آتي…………………………………………………………………..74
5-6 محدوديتهاي انجام پژوهش……………………………………………………………………….74
5-7 خلاصهي فصل ……………………………………………………………………………………….75

منابع
الف: منابع فارسي…………………………………………………………………………………………….76
ب: منابع غيرفارسي …………………………………………………………………………………………79
پيوستها
الف: جداول خروجي تحليل دادهها………………………………………………………………………83
ب: نمودارهاي خروجي تحليل دادهها……………………………………………………………………85

چکيده
هدف نظام مديريت هزينه، کمک به حداکثر رساندن سود و ارزش شرکت در حال و آينده است. اطلاعات مديريت هزينه در قيمتگذاري محصولات، تصميمگيري در خصوص ايجاد تغيير در محصول به منظور دستيابي به سودآوري بيشتر، بروز رساني تجهيزات توليدي با توجه به شرايط موجود و تعيين روشهاي جديد بازاريابي يا کانالهاي توزيع محصولات شرکت استفاده ميشود بنابراين تاثير استراتژي مديريت هزينه بر روي عملکرد مالي شرکت ميتواند قابل توجه باشد.
در اين پژوهش، تحليل جامعي روي بررسي تاثير استراتژي مديريت هزينه بر عملكرد مالي بلند مدت در شركت انتقال گاز ايران بين سالهاي 1387 الي 1391 شرکت مورد مطالعه انجام گرفت. با استفاده از آزمون ضريب همبستگي اسپيرمن، فرضيهها مورد آزمون قرار گرفت در كل نتايج آزمون فرضيهها حاكي از تاثير عدم معنيدار استراتژي مديريت هزينه بر عملكرد مالي بلند مدت در شركت مورد مطالعه ميباشد.

واژههاي کليدي: سيستم مديريت هزينه، عملکرد مالي، شرکت انتقال گاز ايران، بازده بلندمدت داراييها

فصل اول:

” معرفي پژوهش ”

1-1- مقدمه
بهاي تمام شده (هزينه) از اقلام با اهميت حسابداري است که بر پايه آن، تصميمات برنامهريزي و تصميمات کنترل اتخاذ ميگردد. دستيابي به بهاي تمام شده قابل اتکا و مربوط در تصميمگيري مستلزم انجام فرآيند درست و منطقي مرتبط با محاسبه آن است که تحت عنوان هزينهيابي اتلاق ميشود. مديريت هزينه، رويکردي است که تصميمات برنامه ريزي و کنترلي را عينيت ميبخشد؛ به همين دليل مديريت هزينه به عنوان يکي از مهمترين عوامل موثر بر عملکرد شرکتها و براي جهتگيري آنها در بازارهاي سرمايه مطرح شده است. بيشتر شرکتها وجوه مورد نياز خود را از روشهاي گوناگوني تامين ميکنند؛ اما عواملي مانند رفتار مديريت، اندازه شرکت و دسترسي به بازارهاي تامين مالي و نيز محيط هاي اقتصادي و سياسي، آنها را نسبت به در پيش گرفتن تصميمات بهينه در اين زمينه محتاط کرده است در اين ميان، استفاده از منابعي که از ايجاد بدهي به دست آمده است ضمن ايجاد مقدار قابل توجهي هزينه ثابت، موجب افزايش اهرم و در نتيجه ريسک بيشتر خواهد شد. به همين دليل تاثير استراتژي مديريت هزينه بر عملكرد مالي بلند مدت شركتها از اهميت زيادي برخوردار ميباشد.
تمركز اصلي استراتژي مالي بر ابعاد مالي تصميمات استراتژيك است؛ در نتيجه به صورت اجتناب ناپذيري، اين موضوع نشان دهنده ارتباط نزديك با منافع سهامداران و در نتيجه با بازار سرمايه است. با اين حال يك استراتژي مالي مناسب همانند يك استراتژي سطح شركت و استراتژي رقابتي بسيار عالي، تمامي ذينفعان داخلي و خارج از شركت را مد نظر قرار ميدهد. همچنين، تئوري بازار سرمايه و تحقيقات موجود در اين زمينه به صورت اساسي بر سطح اقتصاد كلان تمركز ميكنند، در حالي كه استراتژيهاي مالي خاص بوده و بر اساس نيازهاي شركتهاي خاص و حتي در بعضي از موارد براي واحدهاي فرعي در داخل سازمان تدوين ميشوند.
1-2- تشريح و بيان مساله پژوهش
پيشرفت سريع فناوري همراه با افزايش روزافزون رقابت در بازارهاي جهان، مديران واحدهاي اقتصادي را به توليد محصولاتي با کيفيت بالا، ارائه خدمات مطلوب به مشتريان و در نهايت کاستن از بهاي تمام شده کالا و خدمات ترغيب نموده است. از اينرو، جهت تحقق اين انتظارات، تامين اطلاعات مورد نياز به صورت جامع براي سيستم حسابداري يک ضرورت است و از آنجاييکه حسابداري مديريت ديگر جوابگوي نيازهاي موجود نيست (کاپلان1،2004). لذا بسياري از دستاندر کاران امور اقتصادي به تدريج از ديدگاههاي سنتي مبني بر حسابداري بهاي تمام شده فاصله گرفته و به ايجاد سيستم مديريت هزينه گرايش پيدا ميکنند. بطور کلي، مي توان چنين نتيجه گرفت که تاکيد سيستم مديريت هزينه بر روند فعاليتهاي بنگاه اقتصادي است. بايد اذعان نمود، رهبران تغيير، كساني هستند كه ميدانند کجا هستند، به کجا ميروند، چگونه حرکت مي کنند و چگونگي نيل به مقصد را مي‌شناسند، اعتماد به نفس براي ايجاد تغيير در خودشان را دارند و هم چنين، براي كمك يا هدايت ديگران در ايجاد تغيير صبر و بردباري به خرج مي‌دهند. نمي‌توان تغييرات را كنترل كرد اما مي‌توان خود را براي آن آماده نمود.
با توجه به اينکه صنعت نفت و گاز بهعنوان محور توسعه اقتصادي کشور شناخته شده و صنعتي پايه در اين راستا محسوب ميگردد، داراي منابع هنگفتي از سرمايههاي انساني فيزيکي بوده که بهره برداري و استفاده بهينه از اين منابع يکي از اهداف اصلي و رسالت مديران اين صنعت عظيم تلقي ميگردد. تمايز محصولات، يکي از راههاي موفقيت وتضمين آينده سازمان درعرصه هاي رقابت ميباشد و از آنجاييکه وظيفه اصلي شرکت انتقال گاز صرفاً تحويل گاز از پالايشگاههاي گاز و تحويل آن به مشتريان (داخلي و خارجي) ميباشد و بدلايل سياسي و … نميتواند در مورد تحويل گاز به مشتريان سليقهاي عمل نمايد لذا، مديريت هزينه ميتواند راهگشاي مسايل رقابتي باشد (پورتر2،1980). لازماست، مديران سازمان با ديد اقتصادي به اين پروژهها نگريسته و در راستاي جهاد اقتصادي که يکي از تاکيدات مقام معظم رهبري ميباشد با کنترل سيستمي بر روي هزينهها وکنترل آنها نقش موثري در جهت جلوگيري از اتلاف انرژيها برداشته تا بتواند در صحنههاي حساس بين الملل با حفظ و افزايش سهم بازار با داشتن توان رقابت، در داخل کشور نيز از حيف و ميل منابع خدادادي جلوگيري بعمل آيد. مديريت هزينه را از چهار بعد به مديريت عملكرد نسبت دادند، مالي، مشتري، فرآيندهاي داخلي و رشد(كاپلان ونورتون3،1996).
مديريت هزينه پائين آوردن کيفيت نيست، مديريت هزينه کمتر هزينه کردن نيست، مديريت هزينه گرانتر فروختن نيست، بلکه فرآيند به کارگيري بهينه منابع براي دستيابي به اهداف هزينه در انواع فعاليتهاي جاري شرکت، کليدي( ضروري) و عادي ميباشد(بولاچر4،2006).
بدون شک در نظر گرفتن اين اولويت‌ها براي دستيابي به هدف توليد محصولات و خدمات با کيفيت بالا، با حداقل بهاي تمام شده، بسيار حائز اهميت است. در اين سيستم، هزينه فعاليتهاي عمده بنگاه اقتصادي به کالاها و خدمات مربوط به توليد با توجه به نحوه استفاده از فعاليتها در توليد اين کالاها و خدمات تخصيص مي‌يابد. در اين راستا هدفهاي سازماني مديران بسيار متنوع است برخي از اين اهداف که مکرراً مورد تاکيد قرار ميگيرد عبارتند از: توجه به سودآوري و رشد، رسيدن به خودکفايي مالي، به حداقل رساندن بهاي تمام شده کالا، ارتقاء کيفيت محصولات مطابق با استانداردهاي بين المللي ، رعايت الزامات زيستي محيطي، انجام وظايف مربوط به خدمات اجتماعي. بطورکلي وظيفه مديريت دستيابي به هدفهاي فوق الذکر به صورت جامع است. به منظور دستيابي به اين هدفها، مديران معمولاً فعاليت اصلي خود را بر چهار موضوع متمرکز ميسازند که عبارتند از: تصميمگيري، برنامه ريزي، رهبري فعاليتهاي عملياتي، کنترل و پيگيري کارهاي انجام شده.
در اين پژوهش سعي ميشود تا به اين سوال پاسخ داده شود که اعمال استراتژيهاي مديريت هزينه بر عملکرد مالي شركت انتقال گاز چه تاثيري دارد؟
1-3- مروري بر چارچوب نظري پژوهش
چارچوب نظري از مراحل اساسي علم روش پژوهش است، که بر مبناي نظريهي خاص پديده را بررسي مينمايد. در واقع پژوهشگر بعد ازتعيين موضوع پژوهش و مطالعات اکتشافي با نگاهي فراگير به اطلاعات جمعآوري شده از منابع اسنادي و غير اسنادي بايد به مهارکردن ايدههاي نظري مرتبط با پديده مورد بررسي بپردازد؛ و محورهاي اصلي نظري پژوهش خود را مشخص کند و طرح نظري مناسب با مسئله پژوهش را ارائه دهد.
بر خلاف تصور عمومي، نظريه و پژوهش به عرصههايي مجزا تعلق ندارند، بلكه مكمل يكديگرند. نظريه القاءكننده فرضيهها و در خلال حل يك مساله نظري ميتواند موجد افكار بيشتري شود (نائيني، 1376، 19). در اين بخش از برخي نظريههايي كه مرتبط با موضوع پژوهش است، براي ارائه چارچوب نظري استفاده شده است. با توجه به عنوان و موضوع پژوهش ابتدا به تعريف “مديريت هزينه “پرداخته و سپس به ذكر نظريات و ديدگاههاي مربوط به موضوع پژوهش ميپردازيم. مديريت هزينه “مجموعهاي از تکنيکها و شيوهها براي کنترل و توسعه فعاليتها و فرآيندها، توليدات و خدمات آن” مي باشد (برينکه، 1998).
مديريت راهبردي اثربخش، نقش مهمي در موفقيت شرکت يا سازمان دارد. افزايش سطح رقابت در عرصه بين المللي، فناوريهاي جديد و تغيير در فرآيند کسب و کار موجب شده تا مديريت هزينه پويايي و اهميت بيشتري نسبت به قبل پيدا کند. مديران بايد هميشه نگرش رقابتي داشته باشند و براي اين منظور وجود استراتژي رقابتي در شرکت ضروري است.
اطلاعات مديريت هزينه در قيمتگذاري محصولات، تصميمگيري در خصوص ايجاد تغيير در محصول به منظور دستيابي به سودآوري بيشتر، بروز رساني تجهيزات توليدي با توجه به شرايط موجود و تعيين روشهاي جديد بازاريابي يا کانالهاي توزيع محصولات شرکت استفاده ميشود (نيکبخت و ديانتي، 1390، 28). بنابراين هدف نظام مديريت هزينه، کمک به حداکثر رساندن سود و ارزش شرکت در حال و آينده است (رهنماي رودپشتي، 1387، 56).
بطور کلي شرکتها چه کوچک و چه بزرگ از اطلاعات مديريت هزينه استفاده ميکنند. اما ميزان اتکاي آنها به اين اطلاعات بستگي به ماهيت استراتژي رقابتي شرکت دارد. بسياري از شرکتها رقابت خود را برمبناي ارائه کالا و خدمات با کمترين بهاي تمام شده انجام ميدهند. در اين گونه شرکتها مديريت هزينه امري حياتي محسوب ميشود. برخي شرکتها رقابت خود را بر مبناي پيشرو بودن در امر توليد و ارائه محصولات برتر و متمايز قرار ميدهند. از اين رو در اين شرکتها موضوع مهم، حفظ رهبري بازار از طريق توسعه محصولات و بازاريابي بهتر است. نقش مديريت هزينه، پشتيباني از استراتژي شرکت از طريق فراهم کردن اطلاعاتي است که بواسطه اين اطلاعات بتوان در توسعه محصولات و بازاريابي آنها موفق بود (نيکبخت و ديانتي، 1390، 28). بنابراين استراتژي مديريت هزينه ميتواند بر روي عملکرد بلندمدت شرکت بيتاثير نباشد که در پژوهش حاضر در جستجوي اين اثرگذاري خواهيم بود تا نقش استراتژي مديريت هزينه بيشتر ملموس شود.
1-4- اهميت و ضرورت پژوهش
در شرايط رقابتي حاکم بر بازار، بنگاه هاي اقتصادي ملزم به مديريت اجزاء بقاء محصول (قيمت/ بهاي تمام شده، کيفيت و کارکرد) هستند، زيرا در اقتصاد امروز حفظ يک مزيت رقابتي به مدت طولاني غير ممکن است. مديريت بهاي تمام شده سنتي در اين محيط رقابتي نمي تواند مؤثر باشد، بنابراين مديريت هزينه مجموعه يکپارچه اي از تکنيک ها و سيستم هايي است که جه

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید