج کشور برمیگزیدند. بهطوریکه هرودوت نوشته «وقتی کوروش از آماسیس خواست حاذقترین چشمپزشکان را برای وی بفرستد او بهترین پزشک را از میان آنان انتخاب کرد و این پزشک مشاور کوروش گردید. هرودوت در جای دیگری مینویسد؛ داریوش در دربار خود عدهای از مصریان را داشت که آنان را حاذقترین پزشکان سراسر عالم میشمرد».(الگود،39:1371)
داریوش برای طب و طبابت اهمیت زیادی قایل بود. در دوران هخامنشیان، مخزن پزشکی ایران همان کتاب مقدس زردشتی بوده، بیشتر پادشاهان این سلسله در دربار خود پزشکان یونانی و مصری داشتند «یکی از این پزشکان دموکدس 4 پزشک یونانی بود که درنزد داریوش بزرگ به مقام و شهرت زیاد رسید. از اطبای بزرگ ایرانی دوره هخامنشی جاماسب را نام بردهاند، در تاریخ بلعمی از جاماسب بهعنوان مؤلف کتاب «طبی و هندسه» یاد شدهاست».(سرمدی،160:1379)
گیاهان دارویی در این دوره از رونق خوبی برخوردار بودند. «به دستور داریوش در آسیای صغیر و روسیه گیاهان درختان شرقی کشت شد. درختان مو، پسته، فندق و کنجد به یونان و مصر برده شد. بادرنجبونه، بنگ(شاهدانه) و برخی دیگر از گیاهان دارویی به عرب معرفی گردید. نوشتهاند نزدیک به شصت گیاه دارویی در زمان هخامنشیان شناخته شده بود. بهعنوان نمونه گیاهان آن دوره ذکر میشود؛ رازیانه، کوکنار، لاله، غار، سیاهدانه، زیتون، خردل، هوم، مورت، واترنگ، کرفس، شاهسپرم، یونجه، بنفشه و واترج».(همان،166)
طب در دوره اسکندر مقدونی
اسکندر مقدونی پس از قتل مرموز پدرش بر تخت سلطنت نشست. او با اینکه پادشاهی بیستساله بود، اما فرماندهی مجرب محسوب میگردید. «زمانیکه اسکندر لشگرکشی خود به شرق را آغاز کرد بعد از راهپیمایی طولانی به کنار رود سیدموس رسید. اسکندر که سراپایش از گرد و غبار پوشیده شده و رطوبت عرق او را خیس کرده بود، علیرغم مخالفت نزدیکانش در آب خنک رودخانه با تنی پر از عرق گرم آبتنی کرد. اندکی بعد لرزش شدیدی در تنش ظاهر شد و بدینترتیب بهسختی بیمار گشت. در میان پزشکان لشکری پزشک پیری به نام فیلیپ بود که سالها در دربار پدر اسکندر و خودش بهعنوان طبیب مخصوص انجام وظیفه میکرد. پزشک سالخورده که از وضع جسمی و روحی اسکندر بیشتر از سایر پزشکان اطلاع داشت به معالجه اسکندر مشغول شد، آنگاه شربتی بسیار قوی ساخت و آنرا در جامی به او داد و گفت این شربت دارویی بسیار قوی است پس از خوردن آن ابتدا حالت بد میشود لیکن بعد از دو روز سلامتی خود را باز خواهی یافت. اسکندر جام شربت را سر کشید و بدینترتیب بهبودی حاصل کرد».(سرمدی،169:1378)
«اسکندر با بسیاری از اطباء یونانی و مصری و کلدهای که در ارتش وی خدمت میکردند آشنایی و توجه داشته، برعکس به احوال اطباء ایرانی کاملا آشنایی نداشتهاست. طی کشورگشاییها از پزشکان هندی و اطلاعات آنها استفادات زیادی نموده، معروف است اسکندر درمان زهر افعی را از پزشکان هندی آموخته و از آن



قیمت: تومان

دسته بندی : پایان نامه ارشد

پاسخ دهید