ميشود? فقط 20? بيماران بعد از عمل جراحي به مدت 5 سال شانس بقا دارند (38). لذا تشخيص زود هنگام بيماري و مهم‌تر از آن شناسايي افرادي که در خطر ابتلا به سرطان معده هستند، ضروري مي‌باشد (39).
بررسي‌ها نشان دهد که شروع سرطان و پيشرفت مراحل بعدي آن قويا? تحت تاثير فاکتورهايي است که با توجه به زمينه ژنتيکي فرد تعيين مي‌شود (33). از آن جايي که تغيير در بيان ژن ها، باعث تنوع فنوتيپي بين افراد و استعداد متفاوت افراد در مبتلا شدن به بيماري‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌هاي چند عاملي مثل سرطان مي‌‌‌‌‌‌‌‌شود? شناسايي پلي مورفيسم‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌هاي‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ژنتيکي که منجر به تغيير بيان ژن ها مي‌گردد? زمينه شناخت و درک بهتر علت بيماري ها از جمله سرطان در سطح مولکولي را فراهم مي‌کند (40).

بنابراين با توجه به نقش مهم ژن GKN1 در معده و کاهش بيان آن در سرطان معده و اهميت SNP نواحي پروموتري در رونويسي ژن‌ها، هدف از اين مطالعه بررسي ارتباط پلي‌مورفيسم‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌هاي‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ تک نوکلئوتيدي در پروموتر ژنGKN1 با خطر ابتلا به سرطان معده مي‌‌‌‌‌‌‌‌باشد.

فصل دوم
پيشينه ي تحقيق

نقش GKN1 در سرطان معده در چندين مطالعه مورد توجه قرار گرفته است که مهم ترين آن‌ها که در ارتباط با اين مطالعه مي‌باشد آورده مي‌شود.
Toback و همکاران در سال 2003 نشان دادند که GKN1 مسئول ترميم اپيتليال معده پس از آسيب يا زخم مي‌‌‌‌‌‌‌‌باشد و همچنين قادر به مهار تکثير سلول‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌هاي‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ سرطاني مي‌باشد (41).
Moss و همکاران در سال 2008 نشان دادند که ژن‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌هاي‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ GKN1 و TFF1 شباهت‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌هاي‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ زيادي با هم دارند و در سطح پروتئين نيز با هم در تعامل مي‌‌‌‌‌‌‌‌باشند (42). اما Mao و همکاران در سال 2012 نشان دادند که TFF1 و GKN1 هيچ تعاملي در سطح پروتئيني و عملکردي ندارند (43).
Martin و همکاران در سال 2008 نشان دادند که مصرف آسپرين در دوز کم باعث کاهش قابل توجهي در بيان GKN1 در آنترال معده مي‌‌‌‌‌‌‌‌شود (44).
Xing و همکاران در سال 2010 دريافتند که فراواني پروتئين GKN1 در بافت نرمال به‌طور قابل توجهي بيشتر از بافت توموري معده مي‌باشد (10). همچنين نتايج مطالعهRippa و همکاران در سال 2011 نشان داد که بيان ژن GKN1 در بافت سرطاني کاهش مي‌يابد (45).
Yoon و همکاران در سال 2011 با ترانسفکت کردن سلول‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌هاي‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ AGS با ژن GKN1 منجر به کاهش سطح ROS و بيان پروتئين‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌هاي‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ مسير AKT مي‌گردد و نشان دادند که کاهش بيان GKN1 نقش مهمي در پيشرفت سرطان معده ايفا مي‌کند. در حالت نرمال GKN1 با مهار تغيير شکل سلول از حالت اپيتليالي به مزانشيمي، از مهاجرت سلول‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌هاي‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ سرطاني ممانعت مي‌کند (46).
Mao و همکاران در سال 2012 با آزمايش بر روي موش و گاو نتيجه گرفتند که داروهاي غير استروِئيدي و عفونت هليکوباکتر پيلوري از طريق کاهش بيان ژن GKN1 منجر به اختلالات معده‌اي مي‌گردند (32). همچنين گزارش کردند که GKN1 ترشح شده از سلول‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌هاي‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ اپيتليال معده به عنوان يک جز از موکوس است و در حفاظت مکانيکي و شيميايي سلول‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌هاي‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ سطح اپي‌تليال نقش داشته و به عنوان يک ليز کننده و تثبيت کننده سطح و حفظ pH مخاط وايجاد يک مانع آبگريز عمل مي‌‌‌‌‌‌‌‌کند (32).
Xiao و همکاران در سال 2012 نشان دادند که GKN1 نقش مهمي در روند شکل گيري و توسعه سرطان معده به عنوان يک آنتي‌آنکوژن دارد و اثر آن ممکن است با عفونت هليکوباکتر پيلوري تضعيف شود (16).
Moghanibashi و همکاران در سال 2012 گزارش کردند که پلي مورفيسم تک نوکلئوتيدي ژن TFF1 که همانند GKN1 جزء ترکيبات موکوس معده مي‌باشد و عملکرد مشابه GKN1 دارد با سرطان معده در ارتباط است (47).
Yoon و همکاران در سال 2013 نشان دادند که منطقه آبگريز N- ترمينال و دامنه BRICHOS ژن GKN1 براي فعاليت سرکوب کننده تومور آن کافي است (48).
Pavone و همکاران در سال 2013 ويژگي‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌هاي‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ساختاري و بيولوژيکي پروتئين GKN1را بررسي کردند و دريافتند که پروتئين GKN1، پايداري حرارتي بالايي را نشان مي‌دهد (49).
Choi و همکاران در سال 2013 نشان دادند که بيان نابجاي SOX9و غيرفعال شدن GKN1 با پيشرفت سرطان معده ارتباط دارد (50).
همان طور که ذکر شد تمامي ‌‌‌‌‌‌‌‌مطالعاتي که در ارتباط با ژنGKN1 و سرطان معده است، به بيان اين ژن در سرطان معده پرداخته شده است و تاکنون گزارشي از نقش پلي مورفيسم‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌هاي‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ اين ژن و ارتباط آن با سرطان معده ارائه نشده است.

فصل سوم
مواد و روش ها

3-1- وسايل و مواد مورد استفاده در اين مطالعه
در اين مطالعه از وسايل و مواد زير استفاده شد:
– ميکروسانتريفيوژ (توماس)
– تانک الکتروفورز (پديده نوژن پارس)
– منبع تغذيه جريان الکتريکي9 (پديده نوژن پارس)
– ورتکس – اسپين (کياژن)
– دستگاه PCR پرسونال و گراديانت (a&e انگليس)
– اتوکلاو (rozhin teb)
– Gel documentation(کياژن)
– ترازو (A & D)
– سمپلر lµ 10-5/0، lµ 100-10، lµ 1000-100 (واتسون)
– سر سمپلر کريستالي ، آبي ، زرد
– دستکش لاتکس (Home care)
– دستکش يکبار مصرف
– ميکروتيوبcc 2/0، 5/0 ، 5/1 و 2
– آگارز (سيناژن، ايران)
– Tris-HCL (Merck، آلمان)
– کيت استخراج DNA ( ATP ايران)
– 10EDTA (Merck، آلمان)
– Taq DNA polymerase (سيناژن، ايران)
– dNTP Mix 10mM (سيناژن، ايران)
– 10x PCR buffer (سيناژن، ايران)
– AMS11 10X PCR buffer(سيناژن ايران)
– MgCl2 25mM (سيناژن، ايران)
– هيدروکسيد سديم (Merck، آلمان)
– بوريک اسيد (سيناژن، ايران)
– DNA Stain (کياژن)
– اتانول (Merck، آلمان)
– کلروفرم (Merck، آلمان)
– DNA Ladder bp 100(سيناژن، ايران)
– Loading buffer (سيناژن، ايران)
– لوله هاي CBC 5/2 سي سي حاوي EDTA
– سرنگ 5 سي سي
– پرايمر (ماکروژن، کره جنوبي)
– آب مقطر استريل
3-2- نوع مطالعه
اين تحقيق يک مطالعه تحليلي- مشاهدهاي و از نوع مورد- شاهدي گذشته نگر مي‌‌‌‌‌‌‌‌باشد.
3-3- جامعه آماري و نمونه گيري
جامعه آماري اين مطالعه را افراد مبتلا به سرطان معده تشكيل مي‌دهد كه توسط پزشك، بيماري آن‌ها تاييد شده و نمونه خون آن‌ها در دسترس باشد. مبتلايان از افراد مراجعه کننده به بخش پرتو درماني و شيمي درماني بيمارستان سيدالشهداء اصفهان بودند که از 52 بيمار مبتلا به سرطان معده پس از اخذ رضايت نامه به ميزان 5/2 سي سي خون وريدي گرفته و درون لوله‌هاي ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌CBC حاوي EDTA منتقل شد و سپس به آزمايشگاه انتقال داده شد و تا هنگام استخراج DNA در دماي 20- درجه سانتي‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌گراد نگهداري شد. همچنين فرم پرسشنامه اطلاعات فردي توسط بيمار و به کمک پرونده پزشکي موجود در بايگاني بيمارستان تکميل شد و اين افراد به عنوان گروه بيمار در نظر گرفته شدند. از 52 فرد سالم اهدا کننده خون در سازمان انتقال خون که از لحاظ سن (5±) و جنس با گروه بيمار، همسان سازي شده بودند، به عنوان گروه كنترل (يا گروه شاهد) نمونه خون تهيه گرديد.
در اين مطالعه دو پلي‌مورفيسم تک‌نوکلئوتيدي در پروموتر ژن GKN1 با شناسه‌هاي rs4575760 و rs4072127 بررسي شد. اکثر افراد بررسي شده براي تعيين ژنوتيپ اين دو پلي‌مورفيسم مشترک بودند اما بعضي از افراد فقط براي rs 4575760 و بعضي ديگر فقط براي rs 4072127 مورد بررسي قرار گرفتند. بنابراين براي مشخص کردن اين تفاوت، افرادي که براي پلي‌مورفيسم rs 4575760 و rs4072127 مورد بررسي قرار گرفتند به ترتيب با جمعيت A و B نشان داده شده است.
3-4- رضايت نامه
از تمامي افراد شرکت کننده در اين مطالعه رضايت نامه کتبي گرفته شد.
3-5- روش تهيه محلول‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌هاي‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ مورد نياز جهت انجام الکتروفورز
3-5-1- بافر الکتروفورز (10 X) TBE در حجم 500 ميلي ليتر
مواد مورد نياز:
* Tris-base 5/27 گرم
* بوريک اسيد 54 گرم
* EDTA 15/2 گرم
Trise-base ، بوريک اسيد و EDTA با مقادير ذکر شده با آب مقطر به حجم cc 500 رسانده شد.
* بايد دقت شود که بافرهاي با غلظت زياد در حجم کم تهيه شود تا تحت تاثير عوامل محيطي، بافر پايداري خود را از دست ندهد و رسوب نکند.
3-5-2- محلول رنگ آميزي DNA Stain
در اغلب

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید