استراتژي هاي متناسب جهت افزايش تعلق خاطر كاركنان

امروزه با توجه به تنوع بالاي نيروي كار،يك رويكرد يكسان، براي تعلق خاطر همه كاركنان موفق نخواهد بود. به دليل گستردگي دامنه ي نيازهاي كاركنان، توجه به انعطاف پذيري امري ضروري است(ساكز، 2006).

كيفيت روابط بين رهبران و كاركنان به عنوان يك پيوند حياتي براي افزايش تعلق خاطر كاركنان به حساب مي آيد. علاوه بر رهبران، مديران مستقيم نيز نقش اساسي در افزايش سطح تعلق خاطر كاركنان بازي مي كنند(گيبونز، 2006). مديران موظف به شناسايي مولفه هاي كليدي تعلق خاطر كاركنان و طراحي روش هايي جهت ارزيابي پيشرفت كاركنان در اين زمينه مي باشند. آنان بايد منابع مالي و غير مالي مورد نياز براي اجراي برنامه هاي تعلق خاطر كاركنان را فراهم نمايند و اين چنين حمايت خود را در پياده سازي استراتژي تعلق خاطر كاركنان تكميل نمايند(ساجتز و كريم[1]، 2006).

عامل حياتي ديگر در افزايش تعلق خاطر كاركنان بستر سازي مناسب براي برقراري ارتباطات شفاف از طرف رهبران به وسيله نشر اطلاعات صحيح از چشم انداز، اهداف و انتظارات مي باشد(گيبونز، 2006). زماني كه رهبران فرصت هاي مداوم براي گفتگو و مباحثه را در سازمان گسترش دهند، اين امر منجر به ايجاد اعتماد، بهبود درك كاركنان از كليت سازمان و ساخت فضاي حمايتي از كار تيمي مي گردد. ارتباطات شفاف در سازمان، جريان آزاد دريافت بازخور و ارائه گزارش را در ميان كاركنان و مديران تشويق مي نمايد(ساجتز و كريم، 2006).

استراتژي اثر گذار ديگر در افزايش تعلق خاطر كاركنان، مسطح سازي ساختار سازمان‌ها است. ساختارهاي سازماني كوتاه، استقلال داخلي و پاسخگويي كاركنان را از طريق تعامل بيشتر ميان اعضاي سازمان افزايش ميدهد(تيچي و كاردول[2]، 2002). سيروتا[3](2005) موثرترين ساختار براي سازمان را ساختاري مي داندكه مشتمل بر تيم هاي خود مديريتي باشد. او بيان داشته است كه سازمان‌ها براي افزايش و نگهداري سطح تعلق خاطر كاركنان خود بايد بر موقعيت برنده-برنده، اعتماد پايدار، ديدگاه بلند مدت، برتري، شايستگي، تصميم گيري يكپارچه، ارتباطات باز، نفوذ متقابل، كمك متقابل، شناخت، پيشگيري و درمان روز به روز اشتراك مالي متمركز باشند.

استراتژي هاي تعلق خاطر كاركنان براي سازمان‌ها با اندازه هاي مختلف،متفاوت مي باشد. مطالعات نشان داده است كه سازمان هاي كوچك در زمينه تعلق خاطر كاركنان به مزيت هاي بزرگي دست يافته اند. افرادي كه در سازمان هاي كوچك مشغول به كار هستند، نسبت به افرادي كه در سازمان هاي بزرگ كار مي كنند، نگرش بهتري در مورد شغل و رهبران خود دارند(گيبونز، 2006).

استراتژي هاي بالقوه زيادي براي افزايش تعلق خاطر كاركنان در يك سازمان وجود دارد؛ اما به طور كل، كليدهاي موفقيت در اين زمينه در انعطاف پذيري، ارتباطات باز و تعهد به راه حل هاي بلند مدت پديدار مي گردد.

[1]-Seijts & Crim

[2]-Tichy & Cardwell

[3]-Sirota