كند. مقدار اشعه جهت ماموگرافي خطر سرطان پستان را افزايش نميدهد و فوايد آن از خطراتش بيشتر است(34, 35).
2-2-7-4: اولتراسونوگرافي
يك روش تصويربرداري است كه همراه با ماموگرافي براي تشخيص كيستهاي پر از مايع از ساير ضايعات انجام ميشود. لايهاي از ماده ژلهاي روي پوست پستاني كه بايد بررسي شود، ماليده ميشود. سپس براي انتقال امواج صوتي با فركانس بالا از راه پوست و ارزيابي انعكاس امواج از يك دستگاه ترانسفورماتور استفاده ميكنند. امواج برگشتي از بافت پستان روي صفحه نمايشگر نمايش داده ميشود و توسط پزشك معالج مورد تجزيه و تحليل قرار ميگيرد.
2-2-7-5: تصويربرداري از طريق تشديد ميدان مغناطيسي
اين روش از حساسيت بالايي برخوردار است و به عنوان مكمل ماموگرافي انجام ميشود. در اين تكنيك ماده حاجب را جهت ايجاد تصاوير روشن از سينه، از طريق وريد تزريق ميكنند. در حالي كه بيمار بر روي تخت روي سينه خودخوابيده و يك حلقه در اطراف سينه وي گذاشته شده، در داخل دستگاه “ام آر آي” قرار گرفته و عكسبرداري انجام ميشود(36).
2-2-7-6: گالاكتوگرافي
ماموگرافي بعد ازتزريق 1 سي سي حاجب از طريق يك كانولا يا لولهاي در مجاري روي آرئول (هاله تيره اطراف نوك پستان) براي تشخيص اختلالات موجود در سيستم مجاري پستان ميباشد.
2-2-7-7: نمونه برداري از بافت
روشي جهت خارج كردن تودههاي قابل لمس پستان ميباشد که در موارد تشخيصي آن را بيوپسي گويند. نمونه كوچكي از تومور يا توده پستان گرفته ميشود و متخصص آسيبشناسي بافتي سلولهاي آن را در زير ميكروسكوپ از نظر سرطاني يا غيرسرطاني بودن مورد مشاهده و بررسي قرار ميدهد.
2-2-8: رده بندي سرطان پستان
2-2-8-1: هيستوپاتولوژي
سرطان پستان اغلب در اولين قدم با ظاهر بافت شناسي قابل تشخيص است. بيشتر سرطان هاي سينه از اپيتليوم آستر مجاري و يا لوبول ها منشاء مي گيرد و اين گروه از سرطان ها با عنوان داکتال يا لوبولار کارسينوما طبقه بندي مي شوند. کارسينوما در محل(Carcinoma in situ) به رشد سلولهاي سرطاني با درجه پايين و يا سلولهاي پيش-سرطاني در يک بافت خاص به عنوان مثال بافت پستاني بدون تهاجم به بافت هاي اطراف اطلاق مي شود. در مقابل کارسينوماي تهاجمي(invasive carcinoma) خود را تنها به بافت منشاء محدود نمي کند(37).

2-2-8-2: درجه (Grade)
در اين نوع رده بندي ظاهر سلولهاي سرطاني با سلولهاي طبيعي مقايسه مي شود.
سلولهاي طبيعي در بافتي مانند بافت پستان تمايز يافته هستند به اين معني که اين سلولها داراي اشکال و فرم خاص هستند که بيانگر عملکرد آنها در آن اندام خاص مي باشد. سلولهاي سرطاني اين تمايز را از دست مي دهند. در سرطان سلولهايي که در حالت طبيعي با نظم خاصي مجاري شيري را ايجاد مي نمايند، نامنظم مي شوند. تقسيم سلولي بصورت کنترل نشده انجام مي شود و تشابه هسته سلولها کمتر مي شود. پاتولوژيست ها سلولهاي کاملا تمايز يافته را با عنوان گريد يا درجه پايين، سلولها با درجه تمايز در حد متوسط را گريد يا درجه متوسط و سلولهاي با تمايز بسيار کم را گريد بالا تعيين مي کنند که در اين نوع طبقه بندي سلولها با افزايش هر مرحله ظاهر طبيعي خود را از دست مي دهند. سرطانهاي با درجه تمايز کم بد ترين پيش اگهي را دارند(38).
2-2-8-3: مرحله بندي تومور از طريق سيستم TNM:
بعد از انجام اقدامات تشخيصي و درمان جراحي، سرطان پستان را طبق سيستم TNM درجهبندي ميكنند که T به اندازه تومور، N به گسترش يا عدم گسترش تومور به غدد لنفاوي زير بغل اشاره دارد و M بيانگر متاستاز (گسترش به نقاط دورتر بدن) مي باشد. هرچه اندازه تومور بزرگتر و گسترش به غدد لنفاوي و متاستاز صورت پذيرفته باشد تومور در مرحله بالاتري قرار داده مي شود و پيش آگهي بدتري دارد. اين سيستم درجه بندي عبارتست از:
درجه I: قطر تومور كمتر از 2 سانتي متر، بدون درگيري غدد لنفاوي و بدون متاستاز قابل رديابي.
درجه II: قطر تومور بين 5-2 سانتيمتر، بدون درگيري غدد لنفاوي يا با درگيري غدد لنفاوي متحرك و بدون متاستاز قابل رديابي.
درجه III: قطر تومور بزرگتر از 5 سانتيمتر، يا يك تومور با هر مقدار تهاجم به پوست، قفسه سينه يا با درگيري غدد لنفاوي تثبيت شده در منطقه ترقوه و بدون شواهدي از متاستاز.
درجه IV: تومور به هر اندازه ودرگيري يا عدم درگيري غدد لنفاوي، اما با متاستازهاي دور دست(39).
2-2-8-4: موقعيت گيرنده ها
برسطح، سيتوپلاسم و هسته سلولهاي سرطاني پستان گيرنده هايي وجود دارد. پيام آوران شيميايي همچون هورمونها به گيرنده ها اتصال يافته و اين امر موجب بروز تغييراتي در سلول مي شود. سلولهاي سرطاني در داشتن يا نداشتن سه گيرنده مهم تنوع دارند. اين سه گيرنده شامل گيرنده استروژن (Estrogen Receptor) ، گيرنده پروژسترون (Progesterone Receptor) و HER2/neu مي باشد. سلولهاي سرطاني واجد گيرنده استروژن که به اختصار ER+ ناميده مي شوند براي رشد خود به استروژن وابسته هستند در نتيجه امکان مداواي آنها با داروهاي مهار کننده تاثير استروژن (به عنوان مثال تاموکسيفن) وجود دارد و معمولا اين گروه پيش آگهي بهتري نسبت به ER-ها ازخود نشان مي دهند. با اينکه سرطان هاي پستان HER2+ پيش آگهي نامطلوبي دارند، اما اين سلولها به داروهايي همچون آنتي بادي مونوکلونال trastuzumab پاسخ داده و اين امر پيش آگهي بيماري را بطور معني داري بهبود مي بخشد. سلولهاي که فاقد هريک از اين سه گيرنده باشند basal-like يا منفي سه گانه(Triple Negative) ناميده مي شوند(40, 41).

2-2-9: درمان سرطان پستان
درمانها شامل درمانهاي جراحي، اشعه درماني، شيمي درماني و هورمون درماني ميباشند.
2-2-9-1: درمان جراحي پستان
منظور از جراحي خارج سازي فيزيکي تومور معمولا همراه با مقداري از بافت هاي اطراف و اغلب همراه با تکه برداري از غده نزديک به موضع مي باشد. جراحي هاي استاندارد در روند مداواي سرطان پستان به قرار زير مي باشند:
* ماستکتومي(Mastectomy) : برداشتن کل سينه
* کوادرانتکتومي(quadrantectomy) : برداشتن يک چهارم از بافت سينه
* لومپکتومي(Lumpectomy): برداشتن قسمت کوچکي از سينه
در صورت تمايل بيمار، جراحي ترميمي سينه که نوعي جراحي زيبايي محسوب مي شود انجام شده تا ظاهر زيباتري به سينه ببخشد.در برخي موارد از پروتز هاي سينه استفاده شده، حتي ممکن است هيچ اقدام زيبايي صورت نگيرد(42).
2-2-9-2: پرتودرماني
پرتودرماني بعد از جراحي براي نواحي توموري و غدد لنفاوي اطراف ان استفاده مي شود. اين کار به منظور از بين بردن سلولهاي توموري ميکروسکوپي که از جراحي فرار کرده اند کاربرد دارد(43, 44). معمولا يك دوره پرتودرماني با اشعه ايكس با انرژي بالا جهت از بين بردن سلولهاي سرطاني پس از عمل ماستكتومي نيز رايج است. پرتودرماني درصورتي که با دوز مناسب اعمال شود به ميزان 50 الي 66 درصد خطر عود را کاهش مي دهد(45). در مواردي که در عمل جراحي تنها توده از سينه خارج گرديده همچون جراحي هاي لومپکتومي استفاده از پرتو درماني ضروري بنظر مي رسد.اغلب پرتودرماني به صورت هر روز يا يك روز در ميان به مدت 5 تا 6 هفته انجام ميشود(7).
2-2-9-3: شيمي درماني
شيمي درماني عبارت از استفاده از داروهاي كشنده سلول، سيتوتوكسيك، در درمان سرطان است. بيشتر داروهاي شيمي درماني با نابود کردن سلولهاي سرطاني با قدرت رشد يا جايگزيني سريع عمل مي کنند و اين کار را از طريق ايجاد آسيب هاي DNA در طي همانند سازي يا مکانيسم هاي ديگر به انجام مي رسانند. اين داروها به سلولهاي تند رشد طبيعي نيز آسيب مي زنند و درنتيجه عوارض جانبي جدي ايجاد مي کنند. از جمله اين سلولها ميتوان به سلولهاي مغز استخوان (مكان توليد گلبولهاي سفيد، قرمز و پلاكتها)، فوليكول موها، غشاء مخاطي دستگاه گوارش، پوست و سلولهاي جنسي مرد و زن (اسپرم و تخمك) اشاره كرد. از شيمي درماني براي از بين بردن ميكرومتاستاز استفاده ميشود. يکي از شايع ترين در مانها استفاده از سيکلوفوسفاميد به همراه دوکسوروبيسين (آدريا مايسين) که با AC شناخته مي شود، مي باشد. مهمترين مشکل دوکسوروبيسين آسيب وارده به ماهيچه قلب متعاقب استفاده از اين دارو مي باشد. اگر به ترکيب دارويي ذکر شده ، داروي taxane نيز افزوده شود ترکيب دارويي حاصل CAT ناميده مي شود. تاکسن ريزلوله هاي موجود در سلولهاي سرطاني را مورد حمله قرار مي دهد. يک درمان رايج ديگر با نتايج نسبتا مشابه استفاده از سيکلوفوسفاميد، متوترکسات وفلورويوراسيل (CMF) مي باشد. (42) .

2-2-9-4: هورمون درماني
برخي سلولهاي سرطاني پستان براي رشد خود به هورمون زنانه استروژن كه به طور طبيعي در بدن توليد ميشود، وابسته هستند. هورمون استروژن مهمترين محرك رشد سرطان پستان است. هورمون درماني در سرطان پستان، ممكنست به صورت جراحي براي خارج كردن تخمدانها، هيپوفيز يا غدد فوق كليه با هدف جلوگيري از تحريك هورمونهاي زنانه بر رشد سلولهاي سرطاني انجام شود. در زنان جواني كه يائسه نشدهاند، تخمدانها فعال هستند و هورمون استروژن ترشح ميكنند، اگر تومورهاي وابسته به استروژن (ER)داشته باشند يعني در سطح سلولهاي سرطاني آنها گيرندههاي پروتئيني هورمون استروژن وجود داشته باشد، ميتوان با هورمون درماني مانند استفاده از تاموكسيفن، مانع از اثرات استروژن بر رشد سلول سرطاني شد، برداشتن تخمدانها نيز يكي ديگر از راههاي درماني سرطان سينه در اين زنان است كه ميتواند ايجاد يائسگي دائمي نمايد. ممانعت کننده آروماتاز همچون اناستروزول يا لتروزول تنها در بيماران پس از دوره يائسگي کاربرد دارد(42).
2-2-9-5: آنتي بادي هاي مونوکلونال
اين گيرنده در حالت طبيعي توسط يک فاکتور رشد که محرک تقسيم سلولي مي باشد، تحريک مي گردد، در غياب اين فاکتور رشد ، طبيعتا رشد سلولي متوقف مي شود. بيان بيش از اندازه اين گيرنده در سرطان پستان با عود بيماري و پيش آگهي بد همراه است. در حدود 15 الي 20 درصد سرطان هاي سينه داراي تکثير ژن HER2 يا بيان بيش از اندازه پروتئين حاصل از اين ژن هستند(42). هرسپتين (trastuzumab) يک آنتي بادي مونوکلونال براي HER2 مي باشد که اميد زندگي 5 ساله عاري از بيماري سرطان پستان با مراحل 1 تا 3 را تا 87 درصد و اميد به زندگي کلي را تا 95 درصد افزايش داده است(46). هرچند اين دارو گران بوده و حدود 2 درصد از بيماران در نتيجه استفاده از اين دارو به اختلالات قلبي گرفتار مي شوند با اين وجود از اثرات جانبي کمتر و آستانه تحمل دارويي بهتري نسبت به ساير داروهاي شيمي درماني مرسوم برخوردار است (47).

2-2-10: سرطان عود كننده پستان
عليرغم پيشرفتهاي درماني سرطان پستان، در برخي از زنان متأسفانه بيماري ممكن است در جدار قفسه سينه، يا در پستاني كه توده وجود داشته، يا در غدد لنفاوي باقيمانده و يا در اندامهاي دور دست مجدداً عود كند. به طور كلي، اگرچه سرطان پستان ميتواند به هر اندامي متاستاز بدهد ولي بيشترين متاستازها به استخوانها، ريه، كبد و مغز ميباشد. تعداد كمي از زنان كه سرطان پستان متاستاتيك دارند، هنگام تشخيص اوليه، به طور واضح متاستازي را نشان ميدهند. به طور معمول، بيماري مدتي پس از درمان اوليه عود ميكند. اين زمان ممكن است از چند ماه تا چند سال طول بكشد كه احتمال عود مجدد به ويژه در چند سال اول بيشتر است.
2-2-11: سرطان پستان در مردان
به علت

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید