مقايسه بيان ژن ARMC3 در نمونه بافت سرطان پستان با نمونه بافت نرمال پستان
مقايسه بيان ژن TPTE در نمونه بافت سرطان پستان با نمونه بافت نرمال پستان
1-3-3: اهداف کاربردي
استفاده از الگوي بيان ژن TTK و ARMC3 و TPTE به عنوان مارکرهاي تشخيص زودرس سرطان پستان و نيز جهت ساخت دارو يا واکسن هاي ايمونولوژيکي عليه سرطان پستان در صورت تاييد
1-4: فرضيات
ژن TTK در نمونه بافت سرطان پستان بيان مي شود.
ژن ARMC3 در نمونه بافت سرطان پستان بيان مي شود.
ژن TPTE در نمونه بافت سرطان پستان بيان مي شود.
بيان ژن TTK در نمونه بافت سرطان پستان با بافت نرمال پستان متفاوت است.
بيان ژن ARMC3در نمونه بافت سرطان پستان با بافت نرمال پستان متفاوت است.
بيان ژن TPTE در نمونه بافت سرطان پستان با بافت نرمال پستان متفاوت است.

فصل دوم: مروري بر مطالعات انجام شده

2-1: آناتومي و فيزيولوژي پستان
2-1-1: ساختار و عملکرد پستان
پستان از بافت غده اي و مجرايي، همراه با بافت فيبري تشکيل شده است که لوب‌هاي پستان را به همديگر متصل مي‌کند. اين جفت غده پستاني بين دومين تا ششمين دنده، روي عضله پستاني بزرگ که از جناغ تا خط وسط زير بغل کشيده مي‌شود، قرار گرفته اند. هرکدام از پستان‌ها از 12 تا20 لوب مخروطي شکل تشکيل شده است. اين غده از هنگام بلوغ تا مرگ دستخوش يکسري تغييرات ثابت فيزيکي و فيزيولوژيک مي‌شود اين تغييرات بيشتر مربوط به دوره‌هاي قاعدگي، حاملگي و يائسگي مي‌باشد. اهميت بيماريهاي پستان در جوامع با افزايش روزافزون موارد ابتلا به سرطان پستان افزايش مي‌يابد(16, 17).
بافت عروقي و همبندي پستان از مزانشيم مشتق مي‌شوند که مسئول نگهداري و حمايت پستان بوده که از به هم پيوستن فاشياي پکتوراليس عمقي،و فاشياي عضله سراتوس بوجود آمده و در بين بافتهاي چربي و لوبولهاي پستاني تا پوست امتداد يافته و به آن ليگامان کوپر گفته مي شود و درگيري آن در سرطان هاي پستان مسئول تغيير شکل ظاهري پوست (نظير فرورفتگي يا پوست پرتقالي شدن ) است(18).
اولين نشانه‌هاي غده‌هاي پستاني به صورت ضخيم شدن نوار مانندي از اپيدرم مي‌باشد که خط پستاني1 يا ستيغ پستاني2 ناميده مي شود. اين خط در رويان هفت هفته اي، در هر طرف بدن از قاعده اندام فوقاني تا ناحيه اندام تحتاني کشيده مي‌شود. البته بخش عمده اي از خط پستاني مدت کمي پس از تشکيل ناپديد مي‌شود، ولي بخش کوچکي در ناحيه قفسه سينه باقي مي‌ماند و به مزانشيم زيرين نفوذ مي‌کند. در اواخر زندگي جنين، شاخه‌هاي اپي تليالي، مجرا دارا مي‌شوند و مجاري شيربر را تشکيل مي‌دهند. مجاري شيربر به حفره اپي تليال کوچک نوک پستاني باز مي‌شوند، مدت کمي بعد از تولد مزانشيم زيرين سبب تبديل اين حفره به نيپل – مي‌شود. در هنگام تولد پستان‌ها در هر دو جنس مشابه هم مي‌باشند و فقط داراي مجاري شيري اصلي مي‌باشند. در جنس مونث پستان تا هنگام بلوغ، نارس مي‌ماند. پس از آن پستان‌ها در پاسخ به استروژن و پروژسترون مترشحه از تخمدان‌ها به سرعت شروع به رشد مي‌کنند. اين تحريکات هورموني موجب تکثير بافت غده اي و نيز بافت‌هاي پيوندي و چربي نگهدارنده پستان مي‌شوند. بافت‌هاي غده اي تا زمان بارداري به تکامل نهايي خود نمي رسند. پس از زايمان، مجاري داخل لوبولي به سرعت تکامل يافته و تشکيل جوانه‌هايي را مي‌دهند که تبديل به آلوئول خواهند شد(16, 17).
2-1-2: گردش خون پستان
بافت پستان توسط خوني که حامل اکسيژن مي‌باشد تغذيه مي‌شود اين مواد از طريق رگ‌هاي فرعي شريان سينه اي در زير بغل و شريان‌هاي بين دنده اي که از شريان پستاني داخلي تغذيه مي‌شوند به بافت پستان مي‌رسند. در امتداد شريان‌ها وريدهايي وجود دارد که خون را به طرف قلب باز مي‌گردانند. جريان خون پستان از اين نظر اهميت دارد که سلولهاي سرطاني پستان ازطريق اين عروق به مناطق ديگر بدن گسترش مي‌يابند(16).

شکل 1-1: شماتيکي از ساختار ميکروسکوپي پستان

2-1-3: تخليه لنفاوي پستان
سيستم لنفاوي حاوي عروقي شبيه عروق خوني مي‌باشد و مايع لنف را که از بافت‌هاي بدن منشا مي‌گيرد به سيستم گردش خون تخليه مي‌کند. لنف، مايعي شفاف و زرد کم رنگ مي‌باشد که حاوي گلبول‌هاي سفيد خون، لنفوسيت‌ها، مي‌باشد. تخليه مايع لنف از عروق لنفاوي به داخل غدد لنفاوي صورت مي‌گيرد. اين غدد مانند يک فيلتر باکتري‌ها و ساير مواد زائد را قبل از ورود به داخل جريان خون پاکسازي مي‌کنند. حدود 97% درناژ پستان به داخل غدد لنفاوي زير بغلي و 3% به غدد لنفاوي پستاني داخلي صورت مي گيرد . البته ارتباط لنفاتيک بين طرف مقابل نيز در قسمت تحتاني قفسه سينه و شکم (خصوصا کبد) نيز وجود دارد. سلولهاي سرطاني پستان مي‌توانند همراه لنف حرکت نموده و غدد لنفاوي را درگير کنند(16).

2-1-4: عصب رساني پستان:
بافت پستان از طريق اعصاب بين دنده اي دوم تا ششم عصب دهي مي‌شود. در هنگام عمل جراحي برداشتن غدد لنفاوي زير بغل، قطع عصب بين دنده اي بازويي منجر به از بين رفتن حس قسمت داخلي بالاي بازو و زير بغل مي‌شود(16).
2-1-5: ناهنجاري‌هاي پستان
ناهنجاري‌هاي پستان شامل فقدان پستان ، پستان اضافه ، هيپوپلازي پستان ، فقدان نيپل، سندرم پولاند، نيپل اضافي ، به هم چسبيدن بافت هاي نرم ،‌هايپرتروفي پستان ، نيپل معكوس ، التهاب پستان و بزرگ شدن پستان در مردان مي‌باشد.

2-1-6: بيماري‌هاي خوش خيم پستان
بيماري‌هاي خوش خيم پستان گروه هتروژني از ضايعات را شامل مي‌شود که ممکن است محدوده وسيعي از علائم را نشان دهند. شيوع ضايعات خوش خيم پستان در دهه دوم زندگي شروع مي‌شود و در دهه چهارم و پنجم زندگي به اوج خود مي‌رسد. بيماري‌هاي خوش خيم پستان شامل التهاب پستان، التهاب پستان گرانولوماتوزي، واكنش هايي به اجسام خارجي (مثل سيليكون و پارافين)، التهاب پستان پري داكتال، نكروز چربي، تغييرات فيبروسيستيك، كيست ها، آدنوزيس، متاپلازيا،‌هايپرپلازي اپي تليال، ضايعات داكتال، ضايعات لوبولار، ضايعات سلول Columnar، پاپيلوماي اينتراداكتال و پاپيلوماتوزيس، فيبروزه شدن ديابتي،‌هايپرپلازي سودوآنژيوماتوز استرومال پستان و نئوپلازي هايي مثل فيبرو آدنوما، ليپوما، آدنوما، آدنوماي نيپل،‌هامارتوما و تومور سلول گرانولي مي باشد. اکثر ضايعاتي که در پستان رخ مي‌دهندخوش خيم مي‌باشند. اغلب نگراني‌ها در مورد ضايعات بد خيم پستان مي‌باشد. به هر حال ضايعات خوش خيم در پستان بسيار فراوان تر از بدخيم‌ها مي‌باشند. مي‌توان با استفاده از ماموگرافي، اولتراسوند، MRI پستان و … به تشخيص ضايعات خوش خيم پستان نائل شد بدون اينکه از جراحي در بسياري از بيماران استفاده شود.
2-2: سرطان پستان
2-2-1: شيوع سرطان پستان در جهان و ايران
سرطان پستان در عصر حاضر، يكي از مهمترين مشكلات بهداشتي زنان و شايع ترين سرطان زنان در اكثر كشورهاي دنياست به طوري كه سرطان پستان يك سوم از همه سرطان ها را در زنان تشكيل مي دهد. طبق آمارهاي انجمن سرطان آمريكا، شيوع سرطان پستان در ايالات متحده در سال 2007 در مجموع 2605000 نفر بوده است و در سال 2010 انتظار 207090 مورد جديد سرطان پستان در ايالات متحده وجود داشت. شانس بقاي 5 ساله در زناني كه سرطان آنها در مراحل اوليه و موضعي تشخيص داده مي شود، حدود 98 درصد است3. در ايالات متحده، ميزان شيوع سرطان پستان در زنان با بالا رفتن سن، افزايش مي يابد و تقريباً 94 درصد تمام سرطان هاي پستان در زنان بالاي 40 سال ايجاد مي شود. در اين كشور، تا سال 1985 سرطان پستان اولين علت مرگ در اثر سرطان را در زنان تشكيل مي داد كه البته از آن به بعد، جاي خود را به سرطان ريه داد.

ميانگين بروز سرطان پستان در تمام نژاد‌ها حدود 124 مورد در بين 100000 زن مي‌باشد که اين مقدار در نژاد‌هاي مختلف متفاوت مي‌باشد. در ايران نيز بيماران مراحل بالاتري از بيماري را در زمان تشخيص نشان مي دهند و نسبت به زنان غربي همتاي خود در حدود 10سال جوانتر مي باشند(19-21) . افزايش فراواني رخداد سرطان پستان در ايران آن را به فراوانترين و شايع ترين بدخيمي در زنان مبدل ساخته است. در سال 1998نرخ مرگ و مير ناشي از سرطان پستان در تهران 8/5 در هر 100000زن گزارش شده است(19). در سال 2001 اين ميزان به 5/2 در هر 100000 نفر درجمعيت زنان رسيد که مجموعا موجب کاهش 7762 سال از عمر زنان در 18 استان ايران گرديد(22).
2-2-2: کليت سرطان پستان
سرطان پستان بدليل قابل رويت بودن بدخيمي ، نوعي از سرطان است که اغلب در متون قديمي به آن اشاره شده است .سرطان پستان را مي توان با لمس پوستي نيز احساس نمود و در موارد پيشرفته به ايجاد بافت هاي نکروز شده و زخم در سطح پوست مي انجامد که از آن مايعي متعفن و تيره رنگ خارج مي شود(23). قديمي ترين توضيحات پيرامون سرطان در مصر کشف شده که تاريخ آن به حدود 1600 سال قبل از ميلاد مسيح بر مي گردد. ادوارد اسميت پاپيروس 8 مورد تومور يا زخم در پستان را گزارش نموده بود که با سوزاندن زخم يا داغ گذاشتن مداوا شده بود. در نوشته هاي مربوط به اين موارد ياد شده بود که” براي اين بيماري درماني وجود ندارد”(24). بافت پستان از انواع مختلفي از سلولها تشكيل شده است. سرطان پستان وقتي به وجود مي آيد كه ماده ژنتيكي “DNA” كه سيستم كنترل كننده اعمال سلول است، تغيير نمايد و رشد و تقسيم سلول از كنترل خارج شود. “DNA” سلول هاي سرطاني پستان دچار تغييرات زيادي مي شوند، اما تقريباً تمامي سلولهاي سرطاني پستان بعضي از خصوصيات طبيعي پستان را نيز حفظ مي كنند. به طور كلي انواع سرطان پستان به دو گروه اصلي سرطان درجا (غيرتهاجمي) و سرطان مهاجم تقسيم مي گردد.
2-2-3: سرطان درجا يا غيرتهاجمي
با تكثير سلولهاي بدخيم در داخل مجاري و لوبول ها، بدون تهاجم به بافت هاي اطراف مشخص مي شود. به سرطان هايي كه از بافت پوششي منشا مي گيرند، كارسينوما گويند. دو نوع كارسينوم غيرمهاجم پستان شامل مجرايي و لوبولي وجوددارد.
2-2-3-1: كارسينوم مجرايي درجا (غيرتهاجمي)
اين بيماري با تكثير سلول هاي بدخيم در مجاري شيري، بدون تهاجم به بافتهاي اطراف مشخص مي شود. اگر كارسينوم مجرايي در جا درمان نشود، احتمال پيشرفت وتبديل آن به سرطان زياد است. شايع ترين انواع سرطان پستان غير تهاجمي يا پيش سرطان در زنان مي باشد. به خودي خود خطر ناک بنظر نمي رسد اما شواهدي دال بر بروز متاستاز در مواردي از DCIS ها هم (حدود 2 درصد)گزارش گرديده استحتي بدون درمان اکثرزنان مبتلا به DCIS به سرطان پستان پيشرونده مبتلا نخواهند شد . با اين وجود خارج سازي با جراحي، درمان رايج آن مي باشد بعلاوه پرتودهي بعد از جراحي خطر عود DCIS را کاهش مي دهد .
2-2-3-2: كارسينوم لوبولي درجا (غيرتهاجمي)
با تكثير سلول هاي بدخيم در لوبول ها، بدون تهاجم به بافتهاي اطراف مشخص مي شود. امكان تبديل اين نوع سرطان به سرطان تهاجمي پيشرفته زياد است. زنان مبتلا به اين كارسينوم، 10-6 برابر بيشتر در معرض خطر ابتلا به سرطان تهاجمي لوبولي يا مجرايي در هر پستان هستند.

2-2-4: سرطان مهاجم پستان
سلول هاي سرطان پستان مانند ساير سرطان ها قادر هستند از محل اوليه سرطان به نواحي ديگر انتشار يابند. تعداد كمي از سلول ها ازمحل اوليه جدا مي شوند و مستقيماً به عروق خوني و لنفاوي وارد مي شوند. به روند انتشار و گسترش سلول سرطاني “متاستاز” گويند. در سرطان پستان اغلب

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید