شناخت و مشخص ساختن ميزان بازنمايي عناصر و مولفه‌هاي هويت ملي
فهرست
فصل 1:كليات طرح ……………………………………………………………………………………………………………6
1ـ بيان مسئله/ موضوع …………………………………………………………………………………………………….7
1-1ابعاد هویت ملی
1-1ـ1 هویت ملی و جامعه ایران
1-2رسانه ها و هویت
1-2-1خبر و رسانه های جمعی
1-3 اهمیت و ضرورت انجام تحقیق ………………………………………………………………………………….18
1-4 اهداف تحقيق …………………………………………………………………………………………………………..19
1-4-1 هدف اصلی
1-4-1ـ1 اهداف فرعی
1ـ5 سوالات تحقیق …………………………………………………………………………………………………………20
1ـ5ـ1 سوال اصلی
1ـ5ـ1ـ1 سوالات فرعی
فصل 2: مقدمه ………………………………………………………………………………………………………………..22
2- نظریه ها و دیدگاههای هویت ملی ………………………………………………………………………………22
2-1- نظریه هویت جمعی هنری تاجفل
2-1-2 ریچارد جنکینز و هویت ملی
2-1-3 ابعاد هویت ملی …………………………………………………………………………………………………..27
2-2 نظریه ها و دیدگاههای رسانه های جمعی …………………………………………………………………..29
2-2-1 بازنمایی ………………………………………………………………………………………………………………30
2ـ2ـ1ـ1 نظریه بازنمایی «بی لاتور»………………………………………………………………………………….32
2-2ـ2 عینیت گرایی………………………………………………………………………………………………………33
2-2-3 نظرية انگاره سازی ……………………………………………………………………………………………..34
2-2ـ4 نظریه برجسته سازی ………………………………………………………………………………………….36
2-2-5 دروازه بانی پیام …………………………………………………………………………………………………38
2-2-6 ارزشهای خبری …………………………………………………………………………………………………..41
2-2ـ7 ساخت و کارکرد رسانه ها ……………………………………………………………………………………45
2-3 رسانه های جمعی و هویت ……………………………………………………………………………………….48
2-4 مرور پیشینه تحقیق ………………………………………………………………………………………………..50
2-4ـ1 پیشینه تحقیق در میان پایان نامه های دانشگاهی………………………………………………….53
2-4ـ2 پیشینه تحقیق در میان مقاله های حوزه رسانه ها و هویت……………………………………..54
2-5 چهارچوب نظری ……………………………………………………………………………………………………..55
2-6 مدل مفهومی تحقیق ………………………………………………………………………………………………..60
فصل3: روش تحقيق ……………………………………………………………………………………………………….61
3- روش تحقيق ……………………………………………………………………………………………………………..62
3-1- جمعيت آماري
3-2 حجم نمونه
3-3 پایایی (اعتبار درونی) تحقیق
3-3-1 روایی (اعتبار بیرونی) تحقیق
3-4 مفاهیم اصلی تحقیق ………………………………………………………………………………………………63
3ـ5 تعریف نظری مقوله ها
3ـ5ـ1 تعریف عملیاتی مقوله ها
3-6 واحد تحلیل ……………………………………………………………………………………………………………65
3-6ـ1 مراحل کدگذاری
3-6ـ2 کدگذاری مقدماتی
3-6ـ3 دستورالعمل کدگذاری
3-7 چگونگی ورود و پردازش داده ها/ اطلاعات ……………………………………………………………….67
فصل 4 تحلیل یافته ها …………………………………………………………………………………………………….71
4ـ مقدمه؛ سیمای عمومی خبرهای هویت ملی در بخش خبری مشروح 21:00 شبکه یک سیما
4ـ1 توصیف داده های جداول و نمودارها…………………………………………………………………………..72
4ـ2 تحلیل جدول های دو بعدی و پاسخ به پرسش های تحقیق ………………………………………..82
4ـ2ـ1توصيف داده‌هاي جداول و نمودارهاي ابعاد شش‌گانۀ هويت ملي
4ـ2ـ2تحليل جدول‌هاي دو بعدي و پاسخ به پرسش‌هاي تحقيق
فصل5: نتيجه‌گيري………………………………………………………………………………………………………..109
5- جمع بندي ………………………………………………………………………………………………………………110
5-1 نتيجه‌گيري……………………………………………………………………………………………………………..111
5-2 پیشنهادهای تحقیق………………………………………………………………………………………………..115
5-2ـ1 پیشنهادهای پژوهشی
5ـ1ـ1 پیشنهادهای کاربردی
فهرست منابع…………………………………………………………………………………………………………………118
پیوست‌ها……………………………………………………………………………………………………………………….121
چكيده
پژوهش حاضر به روش تحلیل محتوای مقوله‌ای میزان و نحوه بازنمایی هویت ملی در بخش خبری مشروح21:00شبکه اول سیما را مورد مطالعه قرار داده است. شبکه اول سیما یک شبکه سراسری و در سراسر کشور قابل در یافت بوده و بخش خبری مشروح21:00 آن از جمله بخش های خبری دیر پا و پر بیننده است. حجم نمونه این تحقیق 42 بخش خبري بود كه بازه زمانی آن، شش ماه نخست سال از اول فروردين تا پايان شهريور 1392 را در بر می گرفت. هويت ملي در اين پژوهش در قالب شش مولفه جامعه‌اي، فرهنگي، سياسي، تاريخي، جغرافيايي و ديني كه مورد نظر بيشتر پژوهندگان اين حوزه است مورد مطالعه قرار گرفت. يافته‌هاي پژوهش حاضر نشان داد كه اين بخش خبري به بازنمايي هويت ملي توجه داشته و سه مولفه جامعه اي و سیاسی و دینی را بيش از ساير مولفه‌ها (فرهنگي، جغرافيايي و تاريخي) بازنمايي مي‌كند. همچنين اين پژوهش نشان داد كه بخش خبري مذكور در بازنمايي مظاهر هويت ملي به تكنيك‌هاي برجسته‌سازي و انگاره‌سازي توجه دارد و اين تكنيك‌ها را عموماً در غالب گزارش خبري بكار مي‌گيرد. در بحث ارزش‌هاي خبري يافته‌ها نشان داد كه بخش خبري 21:00 سيما براي گزينش و انتشار خبرهايي كه مستقيم يا غير مستقيم به هويت ملي و مولفه‌هاي مختلف آن مربوط مي‌شده بيشتر ارزش خبري دربرگيري و مجاورت را مدنظر قرار مي‌دهد. علاوه بر اين يافته‌ها نشان داد كه خبرهاي مرتبط با هويت ملي به شكل قابل ملاحظه اي تحت تاثير مناسبت‌هاي سیاسی ـ جامعه ای و مذهبی از جمله انتخابات رياست‌جمهوري و همچنين ماههاي رجب، شعبان و رمضان بازنمايي مي‌شوند.
فصل 1
كليات تحقيق
1ـ بيان مسئله
هويت ملي در دنياي امروز و در روزگار دگرگوني‌هاي اجتماعي سريع و جهاني شدن به يكي از موضوعات مهم پژوهشي در بخش قابل ملاحظه‌اي از رشته‌هاي علوم اجتماعي و علوم ارتباطات تبديل شده است. براي متقاعد شدن در اين زمينه كافي است به حجم قابل‌توجهي از مطالب دانشوراني كه بطور مستقيم يا غير‌مستقيم به موضوع هويت پرداخته‌اند اشاره كرد. مثلاً در حوزۀ مباحث جهاني شدن، صاحب‌نظران مختلفي عمده‌ترين مباحث خود را به حوزۀ فرهنگ و هويت اختصاص داده‌اند كه از جملۀ آنها مي‌توان از«جهاني‌ شدن، فرهنگ و هويت» از احمد گل‌محمدي، «فرهنگ در عصر جهاني شدن چالش‌ها و فرصت‌ها» از دكتر محمد توحيد فام و…، نام برد. در حوزۀ علوم اجتماعي و جامعه شناسي مباحث ريچارد چنكينز در خصوص هويت اجتماعي، نظريۀ اجتماعي و سياست از كريج كالهون و همين‌طور بحث‌هاي هويت و قوميت‌ها در كتاب جامعه‌شناسي گيدنز، قوم‌شناسي سياسي رولان برتون در خور توجه هستند. در مجموعه مطالعات رسانه‌ها، كتاب «روانشناسي شناختي وسايل ارتباط جمعي» از ريچارد جكسون هريس كه فصل چهارم كتاب خود را مشخصاً به نحوۀ انعكاس و بازنمايي هويت‌ها و قوميت‌ها در رسانه‌هاي جمعي اختصاص داده است، در خور توجه است. با توجه به مواردي كه در اينجا بسيار به اختصار ذكر شد، مي‌توان گفت كه هويت ملي از جمله بحث‌هاي بسيار مهم دنياي مدرن است كه هر انديشمندي بنا به دغدغه‌هاي حوزة معرفتي و مورد علاقة خود به نحوي به آن پرداخته است.
به لحاظ لغوي واژۀ هويت (identity) از واژۀ (identitas) مشتق شده و به دو معناي ظاهراً متناقض بكار مي‌رود؛ نخست همساني و يكنواختي مطلق؛ دوم تمايز كه در برگيرندۀ ثبات يا تداوم در طول زمان است. هرچند دو معناي نام‌برده متناقض و متضاد به‌نظر مي‌آيند، ولي در اصل به دو جنبۀ اصلي و مكمل هويت معطوف هستند. مانوئل كاستلز از منظري مدرن هويت را همچون «ساخته شدن فرآيندي معنا بر پايۀ يك ويژگي فرهنگي يا يك دسته ويژگيهاي فرهنگي كه بر ديگر منابع معنا برتري دارند» تعريف مي‌كند. وي معتقد است كه همانگونه كه نقش‌ها كارويژه‌ها را سازمان مي‌دهند، هويت هم معنا را سازمان مي‌دهد. (كاستلز،1997: 7؛ به نقل از گل‌محمدي،1386: 225). هرچند از نظر نبايد دور داشت كه كاستلز در مقدمۀ كتاب «جامعۀ اطلاعاتي» خود، در مورد هويت، عمده مباحث اين حوزه را بر هويت‌هاي مدرن متمركز كرده و از ظهور هويت‌هاي مقاوم در هيئت‌ جمعيت‌هاي ديني، فرهنگي، ملي، قومي و محلي سخن مي‌گويد؛ و همچنين يادآوار مي‌شود كه اين هويت‌هاي جديد را مي‌توان در سه مقولۀ كلي جاي داد كه وي آنها را با عناوين «هويت مشروعيت‌بخش»، «هويت مقاومت» و «هويت برنامه‌اي» معرفي مي‌كند (كاستلز، 1994: 22).
اغلب صاحب‌نظران هويت ملي را به مثابه امري روان‌شناختي و جامعه‌شناختي مي‌دانند. از جمله تاجفل هويت اجتماعي را با عضويت گروهي پيوند مي‌زند و عضويت گروهي را متشكل از سه عنصر ميداند: عنصر شناختي (آگاهي از اينكه فرد به يك گروه تعلق دارد)؛ عنصر ارزشي ( فرض‌هايي دربارۀ پيامدهاي ارزشي مثبت يا منفي عضويت گروهي)؛ و عنصر احساسي (احساسات نسبت به گروه و نسبت به افراد ديگري كه رابطه‌اي خاص با آن گروه دارند). بر اين اساس هويت اجتماعي از ديدگاه تاجفل عبارت است از آن بخش از برداشت يك فرد از خود كه از آگاهي او نسبت به عضويت در گروه (گروه‌هاي) اجتماعي سرچشمه مي‌گيرد، همراه با اهميت ارزشي و احساسي مربوط به آن عضويت. ( تاجفل،1998: 9؛ به نقل از گل‌محمدي،1386: 222). بر اين اساس مي‌توان هويت اجتماعي را نوعي خودشناسي فرد در رابطه با ديگران دانست. به بيان ديگر فرايند هويت‌سازي اين امكان را براي يك كنش‌گر اجتماعي فراهم مي‌كند كه براي پرسش‌هاي بنيادي معطوف به كيستي و چيستي خود پاسخي مناسب و قانع‌كننده پيدا كند. از ديدگاه برون1 نيز، هويت معطوف است به بازشناسي مرز ميان خودي و بيگانه كه عمدتا از طريق همجنسي‌هاي اجتماعي و انفكاك درون‌گروه از برون‌گروه‌ها ممكن مي‌شود. اهميت تمايزها، تنش‌ها و ستيزهاي گروهي، حتي در شرايط نبود تضاد منافع، از اين جنبۀ هويت ناشي مي‌شود (برون،1999: 790؛ به نقل از گل‌محمدي،1386: 224).
هويت ملي از منظر اندیشمندان در واقع يكي از انواع هويت جمعي است. هويت جمعي آنطور كه رزازي‌فر بيان مي‌كند «شيوۀ مشترك در نحوۀ تفكر (ارزش‌ها، اعتقادات، هنجارها، نمادها، رويكردها)، احساسات و تمايلات يك گروه كه نوعي احساس تعهد و تكليف نسبت به آن گروه را برمي‌انگيزد» تعريف مي‌شود. وجود و نتيجۀ هويت جمعي، احساس پايبندي و دلبستگي و تعهد به اجتماع و گروه است؛ به‌عبارتي مقصود از پايبندي، ‌اعتقاد و دلبستگي به هنجارها و ارزش‌ها و مقصود از تعهد نيز مشاركت در جهت توسعه و تثبيت ارزش‌ها و هنجارها در گروه مربوطه است( رزازي‌فر،1379:104؛ابولحسني،1389: 18). بنابراين، مي‌توان نتيجه گرفت دو عنصر عمده و مشترك هويت جمعي، احساس تعهد و تعلق عاطفي است.
1ـ1 ابعاد هويت ملي
با توجه به مباحث بالا، هويت ملي را مي‌توان مجموعه‌اي شناختي، اعتقادي و رواني دانست كه با تاثيرگذاري بر كنش‌هاي اجتماعي، موجب همبستگي و انسجام در سطح ملت مي‌شود. در يك نگاه كلي مولفه‌هايي مختلف هويت ملي عموماً به صورت ذيل جمع بندي شده‌اند:
بعد جامعه‌اي: «بعد جامعه‌اي هويت ملي، در ارتباط با كيفيت روابط اجتماعي فرد با نظام كلان اجتماعي است. در صورت تقويت مناسبات و روابط فرد با جامعه، هويت جمعي در سطح جامعه شكل مي‌گيرد كه همان «ماي ملي» را محقق مي‌كند.
بعد تاريخي: «بعد تاريخي هويت ملي را مي توان از آگاهي مشترك افراد يك جامعه از گذشتۀ تاريخي و احساس دلبستگي به آن، احساس هويت تاريخي و هم‌تاريخ‌پنداري، پيوند دهندۀ نسل‌هاي مختلف به يكديگر دانست كه مانع از جدا شدن يك نسل از تاريخش مي‌شود.»
بعد جغرافيايي: «محيط جغرافيايي تبلور فيزيكي، عيني، ملموس و مشهود هويت ملي به‌حساب مي‌آيد. براي شكل‌گيري هويت واحد ملي، تعيين محدوده و قلمرو يك سرزمين مشخص، ضرورتي تام دارد. به عبارتي نگرش مثبت به آب و خاك به عنوان يك كشور و يك سرزمين معين كه از جايگاه مشخصي در نظام هستي برخوردار باشد، هويت جغرافيايي ناميده مي‌شود.»
بعد فرهنگي: «مقصود از فرهنگ، مجموعۀ ذهني و رواني مشتركي است كه در گذشتۀ تاريخي شكل گرفته و طي آن فرآيند جامعه‌پذيري به نسل‌هاي بعدي منتقل گرديده و نسل‌هاي نوين، آن را به عنوان ميراث گذشته به ارث برده‌اند. مجموعه‌اي كه آن را مي‌توان شامل: ارزش‌ها، هنجارها، نمادها، اعتقادات، احساسات و رويكردهايي برشمرد كه در زمينۀ خانواده، اقتصاد، سياست، مذهب، جامعه‌پذيري و تفريحات در بين مردم يك جامعه به صورت وجدان جمعي درآمده است.»
بعد سياسي: «هويت سياسي مهمترين مولفۀ هويت ملي را تشكيل مي‌دهد. هويت ملي در بعد سياسي بدين معني است كه افراد از لحاظ فيزيكي و قانوني عضويت نظام يا ساختار سياسي هستند، داخل مرزهاي ملي يك كشور زندگي مي‌كنند و موضوع و مخاطب قوانين آن كشور هستند؛ همچنين خود را از لحاظ رواني از اعضاء سيستم مي‌دانند. از اينرو عشق و علاقۀ قلبي به يك سيستم سياسي و مياني ارزشي و مشروعيت آن
به عامل عمده‌اي در تقويت همبستگي و پيوند ملي خواهد بود.»
بعد ديني: «دين و مذهب به مثابه يكي از ريشه‌اي ترين عناصر فرهنگي در جوامع به عنوان يكي از عوامل اساسي تشكيل دولت و ملت مورد توجه بوده است. وجود دين مشترك در درون يك قلمرو و سرزمين مشترك همواره به عنوان يكي از مباني شكل‌گيري همبستگي ملي در جوامع مطرح بوده و نقشي اساسي در پيدايش وفاق و انسجام اجتماعي ايفا كرده است»(ابوالحسني،1389: 22-20).
به هر‌روي، هویت ملی، مجموعهای از گرایشها و نگرشهای مثبت نسبت به عوامل، عناصر و الگوهای هویت بخش و یکپارچه کننده در سطح یک کشور به عنوان یک واحد سیاسی است.
1ـ1ـ1هويت ملي و جامعة ايران
اكنون اگر موضوع هويت ملي در چهارچوب كليتي به نام هويت ايراني مطالعه شود با توجه به مؤلفههاي سنتي و مدرن برخلاف بسياري از هويتهاي خودساخته و در‌حال ساخت از سوي كشورها و براي ملتهاي ديگر، داراي عناصري همچون تاريخ مشترك مكتوب و شفاهي، اسطورههاي ملي و مذهبي قابل پذيرش در بين همه، دردها و رنجها و افتخارات، زبان غني و كامل، فرهنگ و دين، ايدئولوژي و ارزشها، مراسم و آداب و سنت‌هاي ملي و تاريخي، آگاهي و احساس تعلق قدرتمند و … است كه تداوم و تأثير آن بيش از هر هويت ديگري در منطقه و جهان مطرح است.
كشور ما ايران به عنوان کشوري با پیشینه تاریخی و تمدنی عظیم و همچنین با لایههاي فرهنگی مختلف و متشکل از خرده فرهنگهاي قومی، مذهبی و دینی گوناگون در مقاطع مختلف با مسائل و مشکلاتی از سنخ تضعیف وحدت ملی مواجه بوده است. تحولات ايران پس از انقلاب اسلامي و فراز و نشيب‌هايي كه عرصه‌هاي گوناگون زندگي فردي و اجتماعي بوجود آمده است مفهوم هويت ملي و راههاي تقويت آن نه‌تنها در ميان پژوهشگران فرهنگ، جامعه و سياست ايران بلكه حتي در ميان مردم عادي نيز به يك دغدغۀ ذهني تبديل شده است. افزون بر اين، برخي از متفكران مسائل سياسي و اجتماعي ايران تقويت هويت ملي را شرط لازم افزايش توان و ظرفيت ملي براي رويارويي با تهديدات و بحران‌ها مي‌دانند (سيد امامي، 1390: 41؛ به نقل از كاظمي، 1382: 6-205).
با اين مقدمات، مي‌توان نتيجه گرفت كه هويت و جنبه‌هاي مختلف آن يك امر ايستا و پايدار نيست ودر گذر ايام و بنا به شرايط گوناگون اجتماعي، سياسي، فرهنگي و حتي اقتصاد‌ي مي‌تواند در معرض تغيير، تقويت، تضعيف و يا حتي در معرض تهديد باشد.
1ـ2رسانه‌ها و هويت
به‌نظر مي‌رسد در دنياي امروز با وجود حضور فراگير و پرنفوذ رسانه‌ها (اعم از جمعي و مجازي) كه نه‌تنها در كار انعكاس واقعيت‌هاي اجتماعي هستند بلكه دست‌اندركار ساخت اجتماعي واقعيت نيز مي‌باشند مي‌توانند در زمينۀ تحكيم، تقويت و يا تضعيف هويت‌ها به‌خصوص هويت ملي نقش داشته باشند. به عبارت ديگر، تلاش جهاني‌ـ از طرف فرهنگ مهاجم و قدرت سياسي اقتصادي و نظامي و به‌ويژه رسانه‌اي در قالب شبکههای خبری و ماهوارهای به عنوان ابزار قدرتمند دنياي امروز، در يكسانسازي فرهنگي و غلبه بر مقاومتها و كانونهاي «هويت مقاومت» مي‌توانند تاثيرگذار باشند.
دراین میان، ابزارهای جهانی شدن (ماهواره، رسانه‌هاي جمعي، اینترنت وغیره) در تشدید چندپارگي معنايي و هويتي نقش قابل‌ملاحظه‌اي دارند. هرچند گسترۀ دایرۀ اثرگذاری و اثرپذیری در حوزۀ فناوری اطلاعات و ارتباطات و مباحث هویتی مترتب برآن، نشانگر سیال بودن ابعاد هویت در دنياي امروز است. با اين حال موضوع هويت ملي و نقشي كه رسانه‌هاي جمعي به‌ويژه تلويزيون در تقويت يا تضعيف آن بازي مي‌كنند امري پذيرفته شده به نظر مي‌رسد. اگر اين مهم در چهارچوب نقش رسانه هاي جمعي مورد بررسي قرار گيرد وظايف سه‌گانۀ كلاسيك هارولد لاسول بسيار راهگشا است. لاسول براي رسانه هاي جمعي سه نقش عمده قائل است. اين نقش‌هاي سه‌گانه عبارتند از : 1ـ نظارت بر محيط 2ـ ايجاد همبستگي ميان اجزاي جامعه 3ـ انتقال ميراث‌هاي اجتماعي از نسلي به نسل ديگر(لاسول،1383: 59). در همين زمينه مي‌توان به نقش‌هاي مورد تاكيد مرتن و لارازسفلد نيز اشاره كرد. از نقطه‌نظر آنان رسانه‌ها داراي سه نقش عمده هستند؛ 1ـ وظيفۀ اخلاقي (حمايت از هنجارهاي اجتماعي) 2ـ امكان اعطاي پايگاه اجتماعي 3ـ برخي وظايف نامطلوب (مانند تخدير اجتماعي یا ايجاد نوعي مشاركت خيالي در واقعيت است(به نقل از دادگران، 1381. 7-106).
1ـ2ـ1 خبر و رسانه‌هاي جمعي
بدون ترديد يكي از مهمترين كاركردهاي وسايل ارتباطات جمعي اطلاع‌رساني است اين كاركرد بيش از هرجاي ديگر خود را در قالب خبر نمايان مي‌سازد. از همين رو پي‌جويي و گردآوري اطلاعات در مورد حوادث و رويدادهاي ملي و فراملي و انتقال آنها به عموم مردم بدون در نظر گرفتن سلسله‌مراتب گروهي در نظر گرفته‌اند.
از ميان وسايل ارتباط جمعي، راديوـ‌تلويزيون مهمترين وسيلۀ پخش خبر يا اطلاع در عصر كنوني محسوب مي‌شوند. اين دو وسيله، كوچك شدن كرۀ زمين و ايجاد همبستگي و نزديكي ميان ساكنان آن را فراهم آورده‌اند. تلويويزيون در كوتاه‌ مدت اطلاعات مورد نياز و خبر رويدادهاي گوناگون را در دورافتاده‌ترين نقاط دنيا به طور دائم و مستقيم در اختيار گيرنده قرار مي‌دهد. صاحب‌نظران بر اين عقيده‌اند كه تلويزيون در نمايشي كردن و ارزش دادن به وقايع، مهارت خاصي دارد. آنها در اين خصوص از چهار طريقي كه وسايل ارتباطات جمعي مي‌توانند فضا را دگرگون سازند سخن به ميان مي آورند. آن چهار طريق عبارتند از: برداشتن فاصلۀ ميان نمايش و تماشا، حذف مرز ميان زندگي خصوصي و زندگي اجتماعي، محدود كردن حادثه ها در ابعاد وسيع بر روي صفحۀ كوچك خود؛ و در نهايت از طريق حزن انگيز يا لذت بخش جلوه دادن حوادث و اتفاقات در كار دگرگون سازي فضاي اجتماعي بر مي‌آيد (دادگران، 1381: 21-20-119). افزون بر اين، نقش هويت ساز رسانه هاي جمعي در عرصۀ «خبررساني، به نوعي ايجاد كنندۀ ارتباط با جامعۀ‌ خودي و بيگانه است. اين امر باعث از ميان بردن انزواي افراد مي‌شود و احساس مشترك و همدردي با جامعه را درآنها ايجاد مي‌كند كه در نهايت به ايجاد همبستگي ميان افراد به صورت يك ملت و ياري كردن به آنها به منظور تعيين هويت ملي و فردي خويش مي‌انجامد.
رسانههای جمعی و در اينجا بطور خاص تلویزیون، از جمله منابع مهم تأثیرگذار درعرصه فرهنگ به شمار میآیند و بر فرآیند شکلدهی هویت ملي در همه جوامع و نیز جامعة ما تاثير میگذارند. تلویزیون به عنوان ابزاری قدرتمندتر از دیگران عمل میکند و در قامت رسانهای جمعی میتواند همانند یک مرکز قدرتمند فرهنگی، هویتهای گروهی، قومی و ملی را که از جمله ارکان و زیربنای هویت جامعه محسوب می‌شوند، تحت تأثیرات مثبت و منفی قرار دهد و با بهرهگیری از فنون ارتباطی بر ایدهها و نگرشهای فرهنگی مردم تأثیربگذارد. اين نكته‌‌اي است كه از ديرباز تحت عنوان «تصاوير رسانه‌اي گروه‌ها» مورد توجه دانشوران ارتباطات و رسانه‌هاي جمعي بوده است. به عنوان مثال جكسون هريس فصلي از كتاب روانشناسي شناختي وسايل ارتباط جمعي خود را به تحقيقات نظري و تجربي اين حوزه اختصاص داده است. وي بر اين عقيده است كه يكي از مهمترين واقعيت‌هاي موجود اين است كه رسانه‌ها اطلاعاتي در مورد گروهي از افراد به ما مي‌دهند و بدين طريق ما مي‌توانيم به گروه وسيعي از افراد، بيش از آنچه در طول عمرمان با آنها برخورد كرده‌ايم، روبه رو شويم. رسانه‌ها نه‌تنها به ما انواع مختلف انسانها را معرفي مي‌كنند، بلكه گاهي در عمل تنها منبع اطلاعات ما در مورد افراد هستند. گاهي تقريباً تمام اطلاعات ما دربارۀ گروهي از افراد، از رسانه‌ها بدست آمده‌اند (هريس،1390: 120). هريس در تشريح اين موضوع به الگوي «چهار مرحلۀ تصويرسازي اقليت‌ها» كه سال‌ها پيش از سوي كلارك (1986) معرفي شده اشاره مي كند. الگوي چهار مرحله‌اي كلارك بطور خلاصه بدين شرح است: مرحلۀ نخست، شناسايي نشدن است كه در اين مرحله گروه اقليت به سادگي مستثني هستند. در اين مرحله استهزاء وجود ندارد و نمايش‌ها به طور اغراق‌آميز ارائه نمي‌شود.فردي كه فرهنگ بيگانه را از رسانه‌ها مشاهده مي‌كند، هيچ‌گاه مطلع نبوده است كه حتي چنين مردمي در آن جامعه وجود دارند. مرحلۀ دوم، تصويرسازي اقليت يا دست‌انداختن و استهزاء است. گروه مسلط، تصوير از خود را با نگرش كليشه‌اي و تحقير كردن اقليت‌ها يا معرفي اعضاي آن گروه به عنوان افرادي نالايق و لوده و بي‌استعداد، تقويت مي‌كنند. مرحلۀ سوم، تصديق است كه در آن اعضاي گروه اقليت به عنوان حامي نظم موجود ظاهر مي‌شوند(افسران پليس، كاراگاهان، جاسوسان). چنين نقش‌هايي نوعاً به عنوان نقش‌هاي مثبت در سال‌هاي 1960 براي امريكايي‌هاي افريقايي‌تبار باب شد؛ بيننده اكنون امريكاي لاتين را اغلب در همان نقش‌ها مشاهده مي‌كند. چهارمين يا آخرين مرحله، احترام است. مراد از احترام به اين معني است كه گروههاي اقليت در دامنۀ برابري از نقش‌ها ظاهر مي‌شوند؛ هم خوب و هم بد (هريس،1390: 122).
هريس در ادامة مباحث خود به بحث نقش اخبار در دنياي امروز و جنبه هاي هويت‌بخش آن مي‌پردازد. از نگاه وي اخبار ابزار برجسته‌سازي مسائل جهان است. افزون بر اين، شكل روايت اخبار به ظرافت مي‌تواند برجسته‌سازي كند و به ما بگويد چه ‌چيز مهم يا غيرمهم است به اين معنا كه اخبار چگونه واقعيت دريافت شده دربارۀ رويدادهاي جهان (دراينجا هويت ملي) را از طريق خواندن يا تماشاي گزارش‌هاي خبري ساخته و در اختيار مخاطب قرار مي‌دهد (هريس،1390: 300). البته همين‌جا بي‌درنگ بايد اضافه كرد كه برجسته‌سازي در خبر، تنها يكي از شيوه‌ها و شگردهاي بازنمايي واقعيت‌ها از جمله هويت ملي است؛ و در اين زمينه مي‌توان بر ديدگاهها و نظريه‌هايي در خصوص دروازه‌باني خبر، انگاره‌سازي، نظريۀ كاشت، عينيت‌گرايي و مانند آن تمركز كرد و از اين طريق موضوع نقش خبر و اطلاع‌رساني در بازنمايي هويت ملي را مطالعه نمود.
مراد از بازنمايي2، بازنمايي توليد معنا از طريق چهارچوب مفهومي و گفتماني است. استوارت هال به عنوان يكي از نظريه‌پردازان اين حوزه معتقد است: «هيچ چيز معناداري خارج از گفتمان وجود ندارد و مطالعات رسانه‌اي وظيفه‌اش سنجش شكاف ميان واقعيت و بازنمايي نيست بلكه تلاش براي شناخت اين نكته است كه معاني به چه نحوي از طريق رويه‌ها و صورت‌بندي‌هاي گفتماني توليد مي‌شود» (كالورت و لوايز 2002، به نقل از مهدي‌زاده، 1387: 15).
مفهوم انگاره‌سازي3 عموماً ناظر بر معناي ساختن و پرداختن و يا يك برداشت عمومي است كه با هدف تاثيرگذاري بر مخاطب خلق مي‌شود و نه به‌منظور بازتوليد واقعيت (اسلويوان و هارتلي، 1385: 202). انگاره‌سازي ازجمله تكنيك‌هاي رسانه‌هاي جمعي است كه رسانه/خبر با شيوۀ پرداختن به واقعيت‌ها و رويدادها و استفاده از شگردهايي چون «نام‌گذاري4» و مانند آن ذهنيت مورد نظر خود را در مخاطب شكل مي‌دهد. در قالب مفهوم انگاره‌سازي مي‌توان انتظار داشت كه خبرهايي با ارزش خبري «برخورد و كشمكش5» و بيانگر صفات منفي سوژه‌ها و موضوعات خبري از اقوام مختلف منعكس گردند.
از ديگر مباحث مهم در حوزۀ خبر و نقشي كه رسانه‌ها در قالب مفهومي بنام دروازه‌باني6 بازي مي‌كنند، جنبه‌هاي گوناگون دروازه باني در قلمرو خبر است. از اين اصطلاح براي توصيف كاركناني مانند سردبيران خبر استفاده مي‌شود كه مواضع تصميم‌سازي كليدي را در سازمان‌هاي رسانه‌اي خبري اشغال كرده‌اند (اسليوان و هارتلي و ديگران، 1386: 177). دروازه‌باني خبر فرآيندي است كه طي آن هزاران خبر، جمع آوري، تجزيه و به صدها پيام تبديل شده و به اشخاص مفروض در يك سازمان مفروض مي‌رسند. تيچنر دروازه‌باني را فرآيند گسترده‌اي از كنترل اطلاعات شامل تمام جنبه‌هاي رمزگذاري پيام، نه فقط انتخاب بلكه ممانعت از انتشار، انتقال، شكل‌دهي، ارائه، تكرار و زمانبندي در طول مسير انتقال از فرستنده به گيرنده مي‌داند. به بيان ديگر توفيق يا ناكامي يك سازمان به ميزان زياد بستگي به اين دارد كه بين انتخاب گزينشگران خبر با نيازهاي اطلاعاتي و خبري مخاطبان خود رابطه مناسبي برقرار باشد. آنها بايد به نيازهاي مخاطبانشان واقف باشند و براي تامين اين نيازها اهميت قائل شوند (بروجردي، 1384: 335). صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران به عنوان رسانۀ نظام اسلامي يكي از وظايف آن ايجاد وحدت و تقويت هويت جمعي است در چهارچوب مفهوم دروازه‌باني پيام يا خبر بايستي در دروازه‌باني خود به جنبه‌هاي گوناگون هويت ملي و راههاي تقويت آن توجه داشته باشد و در نتيجه خبرهاي خود را متناسب با تحكيم هويت ملي گزينش و از طريق مجاري ارتباطي خود آنها را منعكس كند. بديهي است با تحليل محتواي خبرهاي رسانۀ ملي و نحوۀ گزينش خبرهايي كه به طور مستقيم يا غيرمستقيم با عناصر هويت ملي در ارتباط هستند مي‌توان به نحوۀ عمل بخش‌هاي گوناگون خبري را آشكار كرد.
در كنار مفاهيم پيش گفته و كارويژه‌هاي حوزه خبر، نظريۀ «برجسته‌سازي7» از مك‌كامبز و شاو به ما (مخاطب) مي‌گويد دربارۀ چه چيزي بايد انديشيد و چه چيز مهم است. به بيان مك‌كامبز، اخبار بازتاب مسائل روز نيست، بلكه آن ‌را بايد مجموعه‌اي از گزارش‌هاي ساخته شده از سوي روزنامه‌نگاران دربارۀ وقايع روز دانست (هريس، 1390: 300؛ به نقل از مك كامبز،1994). اين نظريه در زمينه ارزيابي عملكرد و تاثيرگذاري رسانه‌ها بر مخاطب كاربرد بسيار دارد. يكي از پيش انگاره‌هاي نظري در باب نظريه برجسته‌سازي خبري وسايل ارتباط جمعي اين است ‌كه اين مهم نه تنها تحت‌تاثير كميت (ميزان فضا و زمان تخصيص يافته) به خبر قرار دارد بلكه در برابر كيفيت (محتوا) خبر نيز تاثيرپذير است. (تسونئو، 130: 74، به نقل از بروجردي، 1384: 338). در اينجا و به عنوان ديدگاهي تكميلي از آراء برحمينتون و كپر (1992) در خصوص شناسايي ويژگي رويدادهاي خبري مانند: شخصي‌سازي، نمايش (درام) و تعارض، كاركرد، تازگي و نامتعارف بودن، پيوند با موضوعات جاري مي‌توان استفاده كرد.
بدون ترديد تأثير رسانه‌هاي جمعي بيش از نهادها و منابع ديگر در شكل‌دهي، توليد، انتقال، نقد و تفسير هويت‌ها در طول زمان است. اين امر در جامعه‌ ايران اسلامي و در مورد سازمان صدا و سيما ودر اينجا به‌طور مشخص (خبر مشروح 21:00 شبكه اول سيما) كه در واقع بيشترين ابزار و امكانات را براي ايفاي نقش حلقه‌ي واسط ميان مردم و حكومت اسلامي در اختيار دارد، از اهميت و جايگاه والاتري برخوردار است و خاستگاه اصلي شكل‌گيري تحقيق حاضر نيز بر همين پايه است.
با اين اوصاف به نظر مي‌رسد شناخت نحوۀ بازنمايي و تحليل محتواي مطالب و تصاوير اخبار مشروح بخش خبري 21:00 شبكه يك سيماي ج.ا.ا در زمينۀ هويت ملي مي‌تواند نقش خبري اين شبكه در مقام تقويت يا تضعيف هويت ملي را نشان دهد. بخش خبري مشروح ساعت 21:00 شبكۀ يك سيما از چند جهت حايز اهميت است. نخست اين بخش خبري به عنوان بخش مشروح و اصلي دربرگيرندۀ خبرهاي داخلي اعم از ملي و محلي و خارجي است كه به علت مهم و مشروح بودن تقريباً از همۀ قالب‌هاي خبري نظير «گزارش، وي‌سي، مصاحبه، ارتباط زنده و توليدي، با مراكز استانها و مانند آن، استفاده مي‌كند و از زمرۀ پر بيننده‌ترين بخش‌هاي خبري محسوب مي‌شود. دوم شبكۀ ‌يك سيما در مجموعۀ شبكه‌هاي رسانۀ ملي از نظر سابقه، قديمي‌ترين شبكه‌ تلويزيوني كشور است. از سوي‌ ديگر شبكه‌اي است فراگير كه تقريباً در تمام نقاط كشور قابل دريافت است. بنابراين، در قلمرو بازنمايي عناصر و نمادهاي هويت ملي به نظر مي‌آيد نقش تعيين‌كننده‌اي داشته باشد. با توجه به مطالب فوق، مسئله و پرسش اصلي اين تحقيق عبارت از اين است كه بخش خبري 21:00 شبكۀ يك سيماي ج.ا.ا هويت ملي و عناصر و مولفه‌هاي آن را به چه ميزان و چگونه بازنمايي مي‌كند؟ تأثير رسانه‌هاي جمعي بيش از نهادها و منابع ديگر در شكل‌دهي، توليد، انتقال، نقد و تفسير هويت‌ها در طول زمان است. اين امر در جامعه‌ ايران اسلامي و در مورد سازمان صدا و سيما ودر اينجا به‌طور مشخص (خبر مشروح 21:00 شبكه اول سيما) كه در واقع بيشترين ابزار و امكانات را براي ايفاي نقش حلقه‌ي واسط ميان مردم و حكومت اسلامي در اختيار دارد، از اهميت و جايگاه والاتري برخوردار است و خاستگاه اصلي شكل‌گيري تحقيق حاضر نيز بر همين پايه است. به عبارت ديگر اين بخش خبري به عنوان يكي از شبكه‌هاي مطرح رسانة ملي (شبكة اول سيما) هويت ملي و ابعاد شش گانة آن‌را در چهارچوب سياست‌ها و نقش رسانه (رسانة جمهوري اسلامي ايران) به نحوي كه موجب تحكيم هويت ملي شود منعكس مي‌سازد يا خير؟
1ـ3 اهمیت و ضرورت انجام تحقيق
كشور ما ايران به عنوان کشوري با پیشینه تاریخی و تمدنی عظیم و همچنین با لایههاي فرهنگی مختلف و متشکل از خرده فرهنگهاي قومی، مذهبی و دینی گوناگون در مقاطع مختلف با مسائل و مشکلاتی از سنخ تضعیف وحدت ملی مواجه بوده است. به‌علاوه تحولات پس از انقلاب اسلامي و فراز و نشيب‌هايي كه در سياست‌هاي هويت در جمهوري اسلامي ايران رخ داده است مفهوم هويت ملي را دستخوش چندپارگي معنايي، نه‌تنها در ميان پژوهشگران فرهنگ، جامعه و سياست ايران، بلكه حتي در ميان مردم عادي ساخته است. اين در حالي است كه برخي از متفكران مسائل سياسي و اجتماعي ايران تقويت هويت ملي را شرط لازم افزايش توان و ظرفيت ملي براي رويارويي با تهديدات و بحران‌ها مي‌دانند.(سيد امامي، 1390: 41؛ به نقل از كاظمي، 1382: 6-205)
از اينرو یکی از اساسیترین عناصر و پیش‌شرطهاي ضروري دستیابی به وحدت و همبستگی ملی، هویت ملی است. هویت ملی نوعی احساس تعلق و تعهد اعضاي یک جامعه به رموز و نمادهاي فرهنگی شامل هنجارها، ارزش‌ها، زبان، دین، ادبیات و تاریخ مشترك است که موجب تمایز آن جامعه از دیگر جوامع و تقویت انسجام ملی می‌شود.
پیشرفت و تحول کمی و کیفی «رسانهها8» ماهیت و تولید نمادین واقعيت و روايت و بازنمايي آن را در جهان معاصر عمیقاً و به شیوههای برگشت‌ناپذیر دگرگون کرده گوياي اين واقعیت است که رسانهها (به‌طور مشخص تلويزيون) در تحكيم، تقويت يا تضعيف و حتي جعل هویت مدرن یا آنچه به زبان سیاسیتر هویت ملی گفته میشود نقش‌آفرینی مي‌كند. تا آنجا كه مي‌توان گفت امروزه رسانه‌ها (در اينجا رسانه‌هاي خبري) در دفاع از چندگانگی، جزگرایی سیاسی، فرهنگی و فلسفی برخاسته‌اند. از همين ‌رو به علت اهميت و تأثير هويت ملي در انسجام اجتماعي و پيوند مردم و نسلها و اقوام مختلف و يكپارچگي ملي و نقش مستقيم آن در توسعه سياسي و اقتصادي جوامع و ارائۀ هويت واحد و نقشي كه رسانه‌ها در تقويت و تضعيف آن بازي مي‌كنند، از يك‌سو و سيل مظاهر جهاني شدن و نقشي كه در كمرنگ كردن مظاهر هويت ملي دارند از سوي ديگر، ضرورت بررسي چگونگي بازنمايي هويت ملي در بخش خبري 21:00 شبكۀ يك سيما و نقش اين رسانه در ايجاد همبستگي و انسجام ملي بيش از پيش مهم به نظر مي رسد.
1ـ4اهداف تحقيق
1ـ4ـ1هدف اصلی
شناخت و مشخص ساختن ميزان بازنمايي عناصر و مولفه‌هاي هويت ملي (ابعاد شش‌گانۀ: تاريخي، اجتماعي، سياسي، جغرافيايي، فرهنگي و ديني) به عنوان عامل وحدت‌بخش جامعه در اخبار مشروح 21:00 سيماي ج.ا.ا در جايگاه شبكۀ سراسري جمهوري اسلامي ايران كه براي همۀ مخاطبان در سراسر كشور قابل دريافت است.
1ـ4ـ1ـ1 اهداف فرعی
1ـ مشخص ساختن ميزان و نحوة بازنمايي هويت ملي در بخش خبري 21:00 شبكۀ يك سيما و انعكاس نتايج آن به مسئولان و دست‌اندركاران شبكه‌هاي سيما به‌ويژه شبكۀ اول سيما.
2ـ غنا بخشيدن به ادبيات اين حوزه در خصوص نقشي كه بخش‌هاي خبري شبكه هاي مختلف سيما مي‌توانند در بازنمايي هويت ملي و از اين رهگذر در تقويت يا تضعيف هويت ملي در كشور ايفا كنند.
1ـ5 سؤالات تحقیق
1ـ5ـ1 سؤال اصلي
بخش خبري مشروح 21:00 سيماي ج.ا.ا چه ميزان و چگونه هويت ملي را بازنمايي مي‌كند؟

1ـ5ـ1ـ1 سؤالات فرعي
1. بازنمايي هويت ملي بيشتر در چه قالب يا قالب‌هاي خبري (گزارش، مصاحبه، وي‌سي و…) مطرح شده‌اند و هريك چه نسبتي را به خود اختصاص مي دهند؟
2. آيا در اين بازنمايي ابعاد شش‌گانۀ هويت ملي (تاريخي، اجتماعي، سياسي، جغرافيايي، فرهنگي و ديني) به يك ‌نسبت بازنمايي مي‌شوند؟
3. در بازنمايي ابعاد شش‌گانۀ هويت ملي تا چه حد از نمادها و نشانه‌هاي هويتي (ايراني، اسلامي) استفاده مي‌شود؟
4. در بازنمايي هويت ملي تا چه حد به نقاط مشترک و وحدت آفرین در هويت ملي توجه مي‌شود؟
5. اين بخش خبري در بازنمايي هويت ملي تا چه حد ار تكنيك «برجسته سازي» استفاده مي‌كند؟
6. اين بخش خبري در بازنمايي هويت ملي تا چه ميزان از تكنيك «انگاره‌سازي» استفاده مي‌كند؟
7. اين بخش خبري در بازنمايي هويت ملي تا چه ميزان به «عينيت خبر» توجه دارد؟
8. اين بخش خبري تا چه ميزا ن به ارزش‌هاي خبري توجه دارد و بيشترين سهم را به چه ارزش خبري اختصاص مي‌دهد؟
فصل 2
مباني نظري
مقدمه
پژوهش حاضر با عنوان «بازنمايي هويت ملي در اخبار سيما؛ بخش خبري 21:00 شبكۀ يك سيما» يك تحقيق بين رشته‌اي محسوب مي‌شود و مباني نظري آن در دو حوزۀ جامعه‌شناسي و مطالعات رسانه‌هاي جمعي قابل جستجو و مطالعه است. بنابراين در اين فصل نخست به نظريه‌ها و ديدگاه‌هاي حوزۀ هويت اجتماعي (هويت ملي) پرداخته مي‌شود و از پي آن نظريه‌هاي عرصۀ ارتباطات جمعي ارائه مي‌گردد. بديهي است در انتهاي مباحث پيش‌گفته چهارچوب نظري تحقيق نيز ارائه مي‌شود.
از آنجاكه هويت ملي در اينجا متغيري است كه بايد نحوۀ بازنمايي آن در بخش خبري 21:00 شبكه يك سيما مورد توجه قرار گيرد لذا بخش نخست مباني نظري اين پژوهش به نظريه‌ها و ديدگاه‌هاي مربوط به هويت ملي اختصاص دارد و نظريه‌هاي حوزۀ وسايل ارتباط جمعي در ادامۀ نظريه‌هاي هويت ملي مورد بررسي قرار مي‌گيرند.
2ـ نظريه‌ها و ديدگاه‌هاي هويت اجتماعي
2ـ1 نظريۀ هويت جمعيِ هنري تاجفل (1919ـ 1982)
گفته مي‌شود كه پرچم‌دار نظريۀ هويت اجتماعي جرج هربرت ميد9 است كه فرآيند دست‌يابي فرد به احساس و برداشتي كامل از خويشتن را بررسي مي‌كند. از ديدگاه ميد، هر فرد هويت يا «خويشتن» خود را از طريق سازماندهي نگرش‌هاي فردي ديگران در قالب نگرش‌هاي سازمان‌يافتۀ اجتماعي يا گروهي شكل مي‌دهد. به بيان ديگر تصويري كه فرد از خود مي‌سازد و احساسي كه نسبت به خود پيدا مي‌كند بازتاب نگرشي است كه ديگران نسبت به او دارند (ميد، 1964: 222. به نقل از گل‌محمدي، 1389: 223). بعدها تاجفل با اتكا به اين رهيافت، بررسي روشمند خود در خصوص رابطۀ ميان برداشت‌هاي افراد از خويش و از طبقه‌‌هاي اجتماعي كه آنان و ديگران به آنها تعلق دارند را ارائه كرد.
تاجفل10 «هويت اجتماعي11» را با «عضويت گروهي12» پيوند مي‌زند و عضويت گروهي را متشكل از سه عنصر مي‌داند: عنصر شناختي كه مراد از آن آگاهي فرد و تعلقش نسبت به يك گروه است؛ عنصر ارزشي كه ناظر بر فرض‌هايي دربارۀ پيامدهاي ارزشي مثبت يا منفي عضويت گروهي است؛ و عنصر سوم يا عنصر احساسي (احساسات فرد نسبت به گروه و نسبت به افراد ديگري كه رابطه‌اي خاص با آن گروه دارند را شامل مي‌شود). بدين ترتيب، هويت اجتماعي از ديدگاه تاجفل آن بخش از برداشت يك فرد از خود كه از آگاهي او نسبت به عضويت در گروه (گروه‌هاي) اجتماعي سرچشمه مي‌گيرد، است كه با اهميت ارزشي و احساسي پيوند خورده به آن عضويت، همراه است (گل‌محمدي، 1389: 223). با توجه به اين اوصاف، مي‌توان هويت اجتماعي را نوعي خود‌شناسي فرد در رابطه با ديگران دانست. اين فرآيند مشخص مي‌كند كه شخص از لحاظ روان‌شناختي و اجتماعي كيست و چه جايگاهي دارد. به بيان ديگر فرآيند هويت‌سازي اين امكان را براي يك كنش‌گر اجتماعي فراهم مي‌كند كه براي پرسش‌هاي بنيادين معطوف به «كيستي و چيستي» خود پاسخي مناسب و قانع كننده پيدا كند. در واقع هويت به بازشناسي مرز ميان خود و بيگانه كه عمدتاً از طريق همجنسي‌هاي اجتماعي و انفكاك درون‌گروه از برون‌گروه‌ها ممكن مي‌شود معطوف است. اهميت تمايزها، تنش‌ها و ستيزهاي گروهي، حتي در شرايط نبود تضاد منافع از اين جنبۀ هويت ناشي مي‌شود (برون، 1999: 790، به نقل از گل‌محمدي، 1389: 224). بنابراين، مفهوم هويت ضرورتاً با دو مفهوم متضاد تعريف مي‌شود: «همساني»13 و «تفاوت»14. اين ادعا كه چيزي يا فردي هويت ويژه‌اي دارد، بدين معناست كه اين چيز يا فرد مانند ديگر چيزها و افرادي كه داراي آن هويت هستند، مي‌باشد. معناي اين حرف اين است‌كه اين چيز يا فرد متمايز، هويت و خاصيتي مشخص دارد. به بيان روشن‌تر، آن چيز يا فرد پيش گفته، در عين هويت يعني كيفيت يكسان بودن در ذات و نيز تركيب و ماهيت، همچنين يكسان بودن در هر زمان و همۀ شرايط، وجودي يگانه دارد. به هرروي، هويت داشتن يعني يگانه بودن. با وجود اين، اين يگانه بودن داراي دو جنبۀ متفاوت نيز هست. نخست همانند ديگران بودن در طبقۀ خود؛ و در وهلۀ دوم همانند خود بودن در گذر زمان (حكمان، 1999: 5، 7. به نقل از گل محمدي، 1389: 224).
2ـ1ـ2ریچارد جنکینز و هویت اجتماعی
از ديگر صاحب‌نظراني كه مشخصاً به مقولۀ هويت اجتماعي پرداخته و آنرا در چهارچوب نظريه‌هاي علوم اجتماعي بست داده‌اند ريچارد جنكينز15 است. از نگاه وي هویت اجتماعی درک ما از این مطلب است که چه کسی هستیم و دیگران کیستند و از آن طرف، درک دیگران از خودشان و افراد دیگر چیست. از این رو هویت اجتماعی نیز همانند معنا ذاتی نیست، و محصول توافق و فقدان توافق است، و می‌توان در باب آن نیز به چون و چرا پرداخت (جنکینز، 1381: 8-7(
آنچه یک گروه انسانی را هویت می‌بخشد شباهتی است که باعث تفاوت آنها از گروه های دیگر می‌شود. شباهت و تفاوت معناهایی هستند که افراد آنها را می‌سازند. فرهنگ جوامع بشری فرایند تفاوت و شباهت را عینیت می‌بخشد. ابزارهای فرهنگی هویت‌ساز، باعث شکل‌گیری مقوله‌های هویتی در بین جوامع بشری می‌شوند. زبان، مذهب، پوشاک، علایق زیباشناختی، تفریحات و سرگرمی، ورزش، تغذیه و … مواردی فرهنگی هستند که برای زندگی هر گروهی ایجاد معنا می‌کنند و باعث شباهت درون گروهی و تفاوت از برون گروه می‌شود. به زعم جنكينز، یک گروه و یا حتی یک فرد می‌تواند در موقعیت‏های گوناگون هویت‏های متعددی برای خود بسازد و خود را بدان‏ها متعلق بداند. او دقيقاً تاكيد دارد كه «اصولاً زندگی اجتماعی بدون وجود راهی برای دانستن این‏که دیگران کیستند و بدون نوعی درک از این‏که خود ما کیستیم غیرقابل تصور است» (جنكينز 11ـ 12).
جنکینز در توضيح رويكرد خود به هويت اجتماعي يادآور مي‌شود كه نظریة هویت اجتماعی‌اش تحت تأثیر اندیشه‌های کسانی چون هربرت مید، اروینگ گافمن و فردریک بارث مردم‌شناس است. جنکینز شکل‌گیری نظریة خویش را به این صورت خلاصه می‌کند: «اگر هویت شرط ضروری برای حیات اجتماعی است، برعکس آن نیز صادق است (جنكينز، 34). در توضيح بيشتر مي‌توان گفت هویت فردی که در خویشتنی تجسم یافته – جدا از سپهر اجتماعیِ دیگران معنادار نیست. هویت فردی بر تفاوت و هویت جمعی بر شباهت تأکید دارد. اما هویت فردی و خویشتنی به طور کامل در اجتماع ساخته می‌شوند. یعنی در فرایندهای اجتماعی شدن اولیه (مثلاً خانواده، مدرسه، دوستان و مذهب) و متعاقب آن، در فرایندهای جاری تعامل اجتماعی که در چارچوب آنها، افراد در طول عمرشان خود و دیگران را تعریف و بازتعریف می‌کنند.
حال با توجه به مقدمات بالا به نظر مي‌رسد هويت را بايد هم امر دروني و هم بروني دانست. دليل اينكه چرا هويت براي هماهنگي در چهارچوب نظريۀ اجتماعي فرد و جمع اهميت دارد از اينرو است كه زمان و مكان نيز به عنوان منابع ساخته شدن هويت در صحنه اجتماع، اهميت كانوني دارند. جنكينز معتقد است تداوم اجتماعي مستلزم فرض كردن يك گذشتۀ معنادار است. هويت‌هاي اجتماعي پايه‌هايي هستند كه بر آنها نظم و پيش بيني پذيري در هر اجتماعي استوار مي‌شود. بدين ترتيب گذشته منبع مهمي است كه در تفسير اينجا‌ـ اكنون و در پيش‌بيني آينده بايد به‌ آن رجوع كرد. «گذشته»، به طور فردي، خاطره؛ و به طور جمعي، تاريخ است. با اين حال هيچ‌يك از اين دو «حقيقي» نيستند: و هر دو اساساً برساخته، و دو وجه مهم از هويت هستند (جنكينز، 47).
هويت فردي، ولو با تاكيدي كه بر تفاوت‌هاي تجسم‌يافتۀ بي‌همتا مي‌شود، در هرحال محصول اجتماع هستند (جنكينز، 1391: 135)؛ بنابراين در جامعه‌پذيري اوليه و در مرحلۀ متعاقب آن، در نظم تعاملي و در رويه‌هاي نهادينه شدۀ برچسب‌زني، فرد توسط خودش و ديگران با ملاك‌هايي ممتاز مي‌گردد تا از ساير افراد متمايز شود. منتها هويت اجتماعي موضوعي مربوط به شباهت نيز هست. هويت‌هاي اجتماعي تاكيد بر آن دارند كه مردم به چه شيوه‌هايي به هم شباهت مي‌يابند و چه چيزي به باور عام وجه اشتراك آنها است. در رويكرد وي (جنكينز) يكي از وجوه مشترك ما آدميان تفاوتي است كه با ديگران داريم و از خلال تفاوت‌ها است كه شباهت‌هامان رخ مي‌نمايند. به بياني تعريفي از «ما» مستلزم دادن تعريفي از «آن ها» نيز هست. هنگامي كه دربارۀ ديگران سخن مي‌گوييم در بيشتر موارد چيزي دربارۀ خودمان نيز گفته‌ايم. از لحاظ اجتماعي ، شباهت‌ و تفاوت همواره كاركردهاي يكديگر هستند يعني شباهت ما، تفاوت آنها است و بالعكس (جنكينز، 1391: 136).
در يك نگاه كلي به رويكرد جنكينز به موضوع هويت (هويت اجتماعي) و آنچه او از طريق مراتب پنج‌گانۀ هويت اجتماعي توضيح مي‌دهد مي‌توان نتيجه گرفت كه الگوي عمومي وي بر مراتب ذيل مبتني است؛ نخست، هويت‌هاي اجتماعي فرآيندپذير و وجوهي از ساختار جاري تعامل و زندگي روزمره هستند و نبايد به عنوان جزئي از فراساختار «فرهنگ» محسوب شوند. دوم، تحليل موكدانه‌اي از سامان اجتماعي هويت‌ها مي‌شوند. در تعامل انجام ‌گرفته در نقطه مرزي و از وراي خطوط مرزي‌اي كه با هويت‌هاي ديگر دارند.، و نيز در فرآيندي كه در عضو‌گيري به‌كار مي‌گيرند. سوم‌، به اين شكل هويت‌هاي جمعي در جريان بده بستان و تعامل به‌وجود مي‌آيند و دست‌كم به طور بالقوه هم كه باشد، انعطاف پذير منوط به موقعيت و قابل چون و چرا كردن هستند. چهارم، فرد را به هويت منتسب مي‌كنند: افراد هويت [خاصي] را به خود مي‌بندند، و ديگران نيز هويت را به فرد نسبت مي‌دهند. از لحاظ جمعي نيز همين امر تكرار مي‌شود: گروه‌ها خودرا شناسايي مي‌كنند و در عين حال از سوي ديگران رده‌بندي مي‌شوند. سرانجام آن‌كه، شناسايي جمعي ذاتاً صبغه‌اي سياسي دارد.
در پايان جنكينز در نگاهي به آن دسته از هويت‌هاي اجتماعي كه در پايان قرن بيستم برجسته شده‌اند بر اين باور است كه بافت‌هاي كلامي وضعيتي و رسانه‌هاي گروهي كه به واسطۀ آنها گفتارهاي جاري دربارۀ هويت ابراز مي‌شود، از نظر تاريخي و فرهنگي مشخص مي‌شوند. از نگاه او امر يگانۀ فردي و امر مشترك جمعي را مي‌توان چنان فهم كرد كه مشابه يكديگر باشند و اين يك، با ديگري به‌طور معمول نسبت دارد و با ديگري گره خورده است (جنكينز: 33)؛ و اينكه فرآيندهاي توليد، بازتوليد و دگرگون شدن آنها همانند است و اين هر دو في‌نفسه اجتماعي هستند. بدين ترتيب عمده‌ترين تفاوت ميان هويت فردي و هويت جمعي شايد در اين باشد كه هويت فردي بر تفاوت و هويت جمعي بر شباهت تاكيد دارد. (جنكينز،1391 :34).
2ـ1ـ3 ابعاد هويت ملي
در حوزۀ ابعاد هويت ملي با تاكيد بر هويت ملي در ايران در ميان پژوهشگران ايراني نيز ديدگاههاي قابل توجهي وجود دارد كه در اينجا با توجه به موضوع بحث به طور مشخص به ديدگاه سيد رحيم ابوالحسني پرداخته مي‌شود. بديهي است ديدگاهي كه در ادامه به



قیمت: تومان

دسته بندی : پایان نامه ارشد

پاسخ دهید