مزایای طرح  مالیات بر ارزش افزوده

ماليات بر ارزش افزوده داراي مزاياي گسترده مستقيم مالياتي و اقتصادي است که ايجاب مي کند دولت براي اجرايي ساختن آن حداکثر هوشمندي را به کار گيرد.

در ادامه به مزيت هاي اين قانون اشاره مي شود:

  • شفاف سازي جريان کالا و خدمات در اقتصاد ملي
  • شفاف سازي ماليات پرداختي ماليات ها در قيمت كالا پنهان است و با اجراي قانون ماليات بر ارزش افزوده از قيمت بيرون مي آيد و به مصرف كنندگان اعلام مي‌شود. هيچ مبلغي اضافي هم مصرف‌كننده پرداخت نمي‌كند. ‌
  • شفاف سازي تدريجي مبادلات اقتصادي از دستاوردهاي قانون ماليات بر ارزش افزوده است که به دليل ويژگي خودکنترلي اين ماليات و قابليت رديابي معاملات در زنجيره هاي واردات، توليد، توزيع، صادرات امکان پذير مي‌‌شود.

چون از صادرات، ماليات گرفته نمي شود به هدفمند شدن حمايت دولت از صدور کالا کمک مي کند و زمينه رقابت پذيري کالاهاي ايراني را در خارج از کشور تقويت مي کند.

  • شفاف سازي فعاليتهاي توليد، توزيعي و مصرفي باعث مي شود نظم و انضباط اقتصادي در درون سرزمين به راحتي و با آساني امکان پذير شود.

همزمان همه جريان هاي منحرف در بازارهاي اقتصادي کار، کالا، پول و سرمايه به طور کامل شناسايي و براي حذف آنها اقدام مي شود.

لذا قانون ماليات بر ارزش افزوده فقط کاربرد مالياتي ندارد، بلکه داراي گسترده ترين کارکردهاي اقتصادي به ويژه در زمينه کنترل قاچاق کالا و خدمات و حذف فرار مالياتي است.

  • ماليات برارزش افزوده به نفع توليد است

اين قانون با توجه به اينکه واردات را شامل مي شود به نفع توليد است و چون امکان فروش کالاهاي قاچاق تقريباً حذف مي شود لذا تلاش براي قاچاق کالا به داخل کشور، فاقد انگيزه خواهد شد.

  • هدفمند ساختن معافيت هاي مالياتي هم از دستاوردهاي اين قانون است چون دريافت ماليات از آن دسته از افراد جامعه که کالاها و خدمات لوکس و غيرضروري بيشتري را مصرف مي کنند بيشتر است.
  • قانون ماليات برارزش افزوده، هدفمند ترين ساختار مالياتي است چون فقط شامل ارزش افزوده اي مي شود که در فرايند توليد ايجاد مي شود.از ماليات مضاعف بر مصرف محصول (يا خدمت) نهايي هم جلوگيري مي‌شود.
  • ابعاد نوين از کارکردهاي ماليات را در اقتصاد کشور احيا مي‌‌کند
  • قانون ماليات بر ارزش افزوده، نظام ماليات ستاني را چند منظوره خواهد کرد و کاربري هاي آن را افزايش خواهد داد.
  • استفاده از نظام مالياتي براي اجراي طرح هاي آمايش سرزمين، کاهش شکاف طبقاتي اجتماعي و اقتصادي، بازتوزيع درآمد، جلوگيري از تکاثرثروت و ساماندهي قيمت ها و تنظيم بازار امکان پذير خواهد شد.ماليات بر ارزش افزوده اگرچه يك ماليات بر مصرف عمومي است اما صرفاً اخذ ماليات نيست بلكه به اجراي بهتر ماليات بر درآمد و ثروت و شفاف‌شدن فرآيند اقتصاد كمك مي‌كند.
  • کمك به کنترل جريان پول و كالا، توليد ثروت و ايجاد نظارت بر حركت پول در اقتصاد كه هميشه از اهداف دولتها بوده، از ويژگيهاي خاص ماليات بر ارزش افزوده است.

هنگامي که دولت ها قادر به كنترل حركت پول در اقتصاد خود هستند، مي‌توانند اقتصاد را دقيق تر، نظارت و كنترل كنند و پديده اي مانند جهش قيمت در بازار مسکن رخ نمي دهد.

  • بستر لازم براي اصلاح نظام مالياتي و اجراي طرح تحول در اين حوزه را فراهم مي کند.

به همين خاطر است که تاکنون بيش از 140 كشور به دنبال اجراي نظام ماليات بر ارزش افزوده رفته‌اند حتي در برخي كشورها ماليات بر درآمد از مردم اخذ نمي‌شود ؛ اما ماليات بر ارزش افزوده را اعمال مي كنند.

  • پيش نياز حضور در سازمان هاي بازرگاني جهاني

ماليات بر ارزش افزوده يكي از پيش شرط‌هاي اجراي قانون مبارزه با پول شويي است، پيش شرط پيوستن به سازمان تجارت جهاني است و براي كشورهاي اروپايي پيش‌شرط پيوستن به بازارهاي مشترك اروپايي است.

  • تجربه كشورها نشان مي‌دهد در ماليات بر ارزش افزوده اجرا، بخش مشكل كار است وگر نه پيچيدگي‌ در قانون وجود ندارد.به خاطر همين مزايا، ماليات بر ارزش افزوده در اكثر كشورهاي پيشرفته جهان، اكثر كشورهاي آسيايي و حتي كشورهاي منطقه خودمان قابليت اجرايي يافته است. ‌ماليات بر ارزش افزوده از اين توان برخوردار است تا فرآيند فعاليت و كار و مجموع عملياتي را كه بر روي مواد اوليه صورت مي‌گيرد از ابتدا تا انتها به تصوير كشيده و به زير ذره بين ببرد.

اين مزايا در حدي بوده است كه بعد از طرح ايده اوليه آن توسط آلمانيها و اجراي آن براي اولين بار در فرانسه، با استقبال ساير كشورها نيز مواجه گردد. ‌اما قانون خود به بستر اجرايي خوبي هم نياز دارد تا عقيم نماند.

  • سيستم کنوني ماليات ستاني در بهترين حالت فقط نقش کسب درآمد را دارد و نقش آن در ساير حوزهاي کارکردي خيلي اندک است و نمي تواند از قاچاق کالا و گسترش اقتصاد زيرزميني جلوگيري کند و آنها را شفاف نمايد.
  • مالیات بر ارزش افزوده متدلوژی و تفکری است که چندین دهه از تجربه مثبت آن در سایر کشورها گذشته و مورد تاکید اکثر کارشناسان اقتصادی و مالیاتی بانک جهانی و صندوق بین‌المللی پول می‌باشد.
  • روح و ذات قانون مالیات بر ارزش افزوده، حمایت از تولید است، چرا که چنین سازوکاری اخذ مالیات را از بخش تولید به بخش مصرف سوق می‌دهد.
  • سیستم مالیات بر ارزش افزوده منجر به کاهش فرار مالیاتی می‌شود زیرا درآمدها را روشن ساخته و کمک می‌کند از سلایق شخصی ممیزها در تعیین مالیات کاسته شود.
  • کالاهای ضروری از شمول مالیات بر ارزش افزوده معاف شده‌اند و کسانی که مصرف بیشتری دارند مالیات بیشتری می دهند.
  • مالیات بر ارزش افزوده یکبار برای همیشه تورم به همراه دارد.
  • این سیستم محدوده مالیاتی کشور را گسترش داده و درآمدهای دولت را افزایش می‌دهد.
  • لزوم ارائه فاکتور توسط مؤدیان زمینه را برای شفاف‌سازی مبادلات و فعالیت‌های اقتصادی فراهم می‌کند.
  • تشویق سرمایه‌گذاری، پس‌انداز، تولید و صادرات
  • اخذ مالیات بیشتر از مصرف‌کنندگان کالاهای لوکس
  • جلوگیری از اخذ مالیات مضاعف از محصول یا خدمات نهایی
  • یک منبع درآمدی منعطف و باثبات برای دولت
  • به دلیل مشخص بودن محدوده زمانی، تاخیر در وصول درآمدهای مالیاتی به حداقل می‌رسد.
  • چون یک سیستم خود اجراست همه مؤدیان نقش مامور مالیاتی را داشته و هزینه وصول پایین است.
  • منجر به بهبود فناوری و بهره‌وری از طریق اتوماسیون اداری در سیستم می‌شود.
  • مالیات بر ارزش افزوده با کمترین تأثیرات منفی در اقتصاد کشور، منجر به تحول شگرفی در نظام مالیاتی شده و فرآیندهای موجود را بهبود می‌بخشد
  • بی‌طرفی مالیاتی، خنثی بودن از حیث ایجاد رقابت و مقررات مالیاتی، بازده نجومی حتی در قبال نرخ‌های پایین، بار روانی مثبت، سادگی و در نتیجه کارایی بالاتر از دیگر مزایای مالیات بر ارزش افزوده به شمار می‌رود.
  • از دلایل ایجاد انگیزه در اصلاح نظام مالیاتی می‌توان به رفع نارسایی‌های مالیات سنتی، هماهنگ نبودن مالیات‌های سنتی با گسترش روزافزون مبادلات تجاری و توسعه فعالیت‌های اقتصادی و ایجاد منبع درآمدی برای پاسخ‌گویی به هزینه‌های دولت اشاره کرد.

قانون ماليات بر ارزش افزوده برغم مزاياي زياد بايد با بستر اجرايي مستحکم ودقيق و رقيق نيز همراه باشد و موانع اجرايي آن هم به طور کامل برطرف گردد.اين قانون دقيقا به خاطر همين مزيت ها و ضرورت هاي خود با مقاومت ها و موانعي روبرو شد.ه است (سعیدی و نهتانی، 1390).