دانشگاه آزاد اسلامی‌
واحد خلخال
پایان‌نامه برای دریافت درجه کارشناسی ارشد (M.A)
رشته پژوهش علوم اجتماعی
عنوان:
تحلیل محتوی اسامی ‌سه دهه اخیر متولدین شهرستان خلخال
استاد راهنما:
دکتر اقباله عزیزخانی
استاد مشاور:
دکتر محبوبه بابایی
پژوهشگر:
ژاله سیف‌اله‌پور
پاییز 1392
Islamic Azad University
Khalkhal Branch
Department of Social Sciences
“M.A” Thesis on Social Sciences Research
Subject:
Content Analysis of The Names of the Last Three Decades Birthdays of Khalkhal City
Thesis Advisor:
Dr. Eghbaleh Azizkhani
Consulting Advisor:
Dr. Mahboobe Babaei
By:
Jaleh Seifollahpour
Autumn 2013

دانشگاه آزاد اسلامي
سازمان مركزي
تاريخ: …………………………….
شماره: ……………………………
پيوست: …………………………
بسمه تعالي
تعهدنامه اصالت پايان‌نامه كارشناسي ارشد

اينجانب ژاله سیف‌اله‌پور دانش‌آموخته مقطع كارشناسي ارشد پژوهشگري علوم اجتماعي كه در تاريخ 27/08/1392 از پايان‌نامه خود تحت عنوان: «تحلیل محتوی اسامی ‌سه دهه اخیر متولدین شهرستان خلخال» مي‌باشد با كسب نمره 75/17 و درجه خیلی خوب دفاع نموده‌ام بدينوسيله متعهد مي‌شوم:
1ـ اين پايان‌نامه حاصل تحقيق و پژوهش انجام شده توسط اينجانب بوده و در مواردي كه از دستاوردهاي علمی‌و پژوهشي ديگران (اعم از پايان‌نامه، كتاب، مقاله و . . .) استفاده نموده‌ام، مطابق ضوابط و رويه‌هاي موجود، نام منبع مورد استفاده و ساير مشخصات آن را در فهرست مربوطه ذكر و درج كرده‌ام.
2ـ اين پايان‌نامه قبلاً براي دريافت هيچ مدرك تحصيلي (هم‌سطح، پايين‌تر يا بالاتر) در ساير دانشگاه‌ها و مؤسسات آموزش عالي ارائه نشده است.
3ـ چنانچه بعد از فراغت از تحصيل، قصد استفاده و هرگونه بهره‌برداري اعم از چاپ كتاب، ثبت اختراع و . . . از اين پايان‌نامه داشته باشم، از حوزه معاونت پژوهشي واحد مجوزهاي مربوطه را اخذ نمايم.
4ـ چنانچه در هر مقطع زماني خلاف موارد فوق ثابت شود، عواقب ناشي از آن را مي‌پذيرم و واحد دانشگاهي مجاز است با اينجانب مطابق ضوابط و مقررات رفتار نموده و در صورت ابطال مدرك تحصيلي‌ام هيچگونه ادعايي نخواهم داشت.

نام و نام خانوادگي:
تاريخ و امضاء:

تقدیر و تشکر
با تقدير و تشكر از راهنمايي‌هاي استاد بزرگوارم خانم دکتر اقباله عزیزخانی ‌از مساعدت‌های خوبشان از انجام این پژوهش و همچنين سپاس از استاد مشاورم خانم دکتر محبوبه بابایی که از راهنمایی‌ها و نظرات ارزشمندشان بهره بردم.
با تشکر فراوان از اداره کل ثبت احوال استان اردبیل که در انجام این پروژه حامی اینجانب بودند.
همچنین سپاسی دیگر از همه‌ی کسانی که به من فرصت آموختن دادند و همه‌ی اساتید دلسوزم که در این راه مشوقم بودند.

تقدیم:
به همسر عزيزم و فرزندان دلبندم.

فهرست مطالب
عنوان صفحه
چکیده1
فصل اول:‌ مقدمات و کليات
1ـ1ـ مقدمه3
1ـ2ـ بيان مسأله4
1ـ3ـ اهميت و ضرورت پژوهش6
1ـ4ـ اهداف پژوهش8
1ـ4ـ1ـ هدف اصلي8
1ـ4ـ2ـ اهداف اختصاصي (فرعي)8
1ـ5ـ محدوده پژوهش9
1ـ5 ـ1ـ محدوده موضوعي9
1ـ5ـ2ـ محدوده مکاني9
1ـ5ـ3ـ محدوده زماني9
1ـ6ـ تعريف مفاهیم و اصطلاحات9
فصل دوم: مبانی نظری و پیشینه پژوهشی
2ـ1ـ مقدمه13
2ـ2ـ مبانی نظری پژوهش14
2ـ2ـ1ـ دیدگاه دگرگونی فرهنگی وبر14
2ـ2ـ2ـ نظریه دگرگونی اجتماعی مارکس16
2ـ2ـ3ـ نظریه نظام اجتماعی پارسنز17
فهرست مطالب
عنوان صفحه
2ـ2ـ4ـ دیدگاه تغییرات اجتماعی گیدنز18
2ـ2ـ5ـ نظریه تحول ارزشی اینگلهارت21
2ـ2ـ6 ـ نظریه تطور فرهنگی مید23
2ـ2ـ7ـ نظريه ساختاري ـ تاريخي مانهايم25
2ـ2ـ8ـ دیدگاه تغییرات اجتماعی روشه27
2ـ2ـ9ـ نظریه همگرایی کلارک کر29
2ـ3ـ پیشینه پژوهش30
2ـ3ـ1ـ پژوهش‌های خارجي30
2ـ3ـ2ـ پژوهش‌هاي داخلي32
2ـ4ـ چهارچوب نظري پژوهش35
2ـ5ـ سؤالات پژوهش36
فصل سوم: روش پژوهش
3ـ1ـ مقدمه38
3ـ2ـ روش تحقیق39
3ـ3ـ طرح پژوهش41
3ـ4ـ جمعیت آماری41
3ـ5ـ تکنيک گردآوري داده‌ها42
3ـ6 ـ روايي و پايايی42
فهرست مطالب
عنوان صفحه
فصل چهارم: تحلیل داده‌ها
4ـ1ـ مقدمه44
4ـ2ـ توصیف داده‌ها45
4ـ3ـ تحلیل داده‌ها53
فصل پنجم:‌ نتايج پژوهش
5ـ1ـ مقدمه62
5ـ2ـ بحث و نتیجه‌گیری64
5ـ3ـ پیشنهادات تحقیق67
5ـ4ـ محدودیت‌های تحقیق68
فهرست منابع و مآخذ69
فهرست جداول
عنوان صفحه
جدول شماره (4ـ1): طبقه‌بندی شده درصد فراوانی اسامی ‌متولدین سه دهه 60، 70 و80 در شهرستان خلخال45
جدول شماره (4ـ2): طبقه‌بندی شده فراوانی اسامی ‌متولدین دهه 60 ـ70 در شهرستان خلخال به تفکیک زن و مرد47
جدول شماره (4ـ3): طبقه‌بندی شده فراوانی اسامی ‌متولدین دهه 70ـ80 در شهرستان خلخال به تفکیک زن و مرد49
جدول شماره (4ـ4): طبقه‌بندی شده فراوانی اسامی ‌متولدین دهه 80 ـ90 در شهرستان خلخال به تفکیک زن و مرد51
جدول شماره (4ـ5): فراوانی اسامی ‌متولدین دهه 70 تا 90 در شهرستان خلخال به تفکیک جنسیت53
جدول شماره (4ـ6) 55
جدول شماره (4ـ7): فراوانی اسامی ‌متولدین دهه 70 تا 90 در شهرستان خلخال به تفکیک روستایی ـ شهری56
جدول شماره (4ـ8) 57
جدول شماره (4ـ9): فراوانی اسامی‌ متولدین دهه 70 تا 90 در شهرستان خلخال به تفکیک ترکیبی ـ غیرترکیبی58
جدول شماره (4ـ10): فراوانی اسامی ‌متولدین دهه 70 تا 90 در شهرستان خلخال با توجه به روحیه فردگرایی ـ جمع‌گرایی60
فهرست نمودارها
عنوان صفحه
نمودار شماره (4ـ1): طبقه‌بندی شده درصد فراوانی اسامی ‌متولدین سه دهه 60، 70 و80 در شهرستان خلخال46
نمودار شماره (4ـ2): طبقه‌بندی شده فراوانی اسامی ‌متولدین دهه 60 ـ70 در شهرستان خلخال به تفکیک زن و مرد48
نمودار شماره (4ـ3): طبقه‌بندی شده فراوانی اسامی ‌متولدین دهه 70ـ80 در شهرستان خلخال به تفکیک زن و مرد50
نمودار شماره (4ـ4): طبقه‌بندی شده فراوانی اسامی ‌متولدین دهه 80 ـ90 در شهرستان خلخال به تفکیک زن و مرد52
نمودار شماره (4ـ5): فراوانی اسامی ‌متولدین دهه 70 تا 90 در شهرستان خلخال به تفکیک جنسیت54
نمودار شماره (4ـ6) 55
نمودار شماره (4ـ7): فراوانی اسامی ‌متولدین دهه 70 تا 90 در شهرستان خلخال به تفکیک روستایی ـ شهری56
نمودار شماره (4ـ8) 57
نمودار شماره (4ـ9): فراوانی اسامی ‌متولدین دهه 70 تا 90 در شهرستان خلخال با توجه به روحیه فردگرایی ـ جمع‌گرایی59
نمودار شماره (4ـ10): فراوانی اسامی ‌متولدین دهه 70 تا 90 در شهرستان خلخال به تفکیک ترکیبی ـ غیرترکیبی61
چکیده
در این پژوهش روند تحولات نام‌گذاری افراد از دهه 70 تا 90 بررسی شده است. روند نام‌گذاری در دهه‌های اخیر دستخوش تغییرات گسترده‌ای شده است، این تغيير و تحولات مي‌تواند‌ نشان‌دهنده فرآيند تغييرات اجتماعي و فرهنگي در نظام اجتماعی باشد. این تحقیق از نوع تحقیقات توصیفی است و روش آن، روش تحلیل محتواست. با بررسی تأثیر دوره‌های تاریخی، جنسیت، منطقه محل سکونت، گرایش به ترکیبی شدن نام‌ها و روحیه فردگرایی ـ جمع‌گرایی در میزان تحول ارزش‌های نام‌گذاری در طی سه دهه اخیر به بررسی نام‌ها پرداخته شد و نتایج زیر به‌دست آمد: بر مردان بیش از زنان اسامی ‌اسلامی ‌نهاده می‌شد، در دوره انقلاب افراد بیشتر نام‌های اسلامی ‌داشته ولی در دوره بعد از انقلاب و جنگ تحمیلی بر میزان نام‌های غربی افزوده شده است، در مناطق روستانشین بیشتر اسامی ‌اسلامی ‌ـ سنتی گذاشته می‌شد، در حالی‌که در مناطق شهرنشین بیشتر از نام‌های مدرن بر روی فرزندانشان می‌گذاشتند، با گذر دوره‌های تاریخی افراد بیشتر نام‌های ترکبیی برای نام‌گذاری فرزندان خود انتخاب می‌کردند، نام‌های افراد در دوره‌های گذشته بیشتر تکراری و نام‌های بزرگان خانواده بوده و نشان از روحیه جمع‌گرایانه داشت ولی امروزه بشتر از نام‌های جدید استفاده می‌شود که نشان از روحیه فردگرایی شهروندان دارد.
واژگان کلیدی: تحول نام‌گذاری، ارزش‌های فرهنگی، دوره‌های تاریخی، روحیه فردگرایی ـ جمع‌گرایی.

فصل اول
مقدمات و کليات
ـ مقدمه
ـ بيان مسأله
ـ اهداف پژوهش
ـ ضرورت و اهميت پژوهش
ـ محدوده پژوهش

1ـ1ـ مقدمه
تغییر و تحول همواره در طول تاریخ با زندگی اجتماعی عجین بوده است و از دیر باز نظرات متفکران اجتماعی مختلف را به خود جلب کرده است. بررسی دگرگونی‌های ارزشی در جامعه یکی از عناصر کلیدی در نظام فرهنگی هر جامعه به‌حساب می‌آید که شناخت آن‌ها نقش بسیار مهمی ‌در شناسایی تحولات فرهنگی دارد. چرا که تحولات ترجیحات و سوگیری‌های ارزشی را که مشخص‌کننده‌ی نسخه‌های کنشی افراد می‌باشد، معین می‌کند و از طرف دیگر بر اساس تحولات ارزشی می‌توان از جریان تحولات آینده در جامعه سخن گفت.
شروع تغییر و تحولات فرهنگی در طی دهه‌های اخیر در ایران نشان از تحول اساسی در ساختار نظام ارزشی می‌دهد که این امر خود متأثر از گسترش موج وسیع صنعتی‌شدن و مدرن‌شدن، جوامع سنتی را دستخوش تغییرات و تحولات عمده‌ای در زمینه‌های مختلف مسائل اجتماعی و فرهنگی، اقتصادی و سیاسی کرده است که بسیاری از این تحولات متأثر از جایگزینی و گزینش‌های متفاوت نسل‌هایی‌اند که از پس هم می‌آیند و به نوبه خود این تفاوت‌ها و تمایزات در بین باورها و نگرش‌های افراد موجب تحولات اساسی در جامعه شده است. یکی از این تغییر و تحولات را می‌توان در تحول نام‌های افراد مشاهده کرد. به‌طور دقیق معلوم نیست که انسان‌ها در چه دوره‌ای از تاریخ برای نخستین بار روی افراد نام‌گذاری کردند، اما مسلم است که نام‌گذاری دارای تاریخچه طولانی است. یکی از دغدغه‌های اصلی والدین پس از تولد فرزندشان، انتخاب نام است. ولی این مسأله تحولات بسیاری را پشت سر گذاشته است. امروزه والدین اسامی‌جدیدی برای فرزندان خود انتخاب می‌کنند و تمایل دارند تا بیشتر از اسامی ‌غربی، بازیگران و هنرپیشه‌های معروف در نام‌گذاری فرزندانشان استفاده نمایند. در گذشته به هنگام تولد نوزاد، مطابق ماه‌های سال نامی ‌برای کودک انتخاب مي‌شد اما امروزه ديگر کمتر کسي با اين دلايل اقدام به نام‌گذاري فرزند مي‌کند. امروز ثابت شده است که نام هر فرد به سبب تکرار فراوان در طول عمر شخص، تأثير بارزي روي شخصيت وي باقي مي‌گذارد و اين يعني اثرات منفي بي‌توجهي و سهل‌انگاري والدين در نام‌گذاري فرزندان، در نهايت متوجه فرزند و به تبع آن، والدين خواهد شد. با بررسی روند تغيير و تحول نام‌هاي افراد مي‌توان فرآيند تغييرات اجتماعي و فرهنگي در نظام اجتماعي را شناسایی کرد.
در این پژوهش به تحلیل محتوی اسامی‌ سه دهه اخیر متولدین شهرستان خلخال پرداخته می‌شود. بدین ترتیب که ابتدا به بررسی کلیات پژوهش شامل بیان مسأله، اهداف پژوهش، اهمیت موضوع و قلمرو پژوهش، سپس در فصل دوم به بررسی پیشینه و ادبیات پژوهش، مدل تحلیل، فرضیات پژوهش، متغیرهای مستقل و وابسته پژوهش و تعریف نظری و عملیاتی متغیرهای مستقل و وابسته پژوهش پرداخته می‌شود. فصل سوم به مباحث روش‌شناختي و فني پژوهش مي‌پردازد. در اين فصل به بيان روش پژوهش، طرح تحقيق، مباحث مرتبط با نمونه‌گيري، اعتبار و پايايي و . . . اشاره شده است. فصل چهارم از چند بخش تشکيل شده است. توصيف و توزيع پاسخگويان، توصيف متغيرهاي مستقل و وابسته پژوهش. و نهایتاً در فصل پاياني، به بحث و نتيجه‌گيري و ارائه پيشنهادات بر اساس يافته‌هاي پژوهش پرداخته می‌شود.

1ـ2ـ بيان مساله
تغيير و تحول لازمه زندگي است و به همان ترتيب كه انسان‌ها با گذشت زمان تغيير مي‌كنند، روابط اجتماعي هم تحت تأثير شرايط گوناگون، به‌‌طور دائم دستخوش تغيير و تحول مي‌شود. در دهه‌هاي اخير جامعه ما به دليل گسترش روزافزون صنايع، به رشد قابل توجهي در حيطه اقتصادي دست يافته است كه اين امر باعث بروز تغييراتي در ارزش‌ها و شيوه‌هاي زندگي مردم شده است. دگرگوني و تغيير در عرصه‌هاي فرهنگي تدريجي و آرام صورت مي‌گيرد و اين دگرگوني‌ها بازتاب تجربه نسل‌ها و انتقال آن به نسل‌هاي بعد است. در دهه‌های اخير با شاخص‌هايي چون صنعتي‌شدن، شهرنشيني، باسوادي، جواني جمعيت، گسترش وسائل ارتباط جمعي، مهاجرت گسترده به شهرها و همچنين رشد طبقات متوسط فرهنگي و اقتصادي مواجه بوده‌ایم (آبراهامیان، 1378: 534؛ ربیعی، 1380: 132).
با توجه به وقوع انقلاب اسلامي در سال 57 و استقرار نظام جديد و همچنين شروع جنگ بعد از گذشت سال‌هاي كوتاه از انقلاب و ايجاد زمينه‌هاي دشوار اجتماعي ـ اقتصادي ارزش‌هايي چون دين، عدالت، استقلال و ايثار مطرح شده و نهادهاي مختلف اجتماعي سعي كردند تا در اين قضاياي جديد افراد را به گونه‌اي پرورش دهند كه به اين ارزش‌ها وفادار بوده و تفكر و الگوي زندگي خود را مطابق ارزش‌هاي انقلاب سازماندهي كنند. از اين‌رو پايبندي به ارزش‌ها و هنجارهاي سنتي در ميان نسل‌هاي گذشته كاملاً به چشم مي‌خورد؛ در صورتي كه در ميان نسل‌هاي جوان‌تر، ارزش‌ها و گرايش‌هاي جديدي نفوذ مي‌كند كه خود نتيجه جها‌ن‌بيني‌هاي متفاوت آن‌ها است. به‌عبارت ديگر جهان‌بيني افراد با توجه به تجارب كلي آن‌ها در زندگي خودشان شكل مي‌گيرد كه گاه با تجارب نسل‌هاي قبل تفاوت‌هايي دارد. از آنجا كه دگرگوني فرهنگي در ميان نسل‌ها و گروه‌هاي جوان‌تر زودتر شكل مي‌گيرد، لذا ما بيشتر شاهد تفاوت‌هايي در ميان نسل‌ها هستيم (نجاتی حسینی و دیگری، 1388: 142).
امروزه هر چند نسل جديد جامعه ايران، تجربه نسل قبل را در اختيار دارد ولي به تغيير قالب‌ها و ساختارها اقدام نموده است كه اين تغيرات نهايتاً به تغيير در روش و سبك زندگي مي‌انجامد. روند تغيير و تحول نام‌هاي افراد يكي از مواردي است كه مي‌تواند تجلي فرآيند اين تغييرات در نظام اجتماعي باشد. در واقع نام‌گذاري مانند هر عمل ديگري از ارزش‌ها و انگيزه‌هاي رواني تأثير پذيرفته و در زمينه اجتماعي و فرهنگي معيني انجام مي شود. از اين رو مي‌توان از نام‌گذاري به مثابه يك نهاد، يك عمل فرهنگي و به تبع آن عوامل اجتماعي و فرهنگي مؤثر به آن ياد نمود (رجب‌زاده، 1378: 1).بررسي تحول نامگذاري در طي نسل‌هاي مختلف، تفاوت نام‌هاي انتخاب شده در ميان طبقات اجتماعي و در ميان دو جنس مذكر و مؤنث، مي‌تواند ما را در شناخت و مقايسه ارزش‌هاي نسل‌ها ياري دهد. در این پژوهش نگارنده قصد دارد به این سؤال پاسخ دهد که آیا نام‌گذاری افراد با توجه به دوره‌های مختلف تاریخی متفاوت است؟

1ـ3ـ اهميت و ضرورت پژوهش
بحث از ارزش‌های سنتی و مدرن از مباحث قدیمی‌ می‌باشد که ارزش‌های اجتماعی و فرهنگی از شاخصه‌های اصلی این مبحث می‌باشند. این بحث اگرچه پیشینه‌ای قدیمی‌ دارد ولی در سال‌های اخیر توجه به ارزش‌های سنتی و مدرن و تحول ارزش‌ها نسبت به قبل آشکارتر شده است به‌ویژه ارزش‌های فرهنگی و این‌که نسل جوان امروزه تحت تأثیر عوامل گوناگون، ارزش‌های فرهنگی تاحدودی متفاوت‌تری را پذیرفته است.
حال با توجه به اینکه حضور برخی از ویژگی‌های سنت هم چون اخلاق، . . . در بسیاری از عرصه‌های زندگی بشر جایگاه خاص خود را دارد بنابراین بررسی و شناخت ارزش‌های سنتی و مدرن و عواملی که در تقویت یا تضعیف این ارزش‌ها مؤثر هستند ضروری است. در مورد اهمیت این نوع تحقیقات فرهنگی می‌توان گفت که از یک‌سو به تعبیر پارسونز که فرهنگ را مشتمل بر مؤلفه‌های درونی شده شخصیت عاملان فردی و انگاره‌های نهادی شده نظام اجتماعی می‌داند و از سوی دیگر که وجود ارزش‌های مختلف در جامعه از مؤلفه‌ها و عناصر مهم نظام فرهنگی جامعه به حساب می‌آیند و بالطبع جهت‌گیری‌های رفتاری و گرایش‌های افراد را شکل می‌دهند می‌توانند تأثیرات بسیاری را در زمینه‌های مختلف اجتماعی، اقتصادی و سیاسی در زندگی اعضای جامعه در کوتاه‌مدت و بلندمدت داشته باشند به‌طوری که امروزه میزان جامعه‌پذیری نسل‌ها و درونی‌شدن ارزش‌ها در هر نسل موجب تمایزگذاری آن‌ها بر حسب نسل ارزشی می‌گردد.
در جوامع در حال گذر مثل جامعه ما با بركنده‌شدن ساختارها و شالوده‌هاي سنتي حاكم بر جامعه، افق‌هاي جديدي در زندگي افراد شكل مي‌گيرد كه يكي از نمونه‌هاي اين امر تغيير و دگرگوني در نحوه نگرش افراد نسبت به نام‌گذاری است. نام‌گذاری افراد موضوعی است که مورد توجه بسیاری از محققین حوزه‏های علوم اجتماعی قرار گرفته است. نام‌گذاری مانند هر عمل دیگر، در زمینه و بستر اجتماعی و فرهنگی معینی انجام می‏شود و از این مؤلفه تأثیر می‏پذیرد. نام‏ها می‏توانند از زوایا و ابعاد مختلفی مورد بررسی قرار گرفته و به شناخت حیات اجتماعی کمک نمایند. هم به‌عنوان یک شاخص هم به‌عنوان یک واقعیت اجتماعی که در تعامل با واقعیت‏های اجتماعی و فرهنگی دیگری می‏باشد.
نام در زندگی اجتماعی فرد نقش به‌سزایی دارد. همان طور که انسان از لحاظ ظاهر علاقمند به زیبایی و آراستگی‌اس در مورد نام هم پیرو همین طرز فکر می‌باشد. نام نامناسب باعث حقارت و شرمندگی و انزوای فرد می‌شود، برعکس نام خوب، زیبا و مناسب بدون هیچ احساس شرم و با کمال افتخار بیان می‌شود و حتی باعث برانگیخته شدن حس احترام افراد نسبت به دارنده نام می‌شود. پيامبر گرامي اسلام (ص) بارها به اهميت نام و نام‌گذاري اشاره مي‌کردند و انتخاب نام نيکو براي فرزندان را از جمله وظايف مهم پدر و مادر دانسته‌اند. لذا با توجه به موارد فوق ضروری است تا به بررسی تحولات به‌وجود آمده در نحوه نام‌گذاری افراد در سه دهه اخیر پرداخت و عوامل مؤثر بر بروز چنین تحولاتی را شناسایی کرد.
از سوی دیگر جنبه کاربردی این پژوهش به این موضوع برمی‌گردد که شناخت تحولات فرهنگی از اساسی‌ترین نیازهای بنیادی در امر برنامه‌ریزی فرهنگی و پیشگیری از تحولات و مسائل آن در آینده است. بنابراین یک برنامه‌ریزی دقیق و نسبتاً هماهنگ در جامعه با شناخت ارزش‌ها الزامی ‌است.
1ـ4ـ اهداف پژوهش
منظور از انجام هر تحقیقی رسیدن به اهدافی از پیش تعیین شده از سوی محقق می‌باشد. که او برای رسیدن به این اهداف موضوع خود را انتخاب نموده است. اهداف هر تحقیق می‌تواند اصلی یا فرعی باشد. که این تحقیق نیز به نوبه خود دارای اهدافی می‌باشد که اهداف اصلی این تحقیق عبارتند از:
1ـ4ـ1ـ هدف اصلي
ـ هدف اصلی این پژوهش تحلیل محتوای اسامی ‌سه دهه اخیر متولدین شهرستان خلخال می‌باشد و در قالب این هدف اصلی اهداف اختصاصی زیر نیز دنبال می‌شود.
1ـ4ـ2ـ اهداف اختصاصي (فرعي)
ـ شناخت گرایش به نام‌گذاری فرزندان با توجه به جنسیت؛
ـ شناخت نوع نام افراد با توجه به دوره‌های تاریخی؛
ـ شناخت نوع نام افراد با توجه به منطقه محل سکونت (روستا یا شهر)؛
ـ شناخت گرایش به ترکیبی‌شدن نام با توجه به دوره‌های تاریخی؛
ـ شناخت گرایش به فردگرایی یا جمع‌گرایی در انتخاب نام با توجه به دوره‌های تاریخی.
1ـ5ـ محدوده پژوهش
1ـ5 ـ1ـ محدوده موضوعي
اين پژوهش به تحلیل محتوای اسامی‌ سه دهه اخیر متولدین شهرستان خلخال مي‌پردازد که اين یک موضوع بین‌رشته‌ای است و در حیطه جامعه‌شناسی و جمعیت‌شناسی مي‌باشد.
1ـ5ـ2ـ محدوده مکاني
محدوده مکاني پژوهش حاضر شهر خلخال بوده‌ است.

1ـ5ـ3ـ محدوده زماني
اين پژوهش به لحاظ زماني متولدین سه دهه اخیر (دهه 60 تا 90) را مورد بررسی قرار می‌دهد و نتايج به‌دست آمده نيز مربوط به همين دهه بوده است.

1ـ6ـ تعريف مفاهیم و اصطلاحات
فرهنگ:
نظام الگودار و سامان‌مندي از نمادها است كه هدف‌هاي جهت‌گيري كنشگران، جنبه‌هاي ملكه ذهن شده نظام شخصيتي و الگوهای نهادمند نظام اجتماعي را در برمي‌گيرد و به اين دليل كه بسيار نمادين و ذهني است، به آساني از نظامي به نظام ديگر انتقال مي‌يابد (چلبي، 1375: 6).
ارزش:
گرچه در ادبيات جامعه‌شناسي بر سر تعريف اين مفهوم توافق كاملي وجود ندارد و تاكنون تعاريف بسياري نظير خواسته‌ها، نيازها، تمنيات، رجحان‌ها و علايق به‌كار برده شده است، اما در چهارچوب نظري پارسونزي (نظريه كنش) ارزش نه امري عيني و نه در نظر «عيني ـ ذهنی» امري ذهني قلمداد مي‌شود بلكه مي‌توان آن را به‌صورت امري در نظر گرفت (چلبي، 1375: 8).
نگرش:
در برگيرنده منظومه‌ای از سوگيری‌های نظام شخصيت كنشگر نسبت به اعيان اجتماعي و فرهنگي مختلف است كه البته به نظر پارسونز نگرش و گرايش نسبت به اعيان فرهنگي همان ارزش‌هاي اجتماعي دروني شده است (چلبي، 1375: 10).
سنت:
سنت عبارت از پاي‌بندي به آداب و رسوم و اعتقادات مذهبي و فرهنگي (Schwartz‏، 1998: 99).
مدرنيته:
مدرنيته، در اصطلاح يعني آنچه مطابق روز باشد، به‌عبارت ديگر يعني همان مد و پيروي از آن (جلالي، 1382: 88).
منزلت اجتماعی:
منزلت یا شأن اجتماعی نفوذ و اعتباری است که دیگران به شخصی به جهت خصایص گوناگون و کم و بیش واقعی که به او منتسب می‌دارند، می‌بخشند. افکار عمومی ‌با به رسمیت شناختن ارزش یک فرد، وضع و منزلت اجتماعی او را بهبود می‌بخشند. در یک تمدن معین، که در آن امکان مشخص ساختن رتبه اجتماعی افراد، بر حسب ارزش‌های پذیرفته، وجود داشته باشد، تعبیه یک مقیاس اجتماعی صورت‌پذیر است (بیرو، 1380: 239).
ارزش‌های مذهبی:
ارزش‌های برین که معنویت را وارد حیات بشری می‌سازند و دارای تقدس هستند (ساروخانی، 1375: 910).
فصل دوم
مبانی نظری و پیشینه پژوهشی

ـ مقدمه
ـ مبانی نظری
ـ پیشینه تحقیق
ـ چهارچوب نظری تحقیق
ـ سؤالات پژوهش

2ـ1ـ مقدمه
بررسی پیشینه پژوهش چه در حوزه منابع نظري و چه از میان پژوهش‌هاي انجام شده می‌تواند محقق را در تدوین راهکارهاي مناسب پژوهش یاري کند. از دیدگاه اثباتی علم خاصیت انباشتی دارد یعنی تحقیقات معتبر هر یک گوشه یا ابعادي از واقعیت را نشان می‌دهند و با کنار هم گذاشتن این تحقیقات و نظریه‌پردازی‌ها می‌توان تصویر کاملی از واقعیت بدست آورد. بعلاوه استفاده از تجربیات دیگران براي هموار کردن مسیر ناهموار پژوهش شرط عقل است. لذا در هر پژوهش به‌خصوص، بخش بررسی ادبیات تحقیق یکی از بخش‌هاي ضروري و با اهمیت و راهگشا است. لذا در این فصل ادبیات تحقیق در دو بخش «تحقیقات پیشین» و «مبانی نظری» انجام داده شده تا در تدوین چهارچوب نظری این پژوهش بتوان با دید بازتر و فهم روشن‌تر عمل کرد.

2ـ2ـ مبانی نظری پژوهش
2ـ2ـ1ـ دیدگاه دگرگونی فرهنگی وبر
بینش به‌ویژه مهم «ماکس وبر» این است که فرهنگ صرفاً، پدیده‌ای ثانویه که توسط اقتصاد تعیین می‌شود نیست، بلکه مجموعه‌ی مستقلی از عواملی است که گاهی اوقات به رویدادهای اقتصادی شکل می‌دهد و هم‌چنان از آن‌ها تأثیر می‌پذیرد. بنابراین می‌توان گفت که بین دگرگونی فرهنگی با موفقیت اقتصادی رابطه‌ای علّی، متقابل و پیچیده وجود دارد. به‌عبارت دیگر عوامل فرهنگی نه‌تنها تحت تأثیر دگرگونی اقتصادی واقع می‌شوند، بلکه بر آن تأثیر می‌گذارند.
در واقع تأثیرپذیری اینگلهارت از نظریه‌ی «وبر» درباره‌ی رابطه‌ی تغییرات فرهنگی با اقتصادی تا حدودی در شکل دادن شالوده‌ی اساسی «نظریه‌ی تحول فرهنگی» آن کمک کرده است (ارمکی، غیاثوند، 1383: 20).
ماکس وبر در سال 1905 اظهار داشت که ظهور سرمایه‌داری و به‌دنبال آن توسعه سریع اقتصادی از دگرگونی‌های فرهنگی نشأت می‌گیرد که با ظهور آیین پروتستان کالونی ارتباط داشتند به نظر اینگلهارت اگرچه نظریه‌ی اخلاق پروتستان وبر باعث مجادله‌ای شد که چندین دهه به درازا کشید، ولی بعضی از انتقادات وارد بر این نظریه موجه به نظر می‌رسید.
اینگلهارت در این باره معتقد است که در کلیت، نظریه‌ی وبر قابل دفاع نیست، اما او باور دارد که جنبه‌های مهم نظریه‌ی وبر درست است، مشروط بر این‌که به‌کار وی نه به منزله اظهار یک رابطه تغییرناپذیر بین موفقیت اقتصادی و آیین پروتستان، بلکه هم چون تحلیل یک پدیده تاریخی خاص (که مسلماً قصد «وبر» همین بود) نگریسته شود (ارمکی، غیاثوند، 1383: 20).
وبر در کنار مارکس، تفسیر مستقلی از جامعه‌ی سرمایه‌داری ارائه کرده است، نظریه‌ی ماکس وبر درباره‌ی جامعه مبتنی بر چند اصل است: به نظر او مسأله اصلی مورد مطالعه‌ی جامعه‌شناسی «کنش اجتماعی» با روش تفهیمی‌ تفسیری است. واقعیت اجتماعی جدا از محقق اجتماعی است و تحقیق باید جدا از ایدئولوژی‌ها و ارزش‌ها صورت گیرد. در بررسی ساخت‌ها و روابط اجتماعی در جامعه‌ی مدرن اقتدار مورد توجه قرار گرفت که از نظر وبر سه نوع اقتدار (سنتی، کاریزماتیک، قانونی) وجود دارد. عقلانیت رسمی‌ و قانونی در مقابل علانیت‌های علمی، نظری و ذاتی قرار می‌گیرند.
وبر به شکلی جدی از تأثیر فرهنگ و عوامل فرهنگی بر فرآیند تحول و دگرگونی، سخن گفته است. در واقع وبر با مطالعه و بررسی دلایل و زمینه‌های زوال دوره‌ی رنسانس و پدید آمدن انقلاب صنعتی، یکی از مهم‌ترین عوامل اثرگذار در این زمینه را نقش باورهای دینی می‌داند. و بنابراین برای درک و شناخت صحیح و کامل ساختارهای اجتماعی جوامع، قبل از هر چیز بایستی به مطالعه‌ی فرهنگ آن جامعه پرداخت، چرا که پایه‌های ساخت هر اجتماعی ابتدا بر فرهنگ آن استوار است.
بنابراین می‌توان دریافت که وبر مذهب و ارزش‌های مذهبی را عامل بسیار مهمی ‌در هر یک از فرهنگ‌ها می‌داند و معتقد است که نشناختن و بی‌اعتنا بودن به دین یعنی محکوم کردن خود به درک نکردن و نفهمیدن پدیده‌ی فرهنگ.
در باب رابطه‌ی مذهب و فرهنگ دو رویکرد عمده وجود دارد، به‌ویژه جدالی که در این خصوص بین سنت‌گرایان و تجددگرایان در گرفته است جالب توجه است. سنت‌گرایان دین را امری کلی‌تر از فرهنگ می‌دانند و به‌صورت جدی مطرح می‌کنند که اساساً شکل‌گیری یک تمدن بدون زیربنای فرهنگی امکان ندارد و فرهنگ تجسد مذهب یک ملت است.
در مقابل تجددگرایان دین را بخشی از فرهنگ می‌دانند و به نظر اینان امروزه دین بخشی از فرهنگ در کنار علم، اخلاق، هنر، ادبیات، اندیشه‌ها، . . . تلقی می‌شود که می‌تواند با ویژگی‌های معنوی و کرداری خود، در اعتلای زندگی پیروان خویش مؤثر واقع شود. تجددگرایان پیوند فرهنگ و دین را مانند صورت1 و محتوی2 در هنر می‌دانند که بر این اساس، صورت دین، فرهنگ و محتوای فرهنگ دین است.
و جنبه‌ی عام و غیرشخصی دارند. که به عقیده‌ی وبر همین عقلانیت وجه تمایز بین جوامع مدرن و سنتی است (ارمکی، غیاثوند، 1383: 20).

2ـ2ـ2ـ نظریه دگرگونی اجتماعی مارکس
در فرآیند اولیه صنعتی‌شدن در غرب، ارزش‌هایی از قبیل ارزش‌های سنتی و مذهبی از میان رفتند. این موضوع جبرگرایی اقتصادی صرف را موجه‌تر از پیش ساخت، چرا که کارایی قیود فرهنگی ضعیف‌تر شد و کمتر از قبل قابل مشاهده بود. بدین ترتیب مدل مارکسیستی در نقطه‌ای از تاریخ که الگوی تک متغیری از جامعه نسبتاً موجه می‌نمود پدید آمد. توانایی یافتن یک الگوی تک‌عاملی موجه، برتری بسیاری به مارکس داد که به توجیه تأثیر فوق‌العاده‌ای که او بر چگونگی تفسیر مردم سراسر جهان از واقعیت داشت و دارد کمک می‌کند (ارمکی و دیگری، 1383: 16).
تبیین مارکس از دگرگونی اجتماعی از یک نظر با نظریه‌های تکاملی اشتراک دارد این هر دو الگوهای عمده‌ی دگرگون ناشی از نقش متقابل با محیط مادی است. بر طبق نظر مارکس هر جامعه‌ای برمبنای یک شالوده‌ی اقتصادی یا زیرساخت استوار است که تغییر در آن منجر به تغییراتی در رو ساخت ـ یعنی نهادهای فرهنگی، حقوقی و سیاسی ـ می‌گردد. مارکس در این زمینه مفهوم «انطباق» را به‌کار نمی‌برد، چرا که به نظر او این مفهوم بیش از حد مکانیکی است. به عقیده‌ی او انسان‌ها به‌طور فعال با جهان مادی در ارتباط هستند و می‌کوشند به آن تسلط یافته و آن را تابع اهداف خود سازند، آن‌ها با محیط خود صرفاً «سازگار» یا «منطبق» نمی‌شوند. مارکس استدلال می‌کند که دگرگونی اجتماعی را می‌توان از طریق شیوه‌هایی درک کرد که انسان‌ها با به‌وجود آوردن نظام‌های پیچیده‌تر تولید به تدریج جهان مادی را تحت کنترل درآورده و آن را تابع اهداف خود می‌سازند. به نظر وی دگرگونی اجتماعی فقط به‌عنوان یک جریان کند پیشرفت اتفاق نمی‌افتد. بلکه به شکل دگرگونی‌های انقلابی رخ می‌دهد. دوره‌های تغییر تدریجی در نیروهای تولید و سایر نهادها و مراحل دگرگونی انقلابی اساسی‌تر به‌طور متناوب از پی یکدیگر می‌آیند. این شیوه تحلیل اغلب «تبینی و دیالکتیکی و دگرگونی» نامیده شده است. از نظر مارکس مهم‌ترین تغییرات از طریق تنش‌ها، برخوردها و تنازعات رخ می‌دهد (گیدنز، 1382: 693).

2ـ2ـ3ـ نظریه نظام اجتماعی پارسنز
یکی از پرنفوذترین نظریه‌های تکاملی امروز توسط تالکوت پارسونز مطرح شده است. پارسونز اشاره می‌کند که تکامل اجتماعی امتداد تکامل زیستی است اگرچه مکانیسم‌های واقعی تحول آن‌ها متفاوت است. پارسونز یادآور می‌شود که ارتباط در تمام فرهنگ‌های بشری نقش بنیادی دارد. بنابراین زبان نخستین و مهم‌ترین الگوی عام تکاملی است. پارسونز سه الگوی عام تکاملی دیگر را معرفی می‌کند که این الگوها عبارتند از: مذهب، خویشاوندی و تکنولوژی، هیچ فرآیند تکامل اجتماعی بدون این 4 الگو نمی‌تواند پیشرفت کند (گیدنز، 1382: 694).
پارسونز عقیده دارد که دگرگونی در تعادل پدیده‌ای است عادی و دایمی ‌در حیات سیستم اجتماعی پارسونز دگرگونی در تعادل جدیدی می‌داند که به‌دنبال تغییراتی در بعضی از قسمت‌های سیستم یا خرده‌سیستم‌های اجتماعی رخ می‌دهد. که به عقیده‌ی وی این تغییرات تنها در نوسازی بدون وقفه‌ی تعادل سیستم موجود نقش دارند (روشه، 1383: 28).

2ـ2ـ4ـ دیدگاه تغییرات اجتماعی گیدنز
گیدنز معتقد است که شخصیت و بینش ما شدیداً متأثر از جامعه‌ای است که هر یک از ما به‌طور اتفاقی در آن زندگی می‌کنیم. در عین حال در رفتارهای هر روزیمان زمینه‌های فرهنگی و اجتماعی را که فعالیت‌هایمان در آن رخ می‌دهند، فعالانه بازآفرینی می‌کنیم و از نو شکل می‌دهیم. وی بیان می‌کند که عوامل فرهنگی بر فرآیندهای دگرگونی اجتماعی در دوران امروزی تأثیر زیادی داشته‌اند، پیشرفت علم و دنیایی شدن اندیشه از جمله مهم‌ترین تأثیرات در این زمینه بوده‌اند که هر یک از آن‌ها سهمی ‌در شکل‌گیری خصلت انتقادی و نوگرایانه‌ی شیوه‌ی نگرش امروزین داشته است. فرض دیگر گیدنز برآن است که رسوم یا عادات صرفاً به این خاطر مورد پذیرش قرار می‌گیرند که از پشتوانه‌ی اقتدار سنت برخوردارند. برعکس، شیوه‌های زندگی ما در جوامع امروزین بیش از پیش مستلزم داشتن یک اساس عقلانی است (همان: 700).
گیدنز معتقد است که رسوم یا عادات در جوامع امروزین بسته به این‌که بر اساس استدلال‌ها و مدارک قانع‌کننده قابل توجیه هستند یا خیر می‌باید از آن‌ها دفاع شود و در صورت لزوم تغییر داده شوند. وی عقیده دارد که تنها تغییرات در چگونگی تفکر ما نیست که بر فرآیندهای دگرگونی در جهان امروزین تأثیر گذارده است، بلکه محتوای اندیشه‌ها نیز تغییر کرده است.
به عقیده گیدنز می‌توان به گروه‌ها یا زمینه‌های اجتماعی که فرآیندهای مهم اجتماعی‌شدن در درون آن‌ها رخ می‌دهد تحت عنوان عوامل اجتماعی‌شدن اشاره کرد. به نظر وی در همه‌ی فرهنگ‌ها، خانواده عامل اصلی اجتماعی‌شدن کودک در دوران طفولیت است اما در مراحل بعدی زندگی فرد، بسیاری از عوامل دیگر اجتماعی‌شدن نقش دارند به نظر وی با این‌که تفاوت‌هایی وجود دارد، خانواده معمولاً یکی از عوامل عمده‌ی اجتماعی‌شدن از دوران کودکی تا نوجوانی و پس از آن است که به‌صورت یک سلسله مراتب پی در پی و تکامل نسل‌ها را به یکدیگر مربوط می‌سازد. خانواده‌ها جایگاه‌های مختلفی در چهارچوب کلی نهادهای یک جامعه دارند. به عقیده‌ی گیدنز، در بیشتر جوامع سنتی، خانواده‌ای که فرد در آن متولد می‌شود تا اندازه‌ی زیادی تعیین‌کننده‌ی موقعیت اجتماعی فرد در تهیه‌ی زندگانیش است. در جوامع امروزی غربی موقعیت اجتماعی به این ترتیب در هنگام تولد به ارث برده نمی‌شود با وجود این منطقه و طبقه‌ی اجتماعی خانواده‌ای که فرد در آن متولد می‌شود بر الگوی اجتماعی‌شدن به شدت تأثیر می‌گذارد (همان: 104).
به عقیده‌ی گیدنز، عملاً در تمامی ‌تاریخ بشر، آهنگ تغییر اجتماعی نسبتاً کند بود. اکثر مردم کم یا بیش همان شیوه‌ی پدرانشان را دنبال می‌کردند، برعکس ما در جهانی دستخوش دگرگونی چشمگیر و مداوم زندگی می‌کنیم. جهانی‌شدن زندگی اجتماعی هم بر الگوهای متغیر شهرنشینی اثر می‌گذارد و هم از آن تأثیر می‌پذیرد. یک ویژگی عمده‌ی دوران کنونی کوشش آگاهانه برای ایجاد دگرگونی اجتماعی از طریق اقدام جمعی است (همان: 565).
گیدنز معتقد است که جهانی‌شدن روابط اجتماعی به‌گونه‌ای برابر و هماهنگ پیش نرفته است و از آغاز در ارتباط با نابرابری میان مناطق مختلف جهان بوده است. به‌ويژه فرآیندهایی که جوامع جهان سوم را پدید آوردند بسیار مهم‌‌اند هم‌چنین به نظر وی توسعه‌ی شهرهای امروزی تأثیر بسیار زیادی نه‌تنها بر عادات و شیوه‌های رفتار بلکه بر الگوهای اندیشه و احساس داشته است از آغاز شکل‌گیری تجمع‌های بزرگ شهری در قرن 18، عقایدی که در مورد اثرات شهرها بر زندگی اجتماعی ابراز گردیده درد و قطب مختلف قرار گرفته‌اند برخی شهرها را نماینده‌ی فضیلت متمدنانه، منبع پویایی و خلاقیت فرهنگی می‌داشتند و دیگران به شهر انگ دوزخی سیاه از دود می‌زند که در آن جماعت‌های پرخاشگر و متقابلاً بی اعتماد ازدحام کرده‌اند (همان: 605).
گیدنز معتقد است که ما نمی‌توانیم اعمال و اعتقادات را جدا از فرهنگ‌های فراگیرتری که اینها جزئی از آن به‌شمار می‌روند درک کنیم. فرهنگ می‌بایست بر حسب مفاهیم و ارزش‌های خاص خودش مورد مطالعه قرار گیرد این امر یک پیش فرض کلیدی جامعه شناسی است (همان: 63).
گیدنز معتقد است که در میان دگرگونی رفتار فرهنگی انسان برخی ویژگی‌های مشترک وجود دارند که هرگاه این ویژگی‌ها در همه یا تقریباً همه‌ی جوامع یافت شوند ویژگی‌های عام فرهنگی نامیده می‌شوند.
به عقیده‌ی گیدنز هیچ فرهنگ شناخته شده‌ای بدون یک زبان از نظر دستوری پیچیده وجود ندارد و این‌که همه‌ی فرهنگ‌ها دارای شکل مشخصی از نظام خانوادگی هستند. به نظر گیدنز اجتماعی‌شدن فرآیندی است که طی آن کودک ناتوان به‌تدریج به شخص خود آگاه، دانا و ورزیده در شیوه‌های فرهنگی که در آن متولد گردیده است تبدیل می‌شود.
و در نهایت گیدنز معتقد است که این اجتماعی‌شدن است که نسل‌های مختلف را به هم پیوند می‌دهد (همان: 86).
2ـ2ـ5ـ نظریه تحول ارزشی اینگلهارت
رونالد اینگلهارت معتقد است که وجه تمایز مردم جوامع مختلف نگرش‌ها، ارزش‌ها و مهارت‌های اصلی و پایدار آنان است، به بیان دیگر فرهنگ آنان با هم تفاوت دارد. در چند دهه‌ی گذشته تغییرات اقتصادی، تکنولوژیکی و اجتماعی ـ سیاسی، فرهنگ‌های جوامع پیشرفته‌ی صنعتی را از جنبه‌های بسیار مهم دگرگون ساخته است. این تغییرات از جنبه‌های مختلف زندگی تا بدان حد بوده که می‌توان اظهار داشت که در مقام کشورهای پیشرفته‌ی صنعتی خواست مردم از زندگی تغییر کرده است (رحیمی، 1390: 35).
اینگلهارت معتقد است که دگرگونی فرهنگی، تدریجی است و آن بازتاب دگرگونی در تجربه‌های سازنده‌ای است که به نسل‌های مختلف شکل داده است، از اینرو ارزش‌ها و هنجارهای سنتی در میان نسل‌های گذشته کاملاً گسترده‌اند در حالی‌که گرایش‌های جدید تا حد زیادی در میان نسل‌های جوان‌تر نفوذ داشته، با جانشین شدن نسل‌های جوان‌تر به جای نسل‌های بزرگتر، جهان‌بینی متداول در این جوامع دگرگون شده است (اینگلهارت، 1373: 1).
اينگلهارت دو فرض محوري را مبناي کار خود قرار مي‌دهد:
1ـ فرضيه کميابي3، ناظر بر اين امر است که اولويت‌هاي فرد بازتاب محيط اجتماعي ـ اقتصادي‌اش است و شخص بيشترين ارزش‌ها را براي آن چيزهايي قائل مي‌شود که عرضه آن‌ها نسبتاً کم است.
2ـ فرضيه اجتماعي‌شدن4، که اصل را بر اين قرار مي‌دهد که ارزش‌هاي اساسي فرد به شکل گسترده بازتاب شرايطي است که در طول سال‌هاي قبل از بلوغ وي وجود داشته است (رحیمی، 1390: 36).
به نظر وي در حاليکه فرضيه کميابي دلالت بر اين دارد که رونق و شکوفايي اقتصادي به گسترش ارزش‌هاي فرامادي‌گرايانه مي‌انجامد، فرضيه اجتماعي‌شدن مبين اين است که نه ارزش‌هاي فرد و نه ارزش‌هاي يک جامعه يک شبه تغيير نمي‌کند. برعکس، دگرگوني اساسي ارزش‌ها به تدريج و بيشتر به‌طرز نامرئي روي مي‌دهد. اين دگرگوني در مقياسي وسيع زماني پديد مي‌آيد که يک نسل جانشين نسلي مسن‌تر در جمعيت بزرگسال يک جامعه مي‌شود (اينگلهارت، 1373: 76).
از نظر اينگلهارت، چرخه زندگي (اين‌که هر گروه سني بنا به اقتضائات روان‌شناختي آن دوران ارزش‌هاي گوناگوني دارد و افراد با وارد شدن به آن دوران، آن ارزش‌ها را به خود مي‌گيرند) تأثير اساسي روي تفاوت ارزش‌ها ندارد بلکه يکي از مؤلفه‌هاي اصلي دگرگوني ارزشي جايگزيني نسلي است، يعني نسلي که بعد از جنگ جهاني دوم دوران بلوغ خود را مي‌گذراند، در اثر توسعه و تحولات اقتصادي، دوراني از ثبات اقتصادي و وفور کالاهاي مادي را تجربه نمود و بنابراين ارزش‌هاي غير‌مادي براي آن‌ها اولويت بيشتري پيدا کرد. اينگلهارت تأثير نهادهاي فرهنگي را در اين دگرگوني چندان زياد نمي‌بيند (همان: 115).
در نظريه اينگلهارت، مفهوم کانوني مدرنيزاسيون اين است که صنعتي‌شدن مجموعه‌اي از نتايج اجتماعي و فرهنگي را به همراه دارد که موجب افزايش سطح تحصيلات و تغيير نقش‌هاي جنسي مي‌گردد. صنعتي‌شدن بر اغلب عناصر ديگر جامعه تأثير مي‌گذارد. اين نظريه مي‌گويد که صنعتي‌شدن پيامد‌هاي مختلفي از جمله در حوزه فرهنگي (تفاوت بين نسلي) داشته است. تغيير از جامعه ماقبل صنعتي به صنعتي سبب تغييراتي در تجربه افراد و ديدگاه آنان شده است. پيدايش جامعه فراصنعتي، محرک پيدايش و گسترش ديدگاه‌هاي جهاني مي‌گردد. افزايش تحصيلات رسمي افراد و تجارب شغلي آن‌ها به افراد کمک مي‌کند که استعدادهايشان را جهت تصميم‌گيري مستقل افزايش دهند. بنابراين، پيدايش جامعه فراصنعتي منجر به افزايش و تأکيد بيشتر بر خود ابزاري مي‌گردد (رحیمی، 1390: 37).
فرآيند مدرنيزاسيون5 باعث انتقال عميق نگرش‌ها، عقايد و رفتار که انتقال اجزاي فرهنگي است، مي‌شود. به عقيده اينگلهارت مدرنيزاسيون تحول فرهنگي بسيار وسيعي در فرهنگ معاصر غرب به‌وجود آورده است. همچنين وي معتقد است که خيزش سطوح توسعه اقتصادي، سطوح بالاتر آموزش، اشاعه رسانه‌هاي جمعي و برخاستن دولت رفاه6 منجر به تغيير در مهم‌ترين ارزش‌ها مي‌شود (همان: 38).
رونالد اینگلهارت در سال 1970 تحقیقی به نام «انقلاب آرام» منتشر کرد که طی آن بیان داشت: «ارزش‌های مردم غرب از تأکید کامل بر رفاه مادی و امنیت جانی به‌سوی تأکید بیشتر بر کیفیت زندگی تحویل یافته است. علت‌ها و پیامدهای این دگرگونی پیچیده است اما باید یک اصل اساسی را به طرزی بیان کرد؛ مردم بیشتر نگران نیازهای فوری و آنچه تهدیدشان می‌کند هستند تا چیزهایی که دور از دسترس و غیرضروری به نظر می‌آیند» (اینگلهارت، 1373: 18).

2ـ2ـ6ـ نظریه تطور فرهنگی مید
مارگارت ميد7 (1978ـ1901) استاد دانشگاه کلمبيا از نخستين جامعه‌شناساني بود که به تغییرات فرهنگی توجه داشته است. وي با برررسي انقلاب‌هاي دانشجويي سال 1969 اروپا، مدعي بود که دليل اصلي رفتارها و بينش‌هاي انقلابي دانشجويان و اغتشاشات آن دهه، وجود تفاوت نسلي ميان متولدين سال‌هاي قبل و بعد از جنگ جهاني دوم بود. به عقيده وي جنگ جهاني دوم تغييرات اجتماعي وسيع و شتاباني را بوجود آورده و سبب رشد و تحول بينش‌ها و آگاهي‌ها شده است. از سوي ديگر پديده‌هاي جمعيتي نظير مهاجرت8، توالي، جابه‌جايي‌هاي جمعيتي از روستا به شهر و يا مهاجرت‌هاي بين‌المللي، هم سبب پذيرش الگوها و سبک‌هاي زندگي جديدي شده و به رفتار‌هاي افراد صورت جديدي بخشيده است (رحیمی، 1390: 45).
به عقيده ميد، دگرگوني‌هاي اجتماعي شتابان، فرايند انتقال فرهنگ از نسلي به نسل ديگر و يا فرايند اجتماعي‌شدن9 را دچار مشکل و وقفه نموده و بين دو نسل اختلاف تجربه و فرهنگ ايجاد کرده است. وي در کتاب خود تحت عنوان «نوجواني در جامعه ابتدايي و مدرن» براي تبيين روابط بين والدين و فرزندان از حيث جامعه‌پذيري، از سه نوع فرهنگ سخن مي‌گويد:
الف) فرهنگ نياکان‌گرا:10 که در آن تغيير چنان کند و درک‌ناپذير است که نياکان، نوادگان تازه به‌دنيا آمده خود را در آغوش مي‌گيرند و نمي‌توانند جز زندگاني زيسته گذشته خود آينده ديگري را براي کودکانشان به تصور آورند گذشته بزرگسالان آينده نسل‌هاي جديد است و زندگاني آن‌ها طرحي عظيم فراهم مي‌آورد. اين نوع جامعه، جامعه‌اي است که در آن فرهنگ قبلي تعيين‌کننده



قیمت: تومان

دسته بندی : پایان نامه ارشد

پاسخ دهید