سلول هايي كه متعلق به غدد يا مجاري شيري هستند به طور غيرطبيعي و غيرعادي رشد مي كنند به طوري كه با گذشت زمان به تدريج به چربي و بافت هاي اطراف دست اندازي مي كنند. با خروج حتي يك سلول به خارج از بافت اوليه اين سلول شروع به رشد، تقسيم و تكثير كرده و تومور مهاجم پستان تشكيل مي شود. شايع ترين متاستاز سرطان پستان، درگيري غدد لنفاوي زير بغل از طريق مسير لنفاوي مي باشد. سرطان پستان همچنين ممكن است به ساير اندام‌ها مانند استخوان‌ها، ريه، كبد و مغز گسترش يابد.
انواع تومورهاي مهاجم پستان عبارتند از:
2-2-4-1: كارسينوم مجرايي مهاجم
اين تومورها از بافت پوششي مجرايي منشا مي گيرند و به بافت هاي اطراف متاستاز كرده و اغلب به صورت يك توده سفت، بدون درد و با حاشيه نامنظم در پستان ظاهر مي شوند و حدود 75 درصد از كل سرطان‌هاي پستان را به خوداختصاص مي دهد. اين نوع از داکتال کارسينوما در تصوير ماموگرام معمولا بصورت توده اي متشکل از اجسام ميله اي شکل نازک متشعشع شده از کناره ها ديده مي شود . در معاينه فيزيکي، اين توده از ضايعات خوش خيم پستاني همچون فيبروآدنوما به مراتب سفت تر و سخت تر احساس مي شود. در بررسي هاي ميکروسکوپي، سلولهاي سرطاني تهاجم کرده و جايگزين بافت هاي طبيعي اطراف شده اند(25, 26).
2-2-4-2: كارسينوم لوبولي مهاجم
اين تومورها از بافت پوششي لوبولي منشأ مي گيرند و به صورت يك ناحيه ضخيم شده در پستان ظاهر مي شوند. اين سرطان ممكن است در هر دو پستان ظاهر گردد. حدود 10-5 درصد از كل سرطان هاي پستان راتشكيل مي دهد.
2-2-4-3: کارسينوم مدولاري
اين سرطان در داخل يک کپسول در مجرا رشد مي‌کند و بيشتر در زنان جوان تر از 50 سال تشخيص داده مي‌شود. توده ظاهري نرم، خونريزي دهنده و حجيم، رشد سريع و موقعيت عمقي دارد. حدود 5 درصد از کل سرطان‌هاي پستان را تشکيل مي‌دهد.
2-2-4-4: سرطان موسينوس (كولوئيد)
اين تومور توليد كننده موسين بوده، از مجاري منشا مي گيرند. غالباً در زنان بيشتر از 50 سال و سالمندان ديده مي شود. رشدتومور كند است؛ بنابراين پيش آگهي آن از ساير سرطان ها بهتر است. حدود 3 درصد ازكل سرطان هاي پستان را تشكيل مي دهد(16).
2-2-4-5: كارسينوم التهابي پستان
بيشتر كانال هاي پوستي را درگير مي كند. سرطان با تورم منتشر و قهوه اي رنگ پوست (شبيه پوست پرتقال)، مشخص مي شود. اين نوع سرطان بسيار تهاجمي بوده و به سرعت به قسمت هاي مختلف بدن گسترش مي يابد. درمان اوليه اين عارضه، شيمي درماني است. حدود 2-1 درصد از كل سرطان هاي پستان را تشكيل مي دهد(27).
2-2-5: علل ايجاد سرطان پستان
فاكتورهاي خطر گروهي از عوامل مشخصي هستند كه بعضي از افراد را بيشتر از ديگران درمعرض ابتلا به يك بيماري خاص قرار مي دهند. فاكتورهاي خطر در سرطان پستان شامل:
2-2-5-1: جنس
واضحترين عامل خطر براي سرطان پستان جنس(28) است بطوريکه 99 درصد از موارد سرطان پستان در زنان ايجاد مي شود.
2-2-5-2: جهش‌هاي ژنتيكيBRCA -1 , BRCA -2
BRCA -1 , BRCA -2 ژن هايي كه به ترتيب روي كرموزوم 17و13 قرار دارند، در حالت عادي سركوب كننده سرطان هستند،DNA‌هاي صدمه ديده را شناسايي مي كنند و در نتيجه از رشد غيرعادي سلول جلوگيري مي كنند. جهش در اين ژن ها، فرد را در مقايسه با افرادي كه جهش ژني ندارند در معرض خطر بالاتري براي ابتلا به سرطان پستان، يا تخمدان يا هر دو قرار مي دهد.
2-2-5-3: سن بالا
بروز تصادفي و در طول زمان تغييرات باعث سرطاني شدن سلول هاي طبيعي پستان مي شوند. بنابراين هر چه سن بيشتر باشد احتمال وقوع اين تغييرات در سلول هاي پستان بيشتر مي شود(22).
2-2-5-4: تاريخچه فردي يا خانوادگي سرطان پستان
خطر بروز سرطان در پستان، هر سال حدود يك درصد افزايش مي يابد، در صورت ابتلاي يكي از بستگان درجه يك زن به سرطان پستان، (خواهر، مادر، يا دختر) اين خطر سه برابر مي شود. اگر مادر قبل از سن 60 سالگي به سرطان پستان مبتلا شود، اين خطر بيشتر مي شود. اگر سرطان پستان در دو نفر از بستگان درجه يك اتفاق افتاده باشد، خطر ابتلا 5 برابر مي شود. همچنين خانمي که در يک سينه خود به سرطان پستان مبتلا باشد، از احتمال بالاتري در گرفتاري سينه ديگر به اين سرطان برخوردار است.
2-2-5-5: قاعدگي زودرس
قاعدگي كه قبل از سن 12 سالگي شروع مي شود.
2-2-5-6: عدم حاملگي و سن بالاي مادر در هنگام تولد اولين فرزند
زناني كه اولين فرزند خود را بعد از سن 30 سالگي به دنيا مي آورند نسبت به زناني كه اولين فرزند آنها قبل از 20 سالگي مادر متولد شده است، دو برابر بيشتر در معرض سرطان پستان قرار دارند.
2-2-5-7: يائسگي ديررس
يائسگي پس از سن 55 سالگي براي زنان طبيعي، خطر را افزايش ميدهد و قبل از 35 سالگي براي زناني كه تخمدانهايشان را برداشتهاند، خطر را تا يك سوم كاهش ميدهد.
در کل قاعدگي زودرس، عدم حاملگي، زايمان بعد از سن 30 سالگي و يائسگي ديررس عوامل خطر جزيي هستند كه تصور ميشود تمام اين عوامل موجب طولانيتر شدن دوره تماس با استروژن به دليل تداوم قاعدگي ميشوند.
2-2-5-8: تماس با اشعه، بين زمان بلوغ و سن 30 سالگي
تماس با اشعه سبب تغييرات احتمالي سلولهاي پستان شده و آنها را دو برابر بيشتر در معرض سرطان پستان قرار ميدهد.
2-2-5-9: چاقي
استروژن در بافتهاي چربي بدن ذخيره ميشود و چربي رژيم غذايي، ترشح پرولاكتين از غده هيپوفيز راافزايش ميدهد، بنابراين سبب توليد استروژن بيشتري ميشود. در مقابل زنان چاقي كه سرطان پستان در آنها تشخيص داده ميشود، بيشتر دچار مرگ و مير ميشوند. اين مسئله ممكن است با تاثيرات هورموني يا شايد تاخير در تشخيص سرطان در ارتباط باشد.
2-2-5-10: درمان جايگزيني با هورمون
زنان مسني كه براي بيش از 5 سال استروژن حمايتي دريافت كردهاند، خطر بيشتري براي سرطان پستان دارند، افزودن پروژسترون به استروژن درماني بر سرطان پستان تاثيري ندارد.
2-2-5-11: مصرف الكل، تنباكو وسيگار
سازمان جهاني تحقيقات سرطان تخمين زده است که حدود 38 درصد از موارد سرطان پستان در امريکا با کاهش مصرف الکل، افزايش سطوح فعاليت بدني و نگه داشتن وزن در حد طبيعي قابل پيش گيري مي باشد. همچنين اين فراواني در انگلستان 42 درصد، در برزيل 28 درصد و در چين 20 درصد برآورد شده است. مصرف سيگار مي تواند خطر ابتلا به سرطان پستان را افزايش دهد بطوريکه مصرف سيگار بيشتر و سن پايين تر شروع استفاده از سيگار رابطه مستقيم با افزايش خطر ابتلا به سرطان پستان دارد.(29, 30).
2-2-5-12: طبقه اجتماعي – اقتصادي
طبقه اجتماعي – اقتصادي بالاتر با خطر بالاتري از ابتلا به سرطان پستان و طبقه اجتماعي – اقتصادي پايينتر با خطر مرگ و مير در اثر ابتلا به اين بيماري مواجه هستند. توجيه ارتباط مستقيم افزايش رخداد سرطان پستان (اما مرگ و مير کمتر) باسطح در آمد و تحصيلات بالاتر با انجام بررسي هاي اپيدميولوژيک انجام گرديده و عواملي چون نرخ پايين تر زايمان، احتمال بيشتر تشخيص بيماري و به تبع آن اقدامات درماني بيشتر و دسترسي بهتر به غربالگري هاي سرطان پستان و نيز احتمال سبک زندگي و تغذيه بهتر به عنوان عوامل موثر در اين امر شناخته شدند. همچنين فقدان بيمه درماني، فقر، بيكاري، فقدان آموزش و اعتقاد به قسمت و سرنوشت در مورد سرطان در ميان فقرا شايع است، كه به عنوان موانعي بر سر راه پيشگيري اوليه و دسترسي به مراقبتهاي بهداشتي در طبقه اجتماعي – اقتصادي پايينتر محسوب شده و به عنوان علل اختلاف موجود در ميزان بروز سرطان، تاخير در تشخيص، پايين بودن ميزان بقا، و افزايش مرگ و مير ناشي از آن گزارش شده است(31, 32).
2-2-6: علائم سرطان پستان
شايعترين محل سرطان پستان در ربع فوقاني خارجي آن است. علائم باليني آن عبارتند از:
2-2-6-1: لمس توده سرطاني
از اولين علائم سرطان پستان مي توان به وجود توده اي با لمس متفاوت از ساير بافت سينه اشاره نمود. بيش از 80 درصد موارد سرطان پستان با لمس توده توسط زنان کشف مي شود. ابتدايي ترين سرطان هاي سينه با ماموگرام شناسايي مي شوند.توده هاي يافت شده در غدد لنفاوي زير بغل نيز مي تواند نشانگر سرطان پستان باشد. معمولاً ضايعات، غيرحساس، غيردردناك، ثابت، داراي ابعاد نامنظم و سخت هستند(20, 21).
2-2-6-2: تغيير در اندازه و شكل پستان
تغيير در اندازه، اگرچه تفاوت مختصر اندازه دو پستان با هم امري عادي است اما گاهي وريدهاي پستان در اثر رشد تودههاي سرطاني برجسته ميشوند(33).همچنين فرورفتگي در سطح پوست پستان يا نوك آن نيز حائز اهميت مي باشند.
2-2-6-3: خونريزي ازنوك پستان
معمولا ترشحات نوك پستان دوطرفه و از چندين مجرا، در سن 39سالگي يا كمتر و به رنگ شيري يا سبز متمايل به آبي حاكي ازوجود تومورهاي خوش خيم است. اگر ترشح از نوك پستان به صورت خودبخودي، يكطرفه، محدود به يك مجرا، خوني، همراه با يك توده و در سن 40 سالگي يا بالاتر رخ دهد. حاكي از وجود سرطان است.
2-2-6-4: بزرگ شدن غدد لنفاوي
سرطان پستان پيشرفته به غدد لنفاوي زير بغل متاستاز ميدهد كه موجب انسداد عروق لنفاوي و همچنين بزرگ شدن غدد لنفاوي زيربغل ميگردد.
2-2-6-5: درد
درد ابزار قابل اطميناني براي تشخيص وجود يا عدم وجود سرطان پستان نيست، اما در رابطه با ساير بيماري هاي مربوط به پستان مي تواند اطلاع دهنده باشد(19, 20). شكايت از درد منتشر پستان و حساسيت در زمان قاعدگي، معمولا با بيماريهاي خوشخيم پستان، توأم ميباشد. اما درد قابل توجهي كه دائماً وجود دارد، ممكن است با مراحل پيشرفته سرطان پستان در ارتباط باشد.
2-2-7: تشخيص سرطان پستان
روشهاي مختلفي براي تشخيص سرطان پستان وجود دارد که مي توان از آنها نام برد:
2-2-7-1: خودآزمايي پستان
روش معاينه پستان براي بررسي تغييرات مشكوك و وجود غده توسط خود فرد را “خودآزمايي پستان” گويند. اجراي اين روش ميبايست از سن بيست سالگي شروع شود. اين روش بهتر است هر ماه در روزهاي پنجم تا هفتم قاعدگي، هنگامي كه احتباس مايعات كمتر است انجام شود. اين معاينه در زنان يائسه، در يك روز معين از هر ماه انجام ميشود. آمار نشان ميدهد با خودآزمائي پستان 20-10 درصد سرطانهايي كه در ماموگرافي ديده نميشوند، كشف ميگردند.
2-2-7-2: معاينه باليني پستان
معاينه باليني توسط پزشك در زنان 30 تا 40 سال حداقل هر 3 سال، و بعد از 40 سالگي به صورت سالانه و همراه با ماموگرافي بايد انجام شود. اين روش مكمل ماموگرافي بوده و نبايد جايگزين آن شود.
2-2-7-3: ماموگرافي
ماموگرافي نوع خاصي از تصويربرداري به وسيله اشعه ايكس ميباشد كه براي تهيه تصاوير دقيق از پستان استفاده ميشود. آزمايش ماموگرافي شامل دو نوع است:
ماموگرافي آزمايشي: روشي است كه به طور عمده براي افرادي به كار ميرود كه هيچ نشانه باليني مبني بر اين كه مبتلا به سرطان پستان هستند وجود ندارد.
ماموگرافي تشخيصي: روشي است كه درمواردي استفاده ميشود كه يك غده يا توده و يا يك حالت غيرطبيعي در پستان مشاهده شده است و نيازمند مطالعه و بررسي بيشتر مي باشد. بر همين اساس اين نوع ماموگرافي بايد متناسب با هر مورد و هر بيمار خاص باشد. ممكن است ماموگرافي تشخيصي نيازمند بررسيهاي بيشتري هم باشد. ماموگرافي ميتواند ضايعات غيرقابل لمس (كوچكتر از يك سانتيمتر) را شناسايي كرده و به تشخيص تودههاي قابل لمس كمك

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید