ویژگیهای بسیجی از نگاه قرآن .

  • پایداری در راه خدا : (در برابر آنچه در راه خدا به آنان رسیده بود سست و ناتوان نشدند . (آل عمران 3/146)
  • طلب آمرزش الهی : یاوران انبیاء در برابر رنجها و مصیبتها می گفتند (خدایا گناهان و زیاده رویهای ما را ببخش ) (آل عمران ، 3/147)
  • طلب ثبات قدم و نصرت از خداوند : از خداوند می خواهند (آنان را در این مسیر ثابت قدم بدارد و بر کفر و کافران پیروز گرداند ) (آل عمران 3/147)
  • محبان و محبوبان خداوند :
  • تواضع با مؤمنان و سرسختی در برابر کافران : در برابر مؤمنین متواضع و خاشع و در برابر کفار سربلند و عزتمند هستند (مائده5/54)
  • اتکا به قدرت الهی : آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند (امام خمینی ،1382،ص515)
  • پیوند با ولایت : آیات 68 سوره انعام و 140 سوره نساء ( مصباح یزدی ،1385، ص 22-32)

بسیجی در آینه نهج البلاغه :

  • عشق به جهاد و شهادت : به جهاد برانگیخته شدند و چونان شتری که به سوی بچه خود می دود ، شیفته جهاد گردیدند . (امام علی ع خطبه 182ص 350)
  • انس با قرآن : قرآن را تلاوت کردند و معانی آیات را شناختند (امام علی خطبه 182ص 350)
  • روزه داری : از روزه داری فراوان شکمهایشان لاغر و به پشت چسبیده بود .(امام علی خطبه 121ص 230)
  • سحر خیزی ، انس با دعا و فروتنی : لبهایشان از فراوانی دعا خشک و رنگ صورتهایشان از سب زنده داریها زرد بود . (امام علی ،خطبه 121 ص 230)
  • احیای سنتهای الهی و دوری از بدعتها : آنان کسانی بودند که سنتهای الهی را زنده کردند و بدعتها را نابود ساختند . (امام علی خطبه 182ص350)
  • وظیفه شناسی : در واجبات الهی اندیشه کردند و آنها را برپا داشتند . (امام علی خطبه 182، ص350)
  • تبعیت از رهبری : به رهبر خود اطمینان داشتند و از او پیروی کردند . (امام علی ، خطبه 182،ص350)
  • زنده نگهداشتن یاد شهیدان : آنان برادران من هستند که رفته اند و بر ماست که تشنه ملاقاتشان باشیم و از اندوه فراقشان دستها را به دندان بگزیم . (امام علی خطبه 121 ص230)

فعاليت‌هاي بسيج تنها مختص به دوران دفاع مقدس نبود، امروزبسيج نيروي عظيم و گسترده‌اي است كه‌امنيت وسلامت جامعه را براي اجراي برنامه‌هاي توسعه و سازندگي در عرصه‌هاي فرهنگي، سياسي و اقتصادي فراهم مي‌كند.

اداره موفق هشت سال جنگ تمام عيار با دشمنان کاملاٌ‌ خطرناک و مسلح، ذهن هر ناظر کنجکاوي را متوجه خود مي‌کند. به راستي مديريت بسيجي چيست که توانست بدين‌گونه معجزه‌آسا اسلام و ايران را از اين تجاوز هولناك، پيروزمندانه حفظ کند و به صورت يك فرهنگ خود را در تاريخ جاودانه نمايد؟ اين پرسشي است که پاسخ آن هنوز به صورت يک بسته جامع علمي عرضه نشده است. حتي داعيه‌داران تفکر بسيجي در بعد از جنگ نيز کار کاملي در اين زمينه انجام نداده‌اند؛ در صورتيکه بررسي علمي يک پديده واقع شده و عينيت يافته، کار چندان دشوار و صعبي نيست. توصيف اين پديده در چارچوب يک مدل ساده حاوي سرفصل‌هاي مختلف مطرح در دانش مديريت، حداقل اقدامي است که مي‌توانست در اين راه انجام گيرد. اگر چه مديريت بسيجي در دوران دفاع مقدّس ابداع شد؛ ولي به نظر مي‌رسد که اگر اين الگوي مديريتي در هر عرصه‌اي با ويژگي‌هاي خاص خود بکار گرفته شود، ميزان موفقيت و کارآمدي را مثل زمان جنگ بالا مي‌برد. اينکه تفکر بسيجي، بيشتر از مجراي جنگ گفته مي‌شود، به اين دليل است که جنگ جلوه‌گاه ظهور و بروز اين تفکر بود.

صدور فرمان تشكيل بسيج مستضعفين از سوي امام خميني رضوان الله تعالي عليه در پنجم آذر ماه 1358، سرآغاز نضج‌گيري فرهنگ بسيجي در كشور گرديد. با ايجاد سازمان بسيج، مديريت بسيجي نيز به تدريج شكل گرفت و به خصوص با ايفاي نقش فعال در دوره جنگ تحميلي، در ادبيات انقلاب اسلامي فراگير شد.