دانشگاه آزاد اسلامي
واحد تهران مرکزي
دانشکده ادبيات و علوم انساني، گروه زبان و ادبيات فارسي
پايان نامه براي دريافت درجه کارشناسي ارشد (M.A )
گرايش زبان و ادبيات فارسي
عنوان :
تحليل و بررسي ديدگاه‌هاي جامعه شناسي در کشف المحجوب از (ديدگاه کنش اجتماعي)
استاد راهنما :
دکتر ويدا وفايي
استاد مشاور :
دکتر دره دادجو
پژوهشگر :
زهرا بيات
زمستان 1393
تقديم به :
ستارگان فروزان آسمان زندگیم:
پدرم به استواری کوه
ماردم به زلالی چشمه
همسرم به صمیمیت باران
تشکر و قدرداني :
پروردگارا مرا به علم توانگر و به تقوا عزیزکن و به حلم زینت بخش.
سپاس تنها واژه ای است بر زبان و آنچه بر دل می رود، چه وسیله ی ظهوری دارد؟
این مختصر خوشه را مدیون صاحبنظران و صاحبدلانی می دانم که با اندیشه های والای خویش، یاریم کردند تا نقش هر چند کوچک، بر پیکره ی عظیم علم و دانش زده باشم و این مهم را مدیون تلاش استاد راهنمای ارجمندم، خانم دکتر ویدا وفایی، می دانم و به خود میبالم که افتخار شاگردی در محضر ایشان را داشته ام. انسان بزرگی که می توان آراستگی علم را به زیور اخلق و تواضع در ایشان سراغ گرفت.
و نیز نهایت تواضع و فروتنیم را بر قدوم استاد مشاور ارجمندم خانم دکتر درّه دادجو، عرضه می دارم که با وجود مشغله ی فراوان در انجام این و ظیفه صبورانه یاریم کردند.
و از جناب آقای دکتر محمد علی گذشتی بر مقام استاد داور صمیمانه سپاسگزارم
تعهد نامه اصالت پايان نامه کارشناسي ارشد
اينجانب زهرا بيات دانش آموخته مقطع کارشناسي ارشد ناپيوسته به شماره دانشجويي 89093914000 در رشته زبان و ادبيات فارسي که در تاريخ 30/11/93 از پايان نامه خود تحت عنوان: تحليل و بررسي ديدگاه‌هاي جامعه‌شناسي در کشف‌المحجوب (از ديدگاه کنش اجتماعي) با کسب نمره 17و درجه بسیار خوب دفاع نموده ام بدينوسيله متعهد مي شوم:
1- اين پايان نامه حاصل تحقيق و پژوهش انجام شده توسط اينجانب بوده و در مواردي که از دستاوردهاي علمي و پژوهشي ديگران (اعم از پايان نامه ،کتاب ،مقاله و…) استفاده نموده ام ، مطابق ضوابط و رويه هاي موجود ، نام منبع مورد استفاده و ساير مشخصات آن را در فهرست ذکر و درج کرده ام.
2- اين پايان نامه قبلاً براي دريافت هيچ مدرک تحصيلي (هم سطح ،پايين تر يا بالاتر )در ساير دانشگاهها و موسسات آموزش عالي ارائه نشده است.
3- چنانچه بعد از فراغت ازتحصيل ، قصد استفاده و هر گونه بهره برداري اعم از چاپ کتاب،
ثبت اختراع و …. از اين پايان نامه داشته باشم ، از حوزه معاونت پژوهشي واحد مجوزهاي مربوطه را اخذ نمايم.
4- چنانچه در هر مقطع زماني خلاف موارد فوق ثابت شود ، عواقب ناشي از آن را بپذيرم و واحد دانشگاهي مجاز است با اينجانب مطابق ضوابط و مقررات رفتار نموده و در صورت ابطال مدرک تحصيلي ام هيچگونه ادعايي نخواهم داشت.
نام و نام خانوادگي :
تاريخ و امضاء

بسمه تعالی

در تاریخ : 30/11/1393
دانشجوی کارشناسی ارشد خانم زهرا بیات از پایان نامه خود دفاع نموده و با
نمره 17 بحروف هفده و با درجه بسیار خوب مورد تصویب قرار گرفت.
امضا استاد راهنما

بسمه تعالي
دانشكده ادبيات و علو م انساني
(اين چكيده به منظور چاپ در پژوهش‌نامه دانشگاه تهيه شده است»
نام واحد دانشگاهي: تهران مركزي کد واحد: 101كد شناسايي پايان‌نامه: 10120101912025عنوان پايان‌نامه: تحليل و بررسي ديدگاه‌هاي جامعه شناسي در کشف المحجوب از (ديدگاه کنش اجتماعي)نام و نام خانوادگي دانشجو: زهرا بيات
شماره دانشجوئي: 89093914000
رشته تحصيلي: زبان و ادبيات فارسي تاريخ شروع پايان‌نامه: 20/12/1391
تاريخ اتمام پايان‌نامه: 30/11/93استاد / استادان راهنما: خانم دکتر ويدا وفايي استاد/استادان مشاور: خانم دکتر درّه دادجوچکيده پايان نامه (شامل خلاصه، اهداف، روش هاي اجرا و نتايج به دست آمده):
اواخر قرن چهارم و اوايل قرن پنجم هجري، ايران بويژه خراسان در نابساماني و تشويش اوضاع سياسي، جنگ‌هاي داخلي، تعدد روزافزون فرقه هاي مذهبي و نزاع بر سر حقانيت هر يک، به سر برده است. آشفتگي‌هاي سياسي و مذهبي منجر به رواج ناامني، فقر و غارت و ديگر نابساماني هاي اجتماعي شده بود.
ميان ائمه و مشايخ متعصب و رياکار، که هر يک در پي کسب قدرت و محبوبيت‌اند، هجويري، عارف پاک باخته ظهور مي کند که با رفتار و گفتار محبت‌آميز خود توام با تساهل و مردمداري و با تکيه بر علم و آگاهي خويش و با صبر و بردباري تاثير شگرف بر مردمان آن عصر داشته و با کنش و رفتار و شيوه هاي تربيتي خاص خود بدور از هر گونه خصومت و خشونتي، با مردم جامعه رفتار کرده و ضد ارزشهاي بسياري را به ارزش مبدل کرده است. هجويري با طي مسافت‌هاي زياد و سفرهاي طولاني به سرزمين هاي اسلامي از محضر عارفان و صوفيان بزرگي بهره برده و با توجه به اهميت تصوف و عرفان به عنوان يکي از نهادهاي مذهبي جامعه، تاثير شگرفي بر مردم به ويژه در جو حاکم آن عصر داشته است.
اين پژوهش کوشيده است تا با بهره‌گيري از روش اسنادي و بر اساس تحليل گفتمان و محتوايي به تبيين رابطه علّي بين متن کتاب کشف‌المحجوب و سياست، اجتماع، دين و … پرداخته و با توجه به محتواي کتاب کشف المحجوب که بازتاب دهنده اوضاع سياسي و اجتماعي جامعه اواخر قرن پنجم و اوايل قرن ششم هجري است، آن را بر اساس ديدگاه کنش اجتماعي جامعه شناختي بر مبناي ساختار اجتماع، فرهنگ، شخصيت هجويري مورد تحليل و بررسي قرار دهد.
واژگان کليدي: کنش اجتماعي ( ساختار اجتماع، شخصيت، فرهنگ)، ابوالحسن علي بن عثمان هجويري، کشف‌المحجوب
نظر استاد راهنما براي چاپ در پژوهش‌نامه دانشگاه مناسب است تاريخ و امضاء:
مناسب نیست
فهرست
عنوانصفحه
فصل اول:کليات طرح
1-1 بيان مسئله تحقيق2
1-2- هدف‌هاي تحقيق4
1-2-1 هدف کلي4
1-2-2 اهداف جزئي4
1-3 اهميت موضوع تحقيق و انگيزه انتخاب آن4
1-4 سئوالات و فرضيه‌هاي تحقيق (بيان روابط بين متغيرهاي مورد مطالعه)5
1-4-1 سوال اصلي5
1-4-2 سوال فرعي5
1-5-فرضيه‌هاي تحقيق5
1-6- مدل تحقيق6
1-7- تعاريف عملياتي متغيرها و واژه‌هاي کليدي6
1-8- روش تحقيق7
1-9- قلمرو تحقيق8
1-10 جامعه‌آماري و حجم نمونه8
1-11 محدوديت و مشکلات پژوهش8
فصل دوم:مطالعات نظري
مقدمه11
2-1 جامعه‌شناسي12
2-1-1 هدف جامعه‌شناسي14
2-1-2 موضوع جامعه‌شناسي15
2-1-3- ديدگاه‌هاي جامعه‌شناسي15
2-2 نظريه کارکردگرائي16
2-2-1 نظريه تضاد18
2-2-2 نظريه کنش اجتماعي19
2-3 ساختار اجتماعي30
2-3-1نهاد اجتماعي32
2-3-2انواع نهادهاي اجتماعي33
2-3-3گروه‌هاي اجتماعي33
2-3-4پايگاه اجتماعي35
2-3-5 نقش‌ها36
2-3-6 انواع نقش ‌هاي اجتماعي37
2-4 فرهنگ38
2-4-1خرده فرهنگ‌ها41
2-4-2 انواع فرهنگ42
2-4-3 باورها45
2-4-4ارزش‌ها46
2-4-5 شخصيت47
2-5 ادبيات50
2-5-1 زبان و ادبيات52
2-5 -1-1 زبان52
2-5-1-2 رسالت ادبيات55
2-5-1-3 جامعه‌شناسي ادبيات:57
2-5-1-4 زمينه‌هاي مورد مطالعه جامعه‌شناسي ادبيات59
2-5-1-5نظريه‌هاي جامعه‌شناسي ادبيات59
2-5-1-6 جامعه شناسي ادبيات و تقسيمات کلي آن71
2-5-1-7 جامعه شناسي پديده ادبي71
2-5-1-8جامعه‌شناسي ادبي يا جامعه شناسي آفرينش ادبي73
2-5-1-9جامعه‌شناسي محتواي اثر ادبي75
2-5-1-10 اجتماعات در ادبيات فارسي77
2-6زندگي هجويري78
2-6-1مقدمه کتاب کشف المحجوب80
2-6-2کتاب کشف المحجوب83
2-6-3 ارزش اجتماعي کتاب86
2-6-4ارزش تاريخی کتاب86
2-6-5 ارزش ادبي کتاب87
2-6-6 اوضاع سياسي ايران مخصوصا خراسان91
2-7 نهاد دين95
2-7-1 تصوف در قرن پنجم99
2-7-2سير تصوف در ايران پس از جنيد100
2-7-3تصوف در سده چهارم هجري/ دهم ميلادي:101
2-7-3-1 خرقه افکني و جامه دراني:104
2-7-3-2 سماع107
2-7-3-3 خرقه112
فصل سوم:روش‌شناسي تحقيق (متدولوژي) پژوهش
روش شناسي (متدولوژي) پژوهش117
مقدمه117
3-1 روش تحقيق117
3-2 جامعه آماري117
3-3 حجم نمونه و روش اندازه‌گيري118
3-4 ابزار جمع آوري اطلاعات118
3-5 روش تجزيه و تحليل داده‌ها118
فصل چهارم:تجزيه وتحليل داده‌ها
مقدمه122
4-1-ساختار اجتماع123
4-1-1 نهاد اجتماع124
4-1-1-1- اوضاع اجتماع124
4-1-1-2زنان در جامعه آن روزگار125
4-1-1-3مشاغل127
4-1-2نهاد سياست129
4-1-2-1رابطه هجويري با دربار غزنوي و سلجوقي131
4-2-2-1رابطه هجويري با مشايخ133
4-1-2-3 شخصيت هاي متصوفه134
4-1-2-3-1 ابوالقاسم کرکاني136
4-1-2-3-2 ابوالقاسم قشيري137
4-1-2-3 -3از ديگر نام‌هاي درخشان در زندگي عارفانه هجويري ابوالعباس شقاني است:139
4-1-2-3-4 مظفر حمدان140
4-1-2-3-5 ابوعلي الحسن بن ابي الحسن البصري141
4-1-2-3-6 ابوالقاسم الجنيد بن محمد بن الجنيد القواريري142
4-1-2-3-7 مالکم بن دينار143
4-1-2-3-8 ابوالسحاق ابراهيم بن ادهم بن منصور143
4-1-2-3-9ابوسعيد فضل الله بن محمد الميهني144
4-2 فرهنگ146
4-2-1 باورها148
4-2-2 ارزش‌ها150
4-2-3 هنجارهاي اجتماعي152
4-2-3-1رسوم اجتماعي152
4-2-3-2 رسوم اخلاقي153
4-2-3-3-کنترل اجتماعي155
4-3شخصيت هجويري157
4-3-1 صورت هجويري158
4-3-2 سيرت هجويري160
4-3-2-1ديدگاه هجويري در باب تصوف161
4-4 تصوف164
4-4-1 ارتباط فقر و تصوف از ديدگاه هجويري164
4-4-2ديدگاه هجويري در باب تصوف165
4-3-2-1 صفات و ويژگي هاي اخلاقي هجويري165
4-3-2-1-1 تساهل و مردم داري از ديدگاه هجويري165
4-3-2-1-2- مدارا و عدم خصومت و بخشندگي167
4-3-2-2-طنز از ديدگاه هجويري167
4-3-2-3-شعر در نزد هجويري170
4-4-2-1 اعقايد172
4-4-2-1-1 اعتقاد به خواب از ديدگاه هجويري172
4-4-2-1-2 رضا از ديدگاه هجويری174
4-4-2-1-3- ديدگاه هجويری در مورد صحو سکر175
4-4-2-1-4 نماز از ديدگاه هجويری و بيان نظرات مشايخ175
4-4-2-1-5 محبّت از ديدگاه هجويری176
4-4-2-1-6 دوستی از ديدگاه هجويری177
4-4-2-1-7 ديدگاه هجويري راجع به سماع178
4-4-2-1-8 تفسير و تعبير آيات و عبارات از ديدگاه هجويري180
4-4-2-1-9 ديدگاه هجويري راجع به خرقه182
4-4-2-1-10 خرق از ديدگاه هجويري183
4-4-2-1-11شرط مقعه پوشيدن از ديدگاه هجويري185
4-4-2-1-12 شرط پوشيدن مرقعات از ديدگاه هجويري185
4-4-2-1- 13 آداب و رسوم و سنت: از ديدگاه هجويري186
4-4-2-1-14 خرقه افکني و جامه دراني: از ديدگاه هجويري187
4-4-2-1-15 آداب سفر و اقامت کردن در جايي از ديدگاه هجويري191
4-4-2-1-16 علم از ديدگاه هجويري193
4-4-2-1-17 ملامت از ديدگاه هجويري194
4-4-2-1-17-1 صورتِ ملامت راست رفتن195
4-4-2-1-17-2 صورتِ ملامت قصد کردن196
4-4-2-1-18 اعتقاد به حل مشکلات از طريق ملامت از ديدگاه هجويري198
4-4-2-1-19 رسم ملامت از ديدگاه هجويري199
4-4-2-1-20 حج از ديدگاه هجويري199
4-4-2-1-20-1 بيان خاطرات حج از زبان ديگران200
4-4-2-1-21 رحمت‌الهي از ديدگاه هجويري201
4-4-2-1-22 قبض و بسط – وقت از ديدگاه هجويری202
4-4-2-1-23 وقت203
4-4-2-1-24 رياضت ازديدگاه هجويري203
فصل پنجم:نتيجه‌گيري
5-1 نتيجه‌گيری207
5-2 پيشنهادات پژوهشي209
فهرست منابع210
فصل اول:
کليات طرح
1-1 بيان مسئله تحقيق:
جامعه شناسي علمي است که زندگي اجتماعي مردمان جوامع گوناگون را با توجه به نهادهاي اجتماعي موجود و روابط اجتماعي حاکم بر آن مورد مطالعه و تحقيق قرار مي‌دهد.
ادبيات هر دوره، نماينده روحيات و فراز و نشيب‌هاي اجتماعي است که در زمان‌هاي مختلف تغيير مي‌يابد و در هر عصر معني و مفهوم خاص خود را پيدا مي کند بطوري که اوضاع اجتماعي هر دوره را مي‌توان از ادبيات آن دوره شناخت و انعکاس آن را دريافت؛ چه ادبيات هر عصري رنگ اجتماعي خاص خود را دارد.
جامعه‌شناسي ادبيات شاخه‌اي از جامعه شناسي است که ساخت و کارکرد اجتماعي ادبيات و روابط ميان جامعه و ادبيات و قوانين حاکم بر آن را بررسي مي کند
اين علم به بررسي ساختار و محتواي اثر ادبي و ارتباط آن با ساختار و تحولات اجتماع مي‌پردازد و به محيط که در واقع در بردارنده عناصر اقليمي،‌اوضاع سياسي و اجتماعي حاکم بر ملت است توجه دارد. پيوند بين ساخت جامعه و اثر ادبي مقوله «جامعه شناختي ادبيات» را مطرح مي‌سازد و محققان را بر آن مي‌دارد تا به رابطة اثر ادبي و جامعه پرداخته و از مجراي آثار ادبي به گذشته بنگرند
جامعه‌شناسان با سه نظريه 1- کارکرد گرايي(functionalism)، (fonctinnelism) ، تضاد (opposer)،(opposition)، و کنش اجتماعي(socialaction)، به مطالعه جامعه مي‌پردازد.
کارکردگرايان به بررسي رابطه بخش هاي جامعه با يکديگر و با کل جامعه مي‌پردازند. مثلا عقايد ديني و آداب و رسوم يک جامعه را با نشان دادن چگونگي ارتباط آن با ساير نهادهاي جامعه تحليل مي‌کنند. در نظريه تضاد توجه آن ها بيشتر بر مباحث قدرت، نابرابري، کشمکش و ستيزه است و جامعه را متشکل از گروه هاي جداگانه اي مي دانند که هر يک به دنبال منافع خاص خويش است. دو نظربه فوق بر ساختارهايي تاکيد مي کنند که سنگ زيرين جامعه هستند و بر رفتار انسان مؤثرند. نظريه کنش اجتماعي توجه بيشتری بر کنش و کنش متقابل اعضاي جامعه در شکل دادن به اين ساختارها مي کند. نظريه کنش اجتماعي متوجه تحليل چگونگي رفتار کنش‌گران فردي و جهت گيري آنان در مقابل يکديگر و جامعه است. کنش اجتماعي همه رفتارهاي انساني است که انگيزه و راهنماي آن معاني است که توجه کنشگر را جلب مي کند و او آنها را در دنياي خارج کشف و به آنها پاسخ مي دهد. اين کنش با ذهنيت کنش گر تفسير مي شود. يعني بر مبناي ادراکي که از محيطش دارد، احساساتي که او را برمي انگيزد، افکاري که در سر دارد، انگيزه‌هايي که او را به عمل وامي‌دارد (منظور از کنشگر، مي‌تواند فرد، گروه، سازمان، يک منطقه، يک جامعه يا تمدن باشد).
و از آنجايي که کنش‌ها خصلت‌هاي اجتماعي دارند و ارزش‌ها در آن‌ها موثرند، کنش اجتماعي را با توجه به نظام اجتماعي که مرکب از نظام فرهنگي و شخصيتي است مورد مطالعه قرار مي دهند.
کتاب کشف المحجوب طبق هر سه نظريه فوق قابل بررسي است چنانچه تحليل عقايد ديني و آداب و رسوم طبق نظريه کارکردگرائي و يا تحليل طبقات جامعه و نابرابري هاي اجتماعي و بررسي آنها طبق نظريه تضاد. در اين پژوهش سعي ما بر آن است که با ذکر مطالبي در باب مسائل ذکر شده، به تحليل و بررسي ديدگاه هجويري از نظر کنش اجتماعي او در برابر ارزش‌ها، هنجارها و … موجود در جامعه آن عصر بپردازيم و به اين سئوال پاسخ گوييم که آيا هجويري تحت تأثير فرهنگ و ارزشهاي عصر خويش قرار گرفته و ديدگاه او از نظر کنش اجتماعي مطابق با هنجارهاي جامعه بوده است؟!
1-2- هدف‌هاي تحقيق:
1-2-1 هدف کلي:
تبيين و تشريح کنش و رفتار هجويري در برابر ارزش‌ها و هنجارهاي جامعه با استناد بر نظريه کنش‌اجتماعي
1-2-2 اهداف جزئي:
تبيين اهميت و نقش هجويري در اجتماع صوفيانه قرن پنجم
1-3 اهميت موضوع تحقيق و انگيزه انتخاب آن:
جامعه‌شناسي ادبيات مطالعه علمي محتوي اثر ادبي و ماهيت آن در پيوند يا ديگر جنبه‌هاي زندگي اجتماعي است که سرچشمة بسياري از حوادث و جريانات سياسي، تاريخي، ديني، اخلاقي و … نتيجه تحولات اجتماعي و فرهنگي مي باشد. ما همواره در طول تاريخ شاهد ظهور افرادي بوده‌ايم که مخالف و متفاوت با جريان‌هاي حاکم بر جامعه حرکت کرده و گام نهاده‌. اين امر موجب محبوببيت آنها نزد مردم شده است و در جامعه بسيار تاثيرگذار بوده‌اند. معتقدم که در ميان متصوفه قرن پنجم هجري فردي چون هجويري علاوه بر شناخت مردم و جامعه بر جامعه خود بسيار تاثير گذار بوده است. حال بر آنيم که کتاب کشف المحجوب را از بعد جامعه‌شناختي مورد بررسي قرار دهيم تا منش و علل وعوامل بسياري از رفتارها و کردارهاي وي با توجه به جامعه آن روزگار بر ما آشکار گردد.
1-4 سئوالات و فرضيه‌هاي تحقيق (بيان روابط بين متغيرهاي مورد مطالعه):
1-4-1 سوال اصلي:
هجويري (ابوالحسن علي بن عثمان) در تحول ارزش‌هاي عصر خويش تا چه حد موثر بوده است ؟
1-4-2 سوال فرعي
علل موفقيت هجويري درجامعه تصوف چه بوده است؟
1-5-فرضيه‌هاي تحقيق:
فرضيه اول: با توجه به اوضاع نابسامان قرن پنجم هجري و عدم ثبات سلاطين و اميران، رواج هرج و مرج و بي عدالتي، فقر و تنگدستي پريشاني و ناامني، تعصبات خشک مذهبي، اختلاف فرقها و رواج فرقه اي مختلف، بهره‌برداري غير معقول (Piracy) از آثار ديگران و تعصب و جانبداري از يک صوفي نسبت به صوفي ديگر، جمع شدن مريدان به دور يک صوفي و دور شدن از صوفي ديگر، رواج خرافات و فرقه پرستي از ويژگي‌هاي آشکار خراسان، نيشابور، غزنه و … بسياري از شهرهاي ايران قرن پنجم هجري است. همچنانکه پايه و اساس فرهنگ ها در جامعه را عواملي مثل تفکر و انديشه هاي سالم و ناسالم، تصورات درست و نادرست، هنجارها و ناهنجاري ها مشخص مي کند که چه چيزي مطلوب و ارزشمند و پسنديده است و چه چيزي نيست. اين تصورات و افکار انتزاعي است که به آدميان در تعامل با اجتماع و جامعه معنا مي‌بخشد و باعث ارزش هاي فرهنگي و انعکاس آن در جامعه مي شود اين عوامل در کنار يکديگر به رفتار وکردار آدميان شکل مي دهد و باعث شکل گرفتن فرهنگ جامعه مي شود.
از جامعه قرن پنجم ايران بر مي‌آيد که رواج ضد ارزش‌هايي چون، حيله و نيرنگ، دروغ و رياکاري و تعصب و فرقه‌گرايي و … ارزش تلقي مي‌شده است با رواج ضد ارزش‌ها، هجويري به عنوان صوفي و درويش آزاد انديش به پرهيز از اين مسائل و با تکيه بر رفتار و گفتار بزرگان و ائمه به مقابله برخواسته و تاثير شگرفي بر جامعه و فرهنگ آن عصر گذارده.
و با در پيش گرفتن رويه تساهل و مردم داري به مقابله پرداخته زيرا که هنجارهاي جامعه متناسب با ارزش‌ها نبوده است.
فرضيه دوم:
تصوف و عرفان هجويري تا حدود زيادي مثبت است چرا که با سفرهاي زياد و ديدن مردم و جامعه‌هاي مختلف به تجربه‌هاي زياد دست يافته گاهي در ميان مردم بوده و مثل مردم عادي زندگي کرده و گاهي از مردم فاصله گرفته و در کنار بزرگان و مشايخ و صوفيان قرار گرفته و يا نشست و برخاست داشته به همين دليل از زهد و رياضت‌هاي بيمارگونه که در آن عصر رواج داشته دوري گزيده. ا و با تحمل سختي‌ها و آزارها و نامرادي و شکست‌هاي مختلف که از طرف مردم به او وارد مي‌شد به دنبال راه، سلامت و صحت انسان کامل بوده. بردباري و صبر و تحمل زياد سبب موفقيت او در جامعه شده است.
1-6- مدل تحقيق:
مدل تحقيق بر مبناي هدف، همبستگي مي‌باشد.
كه به كشف ارتباط بين جامعه و اثر ادبي مورد بحث مي‌پردازد
1-7- تعاريف عملياتي متغيرها و واژه‌هاي کليدي:
متغيرها: کنش اجتماعي: جامعه، مجموعه‌اي از کنش هاي متقابل بين افراد و گروههاست
کنش‌هاي متقابل اجتماعي: فرايندي است که از طريق آن مردم نسبت به يکديگر کنش و واکنش نشان مي دهند.
ساختار اجتماع: مجموعه يا کل اجتماعي متشکل از اجزاء که همستگي متقابل اجزاء آن را به صورت يک کل درآورده و بقا و دوام آن را تامين مي کند،
فرهنگ: مجموعه پيچيده‌اي است که شامل مجموعه علوم و دانش‌ها، اعتقادات، هنرها، عادات، مقررات، افکار و انديشه و عقايد، آداب و رسوم و رفتار و کردار انسان به عنوان عضوي از جامعه در مقابل تعهداتي و نقش‌هايي دارد که مي‌پذيرد.
شخصيت: مظهرهيئتي کم و بيش به هم پيوسته از عادات، افکار و خصوصيات يک فرد است که در جامعه به صورت نقش ها و مزيت‌هاي اجتماعي خاص و عام و در شخص به صورت خودآگاهي مفهوم پيدا مي کند .کتاب کشف المحجوب هجويري از جهات گوناگون يکي از با ارزشترين متون کهن صوفيانه فارسي است و از نخستين آثاري است که در تصوف اسلامي پديد آمده اين کتاب سالها پيش به زبانهاي ديگر از جمله انگليسي عربي و اردو ترجمه شده که بيان گر ارجمندي آن است.
واژه هاي کليدي:
ابوالحسن علي بن عثمان هجويري، کنش اجتماعي( ساختار اجتماعي، شخصيت، فرهنگ) عرفان و تصوف، کتاب کشف المحجوب
1-8- روش تحقيق:
روش تحقيق در اين پژوهش اسنادي – کتابخانه‌اي است مراحل انجام پژوهش بدين ترتيب مي باشد:
1- گردآوري داده‌ها
2- مطالعه منابع و ماخذ اعم از کتاب و مقاله و…
3- فيش‌برداري از داده‌ها
4- توصيف داده‌هاي متن
5- تبيين و بررسي داده‌ها
6- تحليل يافته‌ها
7- نتيجه‌گيري
1-9- قلمرو تحقيق:
کتاب کشف المحجوب قرن چهارم و پنجم هجري مي‌باشد.
1-10 جامعه‌آماري و حجم نمونه:
در پژوهش حاضر، کتاب کشف المحجوب تاليف ابوالحسن علي بن عثمان الجلابي هجويري (1154صفحه) به مقدمه، متن، تعليقات و توضيحات به تصحيح دکتر محمود عابدی تحليل و بررسي خواهد شد.

1-11 محدوديت و مشکلات پژوهش :
با توجه به منابع متعدد جامعه‌شناسي ادبيات و دسترسي به کتابخانه‌ها و مراکز علمي معتبر مشکل خاصي نداشتم.
فصل دوم:
مطالعات نظري
مقدمه
جامعه‌شناسي عبارت است از مطالعه رفتار و کردار آدمي از يک طرف و چگونگي تاثير مناسبات متقابل افراد بشر از طرف ديگر، يکي از ابزارهاي برقراري اين مناسبات زبان است، که خود يک نهاد اجتماعي است و کار کردهاي متفاوتي دارد، يکي از مهمترين آنها نگارش و ثبت وقايع است … و به طور کلي جنبه نوشتاري زبان است که ادبيات هر جامعه‌اي را شکل مي دهد. ادبيات به واقع خود منعکس کننده شکل ويژه زندگاني و فر هنگ هر جامعه است. علم مطالعه فرهنگ و جامعه و … در ادبيات، جامعه شناسي ادبيات است که شاخه‌اي از جامعه‌شناسي است و سعي دارد تا پيوندهاي اين نهاد اجتماعي را با روش علمي با ديگر جنبه‌هاي زندگي اجتماعي مورد بررسي و تبيين قرار دهد.
و به بررسي انواع مختلف نمود ادبيات در جامعه و جامعه در ادبيات هر دوره بپردازد.
کتاب کشف المحجوب به تأليف: ابوالحسن علی بن عثمان الجلابی هجويري غزنوي، جلابي در قرن پنجم نگارش يافته که به شرح حال خود و صوفيان و دراويش نامدار قرن چهارم و پنجم هجري پرداخته است و در خلال بحث‌های متعدد کتاب نمود قرن چهارم و پنجم از جمله سياست، اوضاع دين، اوضاع اجتماعي و … به خوبي مشهود است. همچنين هجويري جامعه عصر خود را با آوردن حکايت‌ها و داستانها به تصوير کشيده است.
در اين فصل ابتدا به بيان علم جامعه‌شناسي و نظريه هاي مطرح شده در آن، توصيف ادبيات و رسالت آن همچنين به تعريف علم جامعه‌شناسي ادبيات و بيان نظريه‌هاي موجود و توصيف انواع آن خواهيم پرداخت. گفتاري در باب شرح حال و معرفي هجويري خواهيم داشت پس به معرفي کتاب کشف المحجوب ازجنبه‌هاي عرفاني، ادبي و ديني… و همچنين معرفي مؤلف کتاب هجويري غزنوي جلابي خواهيم پرداخت.
2-1 جامعه‌شناسي
جامعه‌شناسي را مي‌توان مطالعه علمي زندگي گروههاي انساني تعريف کرد. از آنجا که انسانيت انسان از طريق زندگي اجتماعي به دست مي‌آيد، شخصيت و رفتار آدمي در درون جامعه انساني رشد و توسعه مي‌يابد، تمام زندگي ما از خوشي‌ها و ناخوشي‌ها، خنده‌ها، گريه ها، افتادن ها و خاستن‌ها عشق‌ها، افسردگي‌ها، جنگ‌ها و صلح‌ها و همه و همه در جامعه است که شکل مي‌گيرد و همه شرح حال زندگي ما انسانهاست و بالاخره جامعه است که به زندگي ما محتوا، جهت و معنا مي‌بخشد. جامعه محصول گردآمدن انسانها و کنش‌هاي متقابل ميان آنها است که با هم زندگي مي‌کنند و در رسيدن به هدف معيني با يکديگر همکاري دارند به علاوه معيارها و مقرراتي ساده يا پيچيده بر روابط عادي آنها حاکم است و نهادها و سازمانهايي، تداوم و پايداري اجتماعي آنان را تأمين مي کند. در واقع جامعه گروه بسيار وسيع و پردوامي است مرکب از تعداد زيادي زن و مرد که وجوه اشتراک فراواني دارند و براي بقا و تداوم خود همکاري مي کنند و سازمان‌هاي متعددي به وجود مي آورند. (ستوده،1381: 21)
در اين صورت موضوع جامعه سازمان‌هاي اجتماعي است. جامعه‌شناس وظيفه دارد که جريان فراهم آمدن و دگرگون شدن و در شکستن سازمان‌هاي متفاوت جامعه را دنبال کند و علل تحول و تطور آن‌ها را دريابد و قوانين را که بر آنها حاکم‌اند کشف نمايد: (همان:12)
واژه جامعه شناسي از ابداعات (آگوست کنت) فيلسوف فرانسوي نيمه اول قرن نوزدهم است، اما به خوبي مي‌دانيم که جامعه‌شناسي يک مرتبه به وجود نيامده بلکه به تدريج شکل گرفته است و از سالها و قرن‌ها قبل بنيان آن توسط کساني چون: سوفسطائيان، سقراط، افلاطون، ارسطو، سنت اگوستين، فارابي، ابن‌ خلدون و … به وجود آمده بود و اينان بودند که افکار را به سوي مطالعه زندگي اجتماعي هدايت کردند. در ايران نيز دکتر صديق در واقع بنيان گذار جامعه‌شناسي در دانشگاه تهران بودند و به قول آقاي دکتر اميرحسين آريان‌پور مفهوم و کلمه جامعه شناسي به وسيله آن استاد زنده ياد به ايران آورده شد و نخستين کتاب منظم جامعه‌شناسي به زبان فارسي و يا به قول آقاي دکتر يحيي مهدوي (علم الاجتماع) توسط ايشان انتشار يافت(سلیم، 1377:11) گروهي از جامعه شناسان جامعه را بر مبناي کليت آن و نحوه آن در تاريخ مورد مطالعه قرار مي‌دهند از جمله اگوست کنت جامعه شناسي را اين طور تعريف مي کند: «جامعه شناسي علم قوانين کلي پديده‌هاي اجتماعي مي‌باشد که خود حاصل عمل تاريخي و واقعيات اجتماعي پيچيده‌اي است» که به صورت کلي اخذ شده و به صورت يک سيستم کلي از قوانين درآمده است. (قرائی،1389:13)
گروهي ديگر بيشتر به واقعيت روابط موجود ميان افراد وگروه توجه دارند و به حرکت تاريخي و قوانين کلي حاکم بر آن کمتر توجه مي‌کنند آنها جامعه‌شناسي را علم بررسي مناسبات و روابط اجتماعي مي‌دانند. چنانچه ساموئل کنيگ در تعريف جامعه‌شناسي مي‌گويد: «جامعه‌شناسي عبارت است از مطالعه رفتار و کردار آدمي از يک طرف و چگونگي مناسبات متقابل افراد بشر از طرف ديگر» «و يا آلبيون اسمال مي‌گويد: «جامعه‌شناسي کنش‌هاي متقابل اجتماعي را بررسي مي کند» يا «جامعه شناسي يعني علم روابط اجماعي، هم رفتار در گروه و هم در جامعه. (همان: 14)
گروهي بر مطالعه، نظام اجتماعي و نهادهاي جامعه تاکيد مي‌ورزند و در حقيقت براي امور اجتماعي نوعي اصالت قائل هستند. دورکيم جامعه‌شناسي را «علم نهادهاي اجتماعي و چگونگي تکوين و عمل آنها تعريف مي‌کند به نظر دورکيم «نهادهاي اجتماعي مجموعه اعمال و افکاري هستند که فرد آنها را ساخته و پرداخته و در برابر خود مي‌يابد و آنها خود را کم و بيش بر افراد تحميل مي کنند». به نظر او واقعه اجتماعي (پديده‌هاي اجتماعي) هر گونه شيوه عملي ثابت شده يا ثابت نشده است که قادر است از خارج فرد را مجبور سازد او مي‌گويد «جامعه‌شناسي ضميمه هيچ علم ديگري نيست بلکه مستقل است او «واقعيت اجتماعي» را مانند شي تلقي کرده و معتقد است که (واقعيت اجتماعي ) (پديده هاي اجتماعي) را نمي‌توان جز با واقعيت اجتماعي ديگري تبيين کرد.» (همان:15)
ماکس وبر مي‌گويد: « جامعه‌شناسي علمي است که کوشش مي‌نمايد تا به درک، تفهيم و تفسير عمل اجتماعي انسان نائل شود تا بدين ترتيب به تبيين علمي سير عمل اجتماعي ونتايج آن موفق آيد. ارکان اصلي جامعه‌شناسي وبر عبارتند از «عمل اجتماعي، درک و تفهيم آن، و سرانجام تبيين علمي آن.» به نظر ماکس وبر «تفهيم عبارت است از شناخت حالات دروني افراد و معاني که افراد به رفتار خويش مي‌دهند و از آنجا که «تفهيم» تنها براي وجدانهاي فردي ميسر است. بدين جهت لازم است معاني و ارزش‌هايي را که محرک رفتارشان بوده است. تفسير کند. بنابراين ماکس وبر «تفهم» و «تفسير» را در يک عبارت ترکيب نموده و اصطلاح «تفهم تفسيري» را با يک معاني ذهني در برابر «معناي عيني» به دست مي‌دهد.
تالکت پارسنز معتقد است: جامعه‌شناسي بررسي نظام‌هاي اجتماعي مبتني بر کنش‌هاي متقابل رفتارها و نقش‌هاي اجتماعي مي‌باشد. پارسنز، نظام‌هاي اجتماعي را مجموعه‌اي مرکب از افراد يا گروه‌هايي که نسبت به يکديگر کنش هاي متقابل دارند مي‌داند. به نظر «گورويچ» جامعه شناس فرانسوي، موضوع جامعه‌شناسي تنها طبقات، گروه، روابط اجتماعي، نهادهاي جامعه، مقررات، فرهنگ و روحيه جمعي نيست. بلکه در عين حال منظومه‌هاي بزرگ يا نظام‌هاي عمده اجتماعي و همچنين روابط اجتماعي فرد با ديگري و نيز صور مختلف به هم بستگي اجتماعي را در بر مي‌‌گيرد.
او در تعريف جامعه‌شناسي مي گويد «جامعه شناسي » علمي است که پديده‌هاي تام اجتماعي را در مجموع جنبه‌ها و حرکت‌هاي آنها، با در نظر گرفتن آنها در مقوله‌هاي دياليکتيکي اجتماعي خرد، گروهي و کلي، در سير تکويني و تجربي‌شان مورد مطالعه قرار مي‌دهد. (وحيدا، 9:1388)
2-1-1 هدف جامعه‌شناسي
جامعه‌شناسي را از لحاظ هدف به دو قسمت تقسيم نموده اند:
1- اهداف نظري: که جوياي کشف قوانين سازمان‌ها ونهادهاي اجتماعي است و هدف اين رشته شناسايي «پديده‌هاي اجتماعي» و کشف علل، آثار و نتايج آن است.
2- جامعه‌شناسي عملي: که تاکيد آن بر نتيجه عيني و عملي نقطه نظرهاي جامعه‌شناسي نظري است و در جنبه «ايده آلي» و «کاربردي» آن در عصر جديد مورد توجه قرار مي‌گيرد.
ايده‌آلي: بيشتر شامل فلاسفه و متفکرين اجتماعي مي‌شود. سعي بر اين بوده است، که باتوجه به مسائل و مشکلات اجتماعي آن زمان نوعي جامعه «ايده‌آلي» و «تخيلي» تحت عنوان «اوتوپيا»، «مدينه فاضله» «ناکجاآباد»، (آرمان شهر) و … ترسيم گردد و در آن کليه مسائل مشکلات مدنيه و يا جامعه مورد نظر با تد بير و راه‌حل‌هايي که آنان ارائه مي دادند به نحو احسن حل شود. از متفکرين اين دسته مي‌توان از افلاطون، فارابي، توماس مورو و … نام برد. کاربردي: در اين زمينه جامعه‌شناسان سعي دارند با استفاده از معرفت و شناخت علمي حاصل از جامعه‌شناسي نظري، راه‌حل‌هاي عملي در جهت حل مسائل و مشکلات اجتماعي ارائه دهند و هر روز بر اهميت آن افزوده مي گردد و در فعاليت‌هاي عملي مانند: اصلاح اجتماعي، انقلاب اجتماعي، مهندسي اجتماعي، جامعه شناسي پزشکي و پرستاري، خدمات اجتماعي و برنامه‌ريزي اجتماعي …قرار مي گيرد. (قرائی،1389: 21و22)
2-1-2 موضوع جامعه‌شناسي
از لحاظ تقسيمات جامعه‌شناسي به شاخه‌هاي بسيار متنوع تقسيم شده است که عبارتند از: جامعه‌شناسي اقتصادي، جامعه شناسي سياسي، جامعه‌شناسي حقوقي، جامعه‌شناسي آموزش و پرورش، جامعه‌شناسي صنعتي، جامعه‌شناسي اداري، جامعه شناسي هنري، جامعه شناسي معرفتي، جامعه‌شناسي شهري، جامعه‌شناسي روستايي، جامعه‌شناسي دين، جامعه‌شناسي ادبيات و اخيراً در امريکا جامعه‌شناسي جنگ نيز به وجود آمده است و نيز مي‌توان جامعه‌شناسي را از لحاظ حدود، موضوع به:
1- جامعه‌شناسي بزرگ(Macro, sociology) که جوياي قوانين و مقررات عمومي جوامع است.
2- جامعه‌شناسي خرد( Micro, sociology) که موضوع آن شناخت و راه و رسم بعضي از گروه‌هاي جامعه است، تقسيم کرد. (سليم، 12:1377)
2-1-3- ديدگاه‌هاي جامعه‌شناسي
ديدگاه‌ها و نظريه ها، چگونه نگريستن به مسائل اجتماعي را براي ما فراهم مي‌کنند. ديدگاه روش ساده نگريستن به دنياي اطراف است و نظريه، مجموعه‌اي از مفاهيم منطقي وابسته به هم است و مي‌کوشد تا رویدادهای اجتماعي را توصيف، تبيين و احتمالاً پيش بيني کند. ديدگاه‌هاي جامعه‌شناختي، رفتارهاي انسان را فراتر از يک سلسله رفتارهاي فردي غير مربوط به هم مي‌دانند و تاکيد بسياري بر نقش مهم گروهها و نيروهاي اجتماعي در شکل دهي رفتارها دارند و براي روابط و کنش‌هاي متقابل اهميت بيشتري از رفتارهاي فردي قائل‌اند. زيرا ديدگاههاي جامعه شناسي اغلب نوعي شناخت به مردم مي‌دهند تا آنها بتوانند با بينش و درون نگري، شيوه مناسب زندگي خود را بيابند (ستوده، 13:1384) هر نظريه با روش خاص و فراهم کردن چهار چوبي که در آن مشاهدات به گونه اي منطقي نظم مي‌يابند، به تفسير واقعيت مي‌پردازد، جامعه‌شناسان اين چهارچوب نظري را ديدگاه مي‌نامند. در جامعه‌شناسي سه ديدگاه نظري عمده- کارکرد گرايي،‌تضاد، کنشي متقابل گرايي- وجود دارد. (ستوده و کمالي، 50:1381)
که جامعه شناسان به وسيله اين سه نظريه به تحليل و تبيين مسائل اجتماعي مي‌پردازند.
2-2 نظريه کارکردگرائي
ديدگاه کارکردي بر اساس شباهت‌هايي که جامعه‌شناسان نخستين بين جامعه و ارگانيسم (موجود زنده) يافتند تحت عنوان “ارگانيسم” پديد آمد. براي مثال بدن انسان از بخش‌هاي مختلفي مانند قلب، چشم، کليه و … تشکيل شده است. که هر يک کارکرد مشخصي دارد اين اندام‌ها به تنهايي کارکردي نخواهند داشت، بلکه کارکردشان با ساير اندام‌‌ها مي‌باشد اگر يکي از آنها کارکرد خويش را از دست بدهد، کارکرد کلي بدن تحت تاثير قرار مي‌گيرد و حتي ممکن است زندگي آدمي را به خطر بياندازد. کارکرد گرايان معتقدند که جامعه مانند بدن انسان کار مي‌کند از اين رو جامعه نظامي است که از تعدادي عناصر مرتبط به هم تشکيل شده که هر کدام از آنها داراي کارکردي در جهت تأمين هدف کلي نظام هستند. (ستوده، 45:1384)
آنان معتقدند که جامعه نظانم پيچيده‌اي است که بخش‌هاي گوناگون آن همراه با هم در جهت ايجاد ثبات و انسجام عمل مي کنند طبق اين رهيافت، جامعه‌شناس بايد رابطه بخش‌هاي جامعه با يکديگر و با کل جامعه را مورد کند و کاو قرار دهد، براي مثال ما مي توانيم عقايد ديني و آداب و رسوم يک جامعه را با نشان دادن چگونگي ارتباط آن‌ها با ساير نهادهاي جامعه تحليل کنيم، زيرا بخش‌هاي مختلف يک جامعه در ارتباط نزديک با يکديگر رشد و توسعه پيدا مي کنند (گيدنز، 26:1389) جامعه شامل نهادهايي مانند: خانواده، آموزش و پرورش، اقتصاد و … است جامعه علاوه بر نهادها، داراي برخي نقش‌ها و گروه‌هاي اجتماعي و خرده فرهنگ هاست که همه اين بخش‌ها به صورت مجموعه‌اي مکمل يکديگرند در واقع، از نظر کارکرد از نظر کارکرد گرايان، هر کل مرکب از اجزائي است که به نحو خاص با هم ترکيب شده که حتي اگر دو بخش يعني اجزاء و کل دچار تغيير و دگرگوني هم بشود، باز هم به حفظ و ثبات جامعه کل کمک مي‌کند در مجموعه‌اي که عناصر آن تا اين حد به هم وابسته‌اند، تغيير در يکي از آنها، احتمالاً تغييراتي را در مجموعه ايجاد خواهد کرد. تغييراتي جزئي با اندکي اشکال برطرف مي‌شود، ولي تغييرات بزرگ يا ناگهاني باعث گسست اجتماعي و در نهايت بروز مسائل خواهد شد. به همين دليل کارکرد گرايان استدلال مي‌کنند که نظام‌هاي اجتماعي به وسيله ثبات و تمايل به تعادل شکل مي‌يابد. منظور از تعادل اين است که روابط متقابل موجود بين بخش هاي مختلف جامعه به يک شکل و روش صورت مي‌پذيرد. (ستوده، 45:1384)
ديدگاه‌هاي کارکرد گرايي به اين فرضيه توجه دارند که جامعه داراي نظامي پايدار و ثابت است. اين نظام پايدار به وسيله وفاق اجتماعي که به موجب آن اکثريت اعضاي جامعه داراي مجموعه اي از ارزش‌ها و باورها و انتظارات رفتاري مشترکي هستند، مشخص مي شود. بر طبق اين ديدگاه‌، يک جامعه داراي قسمت‌هاي مرتبط با هم است. که هر کدام کارکردي مي باشند و نقشي در تثبيت جامعه بر عمده دارند. (ستوده و کمالي، 50:1381)
مرتن دو نوع مختلف از کارکردها را قابل بررسي مي داند:
1- کارکرد آشکار
2- کارکرد پنهان
کارکرد آشکار: کارکردهاي آشکار به کارکردها و پيامدهاي پيش‌بيني شده يک عمل يا فرايند اجتماعي اطلاق مي‌شود. در واقع به انتظارات مردم از اين فرايند مربوط مي‌گردد زيرا با قصد قبلي انجام گرفته است.
کارکرد پنهان: کارکرد پنهان يا منفي به نتايج پيش بيني نشده فرايندهاي اجتماعي مي‌گويند که بدون قصد قبلي انجام گرفته‌اند (ستوده، 46:1384)
کارکردگرايان، اصطلاحات کارکردهاي مناسب و نامناسب را نيز براي توصيف تأثيرات مؤلفه‌هاي اجتماعي به جامعه به کار مي‌برند. کارکردهاي مناسب در ثبات اجتماعي مؤثرند و کارکردهاي نامناسب ثبات اجتماعي را مختل مي‌سازند. برخي از جنبه‌هاي جامعه ممکن است هم داراي کارکرد مناسب (مثبت) و هم داراي کارکرد نامناسب (منفي) باشد. مثل صنعت از اين جهت که کالاهاي مورد نياز جامعه را تأمين مي‌کند داراي کارکرد مثبت است ولي از جهت آلوده ساختن محيط زيست داراي کارکرد منفي است. (همان:47)
2-2-1 نظريه تضاد
جامعه‌شناساني که نظريه تضاد را به کار مي‌برند، همچون کارکرد گرايان بر اهميت ساختارها در جامعه تاکيد مي‌کنند.‌آن‌ها بر اهميت تقسيم بندي‌ها و تفکيک‌هاي موجود در جامعه انگشت مي گذارند. بدين ترتيب، آنها هم توجه خود را معطوف به مباحث قدرت، نابرابري و کشمکش و ستيز مي‌کنند. آنها جامعه را مرکب از گروههاي جداگانه اي مي‌بينند که هر کس به دنبال منافع خاص خويشتن است. وجود منافع جداگانه بدين معنا است که ظرفيت و امکان تضاد هميشه در ميان است و نيز اين که گروههاي معين بيش از بقيه نفع خواهند برد. نظريه پردازان تضاد تنش‌هاي ميان گروه‌هاي مسلط و فاقد امتياز جامعه را بررسي مي‌کنند و در پي فهم چگونگي استقرار و استمرار روابط نظارتي هستند.‌(گيدنز،27:1389)
ديدگاه تضاد جامعه را شامل گروهها و علايق مختلفي مي‌داند که براي دستيابي به قدرت و منابع کمياب با هم رقابت مي‌کنند. ديدگاه تضاد، جنبه‌هاي گوناگون دنياي اجتماعي را با نگاهي به گروههايي که قدرت و ثروت دارند و از يک سلسله مراتب اجتماعي خاصي بهره مي‌برند تبيين مي‌کند. (ستوده، 48:1384) نظريه هاي تضاد مسائل اجتماعي دو نوعند:
1- مارسيستي: نظرهاي مارسيستي «تضاد اجتماعي» ناشي از نابرابريهاي اقتصادي مي دانند
2- غير مارسيستي: نظريه‌هاي غير مارکسيستي بر تضاد اجتماعي که از رقابت بين ارزش‌ها و منافع گروه‌هاي مختلف اجتماعي ناشي مي‌شوند، تاکيد مي‌کنند (همان: 49)
2-2-2 نظريه کنش اجتماعي
اگر نظريه‌هاي کارکرد گرائي و تضاد بر ساختارهايي تاکيد مي‌کنند که سنگ زيرين جامعه هستند و بر رفتار انسان موثرند، نظريه هاي کنش اجتماعي توجه بيشتري بر کنش و کنش متقابل اعضاي جامعه در شکل دادن به اين ساختارها مي کند. اگر کارکرد گرائي و نظريه تضاد مدل هايي از چگونگي عملکرد جامعه به عنوان يک کليت فراهم مي‌کند. نظريه هاي کنش اجتماعي متوجه تحليل چگونگي رفتار کنشگران فردي و جهت‌گيري آنان در قبال يکديگر و جامعه است. (گيدنز،28:1389) کنش اسم مصدر و معني آن عمل، يا کردار است و مترادف آن در انگليسي Doingيا action است که در بحث ما دومي مورد نظر است. معني کنش متقابل «interolction» مي‌باشد. مقصود از کنش‌هاي متقابل درگروه‌هاي اجتماعي‌، اعمال با افعالي هستند که بين دو يا عده بيشتري از انسان‌ها در مي‌گيرد و در آن‌ها نوعي هماهنگي به وجود مي‌آورند. کنش متقابل اجتماعي نتيجه ارتباط متقابل اجتماعي است و ارتباط متقابل مستلزم اين است که دو تن يا عده بيشتري منشاء تأثير شوند که به صورت گوناگون از جمله ارتباط کلامي و غير کلامي بين افراد گروه‌هاي اجتماعي برقرار مي‌شود. بروس کوئن،2032:1380) بر طبق ديدگاه کنش متقابل گرايان جامعه، مجموعه اي از کنش‌هاي متقابل بين افراد و گروههاست، کنش‌هاي متقابل اجتماعي فرايندي است که از طريق آن مردم نسبت به يک ديگر واکنش نشان مي‌دهند. کنش و واکنش وقتي ظاهر مي شود که دو يا چند انسان همديگر را از طريق کلامي، جسماني يا عاطفي تحت تأثير قرار دهند. انسان‌ها همواره با يکديگر زندگي مي‌کنند. زيرا اجتماعي بودن بخشي از ماهيت انساني آن‌هاست. انسان‌ها به يکديگر نيازمندند، همديگر را دوست مي دارند و عميقاً از يکديگر تأثير مي‌پذيرند. جامعه‌شناسان اين جذابيت ها، نيازها و تأثيرات را تحت عنوان «کنش متقابل اجتماعي» مطالعه مي‌کنند در واقع اين ديدگاه به چگونگي کنش‌هاي مردم در ارتباط با يکديگر و نيز چگونه اين کنش‌ها و واکنش‌ها را معني مي کنند توجه دارد. (ستوده و کمالي 1387: 57-56) بنابراين، اولين و ابتدايي‌ترين و در عين حال، اساسي‌ترين مفهوم که در کنش هاي متقابل گروههاي اجتماعي مطرح مي‌شود، رابطه‌اي است که آن را به نام «کمربند انتقال بين انسان ناميده اند ارتباط متقابل اجتماعي، از سه طريق متمايز از يکديگر، صورت مي‌گيرند که عبارتند از طريق عواطف، از طريق احساسات و افکار (قرائي، 1389: 187) کنش‌هاي متقابل گروهي، جهت يکساني ندارند و ممکن است به صورت همکاري و سازگاري و «مانند گردي» يا فرهنگي شدن» و «اجتماعي شدن» که اصطلاحاً آن ها را کنش‌هاي متقابل پيوسته ناميده‌اند باشند. بر عکس ممکن است که جهت يگانه‌اي نداشته باشند و افرادي،‌ گروههايي براي رسيدن به هدف هاي خود با يکديگر سبقت جوئي، رقابت و ستيزه بپردازند که اصطلاحاً آن ها را کنش هاي متقابل گسسته مي نامند کنش‌هاي متقابل پيوسته جهت يگانه‌اي داشته و با هم هم سو و هم صحبت هستند. مانند: همکاري، تعاون و مانند گردي. تلاش و فعاليتي که در جهت رفع اختلاف ما بين کنش‌هاي متقابل پيوسته و گسسته انجام مي‌گيرد. همسازي گروهي نام مي‌گيرد و همکاري آگاهانه را «سازگاري گروهي» مي‌نامند که نتيجه و ثمره آن تعادل گروهي خواهد بود. و در نهايت مي‌توان گفت که سازگاري گروهي موجب رفتار گروهي است و اگر همين رفتار گروهي منسجم و منظم و با الگوهاي ثابت توام باشد. در صورت استمرار (سازمان اجتماعي) را پديد مي‌آورد. (همان: 188) از نگره پارسنز و همکارانش «نظريه کنش» چهارچوبي مفهومي براي تحليل رفتار ارگانيسم‌هاي زنده به شماره مي‌آيد. اين نظريه بر جهت‌گيري رفتار براي تحقق اهداف در وضعيت ها به وسيله مقررات هنجاري کاربردي انرژي دلالت دارد. لذا اگر رفتار حاوي اين عناصر باشد،‌کنش خوانده مي‌شود. از اين منظر «هر کنشي کنش کنشگر است و در وضعيتي مرکب از اهداف،‌مکان دارد. اهداف مي تواند شامل ديگر کنشگران باشد يا اهداف فيزيکي و فرهنگي را در بر بگيرد. هر کنشگر، نظامي از رابطه با اهداف دارد که «نظام جهت گيري» خوانده مي شود اهداف مي تواند شامل آماج، منابع، وسايل، شرايط، موانع يا نمادها باشند.» ميزان دلبستگي و اهميت اهداف بر سازمان‌دهي جهت‌گيري کنش‌گر مؤثر است جهت‌گيري به شناخت کنش‌گر از وضعيت و خواست و هدف،‌ارزش و اهميت آنها و ارزيابي چگونگي تحقق‌شان بر مي‌گردد. انگيزش انرژي کنش به سمت مقررات هنجاري در رابطه با ديگر کنشگران و وضعيت است. (محمدي اصل، 1390: 52) عناصر چهارچوب داوري کنش شامل کنشگران، وضعيت کنش و جهت‌گيري کنشگر نسبت به وضعيت است. در زمينه کنشگران مي‌توان گفت «هر کنشگر مبين نظام تجربي کنش است» به علاوه كنشگري مي تواند فرد يا جمع باشد که شيوه جهت گيري و فرايند کنش او نسبت به اهداف فرق مي کند. وضعيت کنش نيز بخشي جهان بيروني و اهداف مي‌نمايد که جهت کنش را مشخص مي‌سازد. و لذا وضعيت متضمن اهداف جهت‌گيري است. منظور از جهت‌گيري کنشگر نسبت به وضعيت نيز مجموعه شناخت‌ها، عواطف، طرح‌ها و ملاک‌هاي وابسته‌اي است که کنشگر را با وضعيت مرتبط مي کنند (گيدنز، 42:1389) از آنجا که کنش نظام دارد. لذا محققان مزبور تصريح مي کنند «ما با سه نظام يا سه شيوه سازماندهي عناصر کنش يعني عناصر سازمان يافته به عنوان نظام‌ اجتماعي، شخصيتي و نظام فرهنگي سر و کار داريم نظام‌هاي اجتماعي و شخصيتي به منزلة شيوه‌هاي سازماندهي انگيزش کنشي دريافت مي‌شوند نظام‌هاي اجتماعي عبارتند از نظام‌هاي سازماندهي انگيزشي کنشي در روابط کنشگران با يکديگر و شخصيت‌ها، نظام‌هاي سازماندهي انگيزشي کنشي ارگانيسم زنده به شمار مي‌آيند. از طرفي نظام فرهنگي، نظام الگوهاي نمادين هستند که اين الگوها توسط کنشگران فردي خلق و بيان مي شوند و نظام‌هاي اجتماعي با اشاعه در شخصيت‌ها به وسيله يادگيري انتقال مي‌يابند. نظام‌هاي اجتماعي و نظام‌هاي شخصيتي و نظام‌هاي فرهنگي، موضوعات قطعي نظريه کنش هستند. (گيدنز، 43:1389)
تعريف و تقسيم‌بندي کنش متقابل اجتماعي: خلاصه: 1- جنبه‌هاي ظاهري اهميت رفتار روزانه مان را اگر از نزديک بررسي کنيم خواهيم ديد که جنبه هاي مهم و پيچيده ي کنش متقابل اجتماعي هستند يک نمونه ي آن خيره شدن – نگريستن به ديگران است. در بيشتر کنش هاي متقابل اجتماعي، برخورد نگاهها نسبتاً زودگذر است. خيره شدن به فرد ديگري ممکن است نشانه‌اي از خصوصمت – يا، در بعضي مواقع، عشق- تلقي شود. مطالعه‌ي کنش متقابل اجتماعي يکي از حوزه‌هاي اساسي مطالعه در جامعه شناسي است که بسياري از جنبه‌هاي زندگي اجتماعي را روشن مي کند. (گیدنز، 1389: 44)
2- حالتهاي گوناگون توسط چهره‌ي انسان انتقال داده مي شود. بسياري معتقدند که جنبه‌هاي اساسي بيان احساس



قیمت: تومان

دسته بندی : پایان نامه ارشد

پاسخ دهید