سهامداران ممتاز و سپس ادعاي سهامداران عادي از محل آنچه باقي مانده است پرداخت ميشود(سليمي، 1383).
2-6-1- عوامل موثر بر عملکرد مالي بلندمدت شرکتها
عملکرد مالي بلندمدت شرکت يکي از دغدغههاي مهم صاحبان سهام و مديران واحدهاي اقتصادي است، مديران با استفاده از روشهاي جديد سعي در اداره بهتر سازمان و ارئه عملکرد ممتاز دارند. عوامل متعددي عملکرد مالي شرکتها را تحت تاثير قرار ميدهد و هر شرکتي سعي ميکند مجموعهاي از روش هاي کارا و موثر بر بهبود روندها و فرآيندهاي تجارياش را انتخاب کند. ميزان توسعه يافتگي کشورها، مقبوليت روش، ريسک پذيري مديران در انتخاب روشها و وجود نرم افزارهايي که براي تسهيل به کارگيري اين روشها در سازمانها وجود دارد موجب مزيت برتري در گزينش آن خواهد شد (لي و کيم41، 2006).
سرمايه گذاري مستمر ضرورتي انکارناپذير براي طي کردن مسير توسعه در سطح کلان و در سطح بنگاههاي اقتصادي است. توسعه سرمايهگذاري نشانه توسعه فعاليت شرکتها و بنگاههاي اقتصادي است. تجربه تاريخي بسياري از کشورهاي توسعه يافته و تازه صنعتي شده گواهي بر اين مدعاست که سرمايه گذاري موجب استحکام و افزايش توليد شده و با ارتقاء سطح کيفي و کمي توليد ميتوان انتظار داشت که عملکرد شرکت داراي روند صعودي باشد (رهنماي رودپشتي و همکاران، 1385).
2-6-1-1- استقراض بدهي (وام) و عملکرد مالي شرکتها
سود هر سهم از مهمترين شاخصهايي است که با آن عملکرد مديريت شرکت را مي سنجند. معمولا خبر مربوط به افزايش سود هر سهم شرکت از جمله خبرهاي بسيار خوب است. ولي گاهي مديريت شرکت وسوسه مي شود تا با اتخاذ بعضي از روشها (مثلا گرفتن وام) سود هر سهم را بالا ببرد. اگر نرخ بازدهي داراييهاي شرکت پس از کسر ماليات، از نرخ بهره پس از کسر ماليات بيشتر باشد، ميتوان با گرفتن وام نرخ بازده حقوق صاحبان سهام شرکت را بالا برد. معمولا افزايش نرخ بازده حقوق صاحبان سهام شرکت به معناي افزايش سود هر سهم است. ولي اين کار نميتواند بر ثروت سهامداران بيافزايد. فرض کنيد شرکتي با انتشار تعدادي اوراق قرضه و استفاده از وجه آن تعدادي از سهام خود را بازخريد کند. اين اقدام باعث تغيير ميزان داراييها و سود عملياتي شرکت نميشود. اکنون اين پرسش مطرح ميشود که آيا وضع مالي سهامداران عادي شرکت بهتر خواهد شد(پارساييان، 1373).
افزايش وام باعث ميشود که درصد بيشتري از سود عملياتي شرکت به صاحبان اوراق قرضه برسد و درصد کمتري از اين مبلغ نصيب سهامداران شود، ولي کل مبلغي که به اين دو گروه تعلق مي گيرد تغيير نخواهد کرد. سهامداران از بابت هر ريال پولي که در آن شرکت سرمايه گذاري کرده اند پول بيشتري خواهند گرفت ولي ريسک بيشتري را هم مي پذيرند. زيرا شرکت از نظر داراييها و سود عملياتي، اولويت اول يا حق تقدم را به بستانکاران مي دهد. بنابراين سهامداران نسبت به هر ريال پولي که از بابت خريد سهام در آن شرکت سرمايه گذاري کرده اند ريسک بيشتري را مي پذيرند. از سوي ديگر خريداران اوراق قرضه در برابر هر ريال پولي که از بابت خريد آن اوراق در شرکت سرمايه گذاري کرده اند بازده کمتري دريافت مي کنند، زيرا ريسک کمتري را مي پذيرند. بنابراين شرکت با سهامداران و دارندگان اوراق قرضه معامله عادلانه اي انجام داده است.به سهامداران در برابر ريسک بيشتر، بازده بيشتر و به خريداران قرضه در مقابل ريسک کمتر، بازده کمتري مي پردازد(پارساييان، 1373).
آن دسته از مديراني که مي کوشند از راه گرفتن وام ميزان سود هر سهم42(EPS) را بالا ببرند در واقع مي خواهند سهامداران را گول بزنند. شايد بتوانند براي چند روزي برخي از آنها را فريب دهند، ولي واقعيت اين است که سهامداران متوجه ريسک بيشتر شرکت مي گردند و بعد از مدتي ديگر حاضر نخواهند بود بهاي بالايي براي سهام عادي پر ريسک شرکت بپردازند(پارساييان، 1373).
2-6-1-2- تامين مالي و عملکرد مالي شرکتها
مديريت مالي، در واقع تصميمگيري و انتخاب راهكارهاي تهيه در خصوص سرمايهگذاري وجوه در داراييها كسب بهترين تركيب مالي به منظور افزايش ارزش كلي شرکت است. تامين مالي در واحدهاي اقتصادي به طرق مختلف و با بهرهگيري از منابع متعدد صورت ميگيرد درخصوص انتخاب بهترين گزينه تامين مالي، عوامل متعددي موثر ميباشند. يكي از مهمترين اين عوامل هزينه يا مخارج تامين مالي است كه در ادبيات مالي از آن تحت عنوان هزينه سرمايه43 ياد ميشود(نصيرپور، 1379، ص12). هزينه سرمايه بهاي استفاده از سرمايه پولي و مالي در يك زمان معين ميباشد(جلالي، 1385، 12).
لازم به توضيح است كه واژه سرمايه در تركيب هزينه سرمايه مفهومي گستردهتر ازمفهوم سرمايه در حسابداري دارد. و صرفاً در برگيرنده حقوق صاحبان سهام نبوده بلكه كليه وجوه و مخارج بلندمدت مورد استفاده اعم از اينكه تحت تملك صاحبان واحد اقتصادي ميباشد و غير آن را نيز در بر ميگيرد. مفهوم سرمايه از اين ديدگاه در برگيرنده دو جزء حقوق صاحبان سهام و بدهيهاي بلندمدت ميباشد(نصيرپور، 1379، 12).
مفهوم هزينه سرمايه مبتني براين است كه هدف شركت عبارت است از به حداكثر رساندن ثروت سهامداران است. مفهوم هزينه سرمايه در واقع، بين وظايف تصميمات تامين مالي در شركت و تصميمات سرمايهگذاراي ارتباط برقرار ميكند(جلالي، 1385، 12).
اصولاً همانگونه كه براي يك فرد عادي قابل قبول نيست كه پولي را براي سرمايهگذاري قرض كرده در جاي ديگر با نرخ كمتري سرمايهگذاري كند. واحد تجاري نيز بايد طرحهايي را بپذيرد كه بازده آنها لااقل از هزينه تهيه سرمايه براي آن واحد بيشتر باشد. به بيان ديگر هزينه سرمايه حداقل معيار پذيرش يا حداقل نرخ بازده براي سرمايهگذاري جديد ميباشد. اگر نرخ بازده سرمايهگذاريهاي شركت از هزينه سرمايه آن بيشتر باشد و اين افزايش بدون بالا رفتن درجه ريسك باشد ثروت سهامداران افزايش خواهد يافت(جلالي، 1385، 12).
با توجه به ارتباط هزينه سرمايه و موضوع به حداكثر رساندن ثروت سهامداران، ميتوان هزينه سرمايه را به طرق ديگري نيز تعريف كرد؛ هزينه سرمايه نرخ متوسط بازدهي است كه موجب ثبات ارزش سهام شركت در بازار ميشود. و اگر شركت هزينه سرمايه و يا به عبارتي نرخ مورد انتظار سرمايهگذاران را برآورده نسازد، ارزش اوراق بهادار شركت كاهش خواهد يافت(جليلزاده، 1389، 23).

2-6-1-3- سرمايهگذاري در فناوري اطلاعات و عملکرد مالي شرکتها
سرمايه گذاري ابعاد مختلفي دارد و يک بعد آن سرمايه گذاري در فناوري اطلاعات است. سرمايهگذاري روي فناوري اطلاعات براي بهبود توانايي اصلي و قابليتهاي شرکت در صنعت مورد فعاليت آنها بسيار مهم است. فناوري اطلاعات يکي از ابزارهاي مهم براي گسترش بازاريابي و خدمات جديد براي شرکتها در اقتصاد ديجيتالي کنوني را ايجاد کرده است. يکي از مزاياي کسب و کار در دنياي ديجيتال اين است که در هر لحظه و مکان خريداران ميتوانند از طريق سايت شرکت از محصولات بازديد و سفارش خود را ارسال کنند. در نتيجه ميتوان برخي از مسيرهاي هزينهبر اداري را حذف کرد (سو چانگ، 2004).
در سطوح جديد توليد، اولويتهاي راهبردي بر اقلام تشکيل دهنده بهاي تمام شده متمرکز شده است و در اين خصوص فناوري اطلاعات ميتواند در راستاي رقابتپذير کردن و کاهش بهاي تمام شده محصولات مفيد باشد. براي مثال مديريت زنجيره تامين که امروزه در بستر فناوري اطلاعات رخ ميدهد بسياري از هزينهها را حذف کرده است.(فلويد44، 1999، 62).

2-7- استراتژي مديريت هزينه و عملکرد مالي بلندمدت
مديريت راهبردي اثربخش، نقش مهمي در موفقيت شرکت يا سازمان دارد. افزايش سطح رقابت در عرصه بين المللي، فناوريهاي جديد و تغيير در فرآيند کسب و کار موجب شده تا مديريت هزينه پويايي و اهميت بيشتري نسبت به قبل پيدا کند. مديران بايد هميشه نگرش رقابتي داشته باشند و براي اين منظور وجود استراتژي رقابتي در شرکت ضروري است.
اطلاعات مديريت هزينه در قيمتگذاري محصولات، تصميمگيري در خصوص ايجاد تغيير در محصول به منظور دستيابي به سودآوري بيشتر، بروز رساني تجهيزات توليدي با توجه به شرايط موجود و تعيين روشهاي جديد بازاريابي يا کانالهاي توزيع محصولات شرکت استفاده ميشود (نيکبخت و ديانتي، 1390، 28). بنابراين هدف نظام مديريت هزينه، کمک به حداکثر رساندن سود و ارزش شرکت در حال و آينده است (رهنماي رودپشتي، 1387، 56).
بطور کلي شرکتها چه کوچک و چه بزرگ از اطلاعات مديريت هزينه استفاده ميکنند. اما ميزان اتکاي آنها به اين اطلاعات بستگي به ماهيت استراتژي رقابتي شرکت دارد. بسياري از شرکتها رقابت خود را برمبناي ارائه کالا و خدمات با کمترين بهاي تمام شده انجام ميدهند. در اين گونه شرکتها مديريت هزينه امري حياتي محسوب ميشود. برخي شرکتها رقابت خود را بر مبناي پيشرو بودن در امر توليد و ارائه محصولات برتر و متمايز قرار ميدهند. از اينرو در اين شرکتها موضوع مهم، حفظ رهبري بازار از طريق توسعه محصولات و بازاريابي بهتر است. نقش مديريت هزينه، پشتيباني از استراتژي شرکت از طريق فراهم کردن اطلاعاتي است که بواسطه اين اطلاعات بتوان در توسعه محصولات و بازاريابي آنها موفق بود (نيکبخت و ديانتي، 1390، 28).
با توجه به اينکه صنعت نفت و گاز بهعنوان محور توسعه اقتصادي کشورشناخته شده و صنعتي پايه در اين راستا محسوب ميگردد، داراي منابع هنگفتي از سرمايههاي انساني فيزيکي بوده که بهره برداري و استفاده بهينه از اين منابع يکي از اهداف اصلي و رسالت مديران اين صنعت عظيم تلقي ميگردد. تمايز محصولات، يکي از راههاي موفقيت و تضمين آينده سازمان در عرصههاي رقابت ميباشد و از آنجاييکه وظيفه اصلي شرکت انتقال گاز صرفاً تحويل گاز از پالايشگاههاي گاز و تحويل آن به مشتريان (داخلي و خارجي) ميباشد و بدلايل سياسي و … نميتواند در مورد تحويل گاز به مشتريان سليقهاي عمل نمايد لذا، مديريت هزينه ميتواند راهگشاي مسايل رقابتي باشد(پورتر45،1980). بنابراين انتظار ميرود استراتژي مديريت هزينه بر روي عملکرد مالي بلندمدت شرکت انتقال گاز ايران تاثير بگذارد که اين اثرات ميتواند به بهبود وضعيت شرکت در ارائه خدمات کمک نمايد.

2-8- پژوهشهاي خارجي
آبر46 (2005) در پژوهش خود تحت عنوان تاثير ساختار سرمايه بر سودآوري به بررسي ارتباط ميان معيارهاي ساختار سرمايه با سودآوري نمونه اي از شرکت هاي کشور غنا بين سالهاي 1998 تا 2000 پرداخت. نتايج اين پژوهش نشان داد که بين نسبت بدهي کوتاه مدت به دارايي و سودآوري شرکت ها و همچنين بين نسبت کل بدهي به دارايي و سودآوري، رابطه مثبت وجود دارد. اما بين نسبت بدهي بلندمدت به دارايي و سودآوري شرکتها، رابطه منفي وجود دارد.
گونيي، لي و فيرچايلد47 (2010) رابطه ميان ساختار سرمايه و رقابت بازار محصول، يعني ساختار سرمايه بازار، شرکت هاي بورسي کشور چين را بررسي مي کنند. آن ها با الهام از کار پاندي (2004) و با استفاده از مدل پانل غيرمتوازن و بهکارگيري متغيرهاي کنترلي سودآوري، اندازه، ارزش توثيق داراييها، رشد، ثبات داراييها، سپرهاي مالياتي غيربدهي، قابليت ايجاد منابع داخلي و نسبت جاري، به تحليل رابطه ميان ساختار سرمايه و ساختار بازار به صورت ايستا و پويا اقدام مي کنند آن ها استدلال کردندکه کاربرد مدلهاي رگرسيوني پويا، نظير سيستم گشتاوري تعميم يافته از کارايي بيشتري برخوردار است. يافته هاي پژوهش آنها حکايت از وجود رابطه سهميوار ميان ساختار سرمايه و ساختار بازار دارد.
اکسو48 (2003) پژوهشي به منظور سنجش اثر اندازه، نسبت ارزش دفتري به ارزش بازار واطلاعات گذشته بر عملکرد مالي انجام داد.

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید