باورهای ویژه در باب سلامت

تحقیقات قابل ملاحظه‌ای در باب باورهای مربوط به سلامت صورت گرفته است. الگوی باور مربوط به سلامت این باورها را در بر می گیرد (بکر[1] ، 1974؛ رزن استاک[2] ، 1966،1988). هنگامی که «الگوی باور مربوط به سلامت» برای اولین بار شکل می گرفت، پژوهشگران انتظار داشتند باورهای مربوط به سلامت مستقیماً سبب انجام رفتارهای بهداشتی ویژه‌ای شوند. آنان گمان می‌کردند که مثلاً اگر کسی باور قوی داشته باشد که واکسیناسیون (مثلاً در مقابل فلج اطفال) مایه حفظ سلامتی است، برای دستیابی به آن اقدام می کند. هرچند پژوهشگران به این مسئله پی برده‌اند که باورها قطعاً بر رفتار اثر دارند، اما مستقیماً باعث ایجاد آن نمی شوند (رزن استاک،1974).

به هر حال «الگوی باور مربوط به سلامت»، در ارائه روشی برای سازماندهی و درک باورهای مربوط به رفتار بهداشتی کاملاً مفید است. مولفه های این الگو در بسیاری از الگوهای دیگری نیز که روان‌شناسان برای تبیین تصمیم گیری‌های بهداشتی به کار می برند، دیده می شوند (بکر، 1979).

پژوهشگران دریافته اند که نه یک تخمین پزشکی واقعی، بلکه فقط اعتقاد به خطرناک بودن بیماری است که بر نگرش فرد به انجام دادن اقداماتی برای پیشگیری از بیماری اثر می گذارد (دیماتئو و دینیکلا[3] ،1982؛ هاینز[4] ،1979؛ جانز و بکر،1984).

دومین جنبه مهم باورهای مربوط به سلامت، این است که فرد خود را مستعد ابتلا به بیماری‌ای بداند که با رفتار بهداشتی قابل پیشگیری است.محققان دریافته اند که باور فرد به آسیب پذیری در برابر بیماری‌های قلبی، یکی از پیش بینی کننده های مهم رفتارهای بهداشتی‌ای است که برای کاهش یا تخفیف بیماریهای مزبور، ضرورت دارند (دیماتئو و دینیکلا، 1982؛ جانز[5] و بکر،1984).

جنبه سوم این باورها آن است که اگر افراد باور داشته باشند که عملی در حفظ یا بازیابی سلامت آنان اثر دارد، به ندرت چنین عملی را شروع کرده و ادامه می دهند. فرد باید به اثربخشی عمل، باور داشته باشد، تا برای اجرای آن اقدام کند یا آن را ادامه دهد وگرنه آن عمل را بیهوده تلقی خواهد کرد.

در نهایت فرد باید باور داشته باشد که فواید عمل، نسبت به هزینه‌های آن بیشتر است. هزینه ها تنها هزینه‌های مالی نیست، بلکه شامل اموری همچون: اتلاف وقت، گرفتاری و درد و خطر احتمالی نیز می‌شود. اگر فردی باور داشته باشد که زحمت پیگیری عملی، بیش از ارزش آن است، به احتمال قوی از آن اجتناب خواهد کرد (رونیز، هارل[6] ،1989؛ ساتون، ایزر[7] ،1990).

«الگوی باور مربوط به سلامت» از این جهت که برای افزایش تبعیت بیماران برنامه‌هایی ارائه داده است، ارزشمند می باشد (جونز، جونز و کاتز[8] ،1987). مولفه‌های این الگو عبارتند از:

باور به:

شدت بیماری،که ممکن است ناشی از عدم توفیق در انجام فعالیتهای بهداشتی باشد.

مستعد بودن برای بیماری،که ممکن است ناشی از عدم توفیق در انجام فعالیت‌های بهداشتی باشد.

بیشتر بودن فواید پیگیری درمان از هزینه های آن (پول، زمان، مشکل، گرفتاری).

اثربخش بودن فعالیت پیشگیرانه در جلوگیری از بیماری (باور به اثر بخش بودن عملی خاص).

برای مثال مفهوم درک خطر در ابتدا در الگوی باورهای بهداشتی مطرح شد، الگویی که ارتباط بین باورهای بهداشتی و رفتارهای بهداشتی خاصی را تعیین می­کند. این الگو از اهمیت توانائی درک خطر برای بروز رفتار سلامت حمایت می­کند. الگو مطرح می­کند رفتار پیشگیرانه زمانی رخ می­دهد که الف- فرد نسبت به موضوع خطر احساس آسیب­پذیری نماید، ب- فرد نسبت به خطر حساس باشد و صدمات ناشی از آن را جدی تلقی نماید. حساسیت فرد نسبت به یک خطر عامل مهمی در پیش­بینی نگرش او نسبت به تغییر رفتار مرتبط با آن خطر است (دیماتئو، 1389). بر این اساس، فرد با احتیاط رانندگی می­کند اگر حس کند که احتمال تصادف بالا است و صدمات حاصل از تصادف برای او جدی است. برخلاف این تبیین، در مطالعات رابطه ضعیفی بین درک خطرات ترافیکی (احتمال تصادف) و رفتار رانندگی محتاطانه یافت شده است. به عنوان مثال، راندوم و ایورسن (2004) رابطه ضعیفی بین درک خطرات ترافیکی و گزارش رفتار  پرخطر رانندگی یافتند.

[1]. Becker, M.H

[2]. Rosebstock, I.M

[3]. DiMatteo, M.R., & DiNicola, D.D

[4]. Haynes, R.B

[5]. Janz, N.K

[6]. Ronis, D.L., Harel, Y

[7]. Sutton, S.R., & Eiser, J.R

[8]. Jones, P.K., Jones, S.L., & Katz, J