اجزاي سرمايه فكري

طبقه بندي هاي فراواني در خصوص سرمايه فكري وجود دارد. بيشتر اين طبقه بندي ها، سه جزو سرمايه انساني، سرمايه ساختاري و سرمايه مشتري را اجزاي اصلي سرمايه فكري مي دانند. در ادامه به برخي از اين طبقه بندي ها اشاره مي شود:

2-2-3-1- طبقه بندي ادوينسون و مالون

ادوينسون و مالون، سرمايه فكري را مالكيت دانش، تجربيات كاربردي، تكنولوژي هاي سازماني، ارتباطات مشتري و مهارت هاي رقابتي كه فراهم كننده ي زمينه رقابتي در بازار و بينشي نسبت به قابليت هاي درآمدي آينده مي باشند٬ تعريف كرده اند. مدل اسكانديا نويگيتور[1] يكي از اولين روش هاي اندازه گيري براي اندازه گيري سرمايه فكري است.

به عقيده ي ادوينسون و مالون سرمايه فكري شامل دو جزء ابتدايي سرمايه انساني (مهارت، دانش و تجربيات نيروي انساني) و سرمايه ساختاري (تمام مواردي كه از كاركنان سازمان (سرمايه انساني) پشتيباني مي كند) است. به خاطر گوناگوني اين مولفه ها، آنها سرمايه ساختاري را به سه مولفه سرمايه سازماني ، سرمايه فرآيندي  و سرمايه نوآوري  تقسيم بندي مي كنند. در اين طبقه بندي، سرمايه سازماني شامل فلسفه سازمان، سياست ها و سيستم هايي براي استفاده از قابليت هاي سازمان است. سرمايه فرآيندي شامل تكنيك ها، رويه ها و برنامه هايي است كه هدفشان ارتقا تحويل كالا و خدمات مي باشد و سرمايه نوآوري شامل مالكيت معنوي و ساير دارايي هاي نامشهود ديگر است.

بزرگترين مزيت مدل اسكانديا اين است كه تصوير جامع و متعادلي از فعاليت هاي سازمان به وجود آورده است(عبدالله و همکاران، 2000).

2-2-3-2- طبقه بندي بروكينگ

بروكينگ در طبقه بندي خود به دارايي هاي انسان محور، دارايي هاي زيرساختاري، مالكيت معنوي و دارايي هاي بازار اشاره كرده است. منظور از دارايي هاي انسان محور مهارت ها، توانايي ها، تخصص و توانايي هاي حل مشكل و سبك هاي رهبري است . منظور از دارايي هاي زير ساختاري كليه فناوري ها، فرآيندها و روش شناسي هايي است كه سازمان را قادر به فعاليت مي كند. منظور از مالكيت معنوي حق امتياز، علايم يا مارك هاي تجاري و دانش فني است و منظور از دارايي هاي بازار برندها، مشتريان، وفاداري مشتريان و دسترسي به كانال هاي توزيع است.

اگرچه بروكينگ، مالكيت معنوي را از ديگر دارايي هاي زير ساختاري جدا كرده ديدگاه او و ادوينسون و مالون مكمل هم مي باشند. هدف ادوينسون و مالون اين بود كه اهميت سرمايه فكري را در سازمان شامل خصوصيات كليدي، معيارها و رويكردهاي مديريت توضيح دهند. به عقيده ي آنها براي ايجاد سازماني با هدف حفظ ارزش و افزايش ثروت، مديريت سرمايه فكري گام ضروري است. بيشتر اهداف بروكينگ مشابه ادوينسون و مالون مي باشد با اين تفاوت كه نگاه او به اجزاي سرمايه فكري با هدف حسابرسي مي باشد. او به فرآيند تعريف و شناسايي، مستند سازي و سنجش سرمايه فكري تاكيد دارد. او اظهار مي دارد كه هدف نهايي هر كسب و كار، گذاشتن ارزش مالي روي دارايي هاست(مجتهدزاده و همکاران، 1389).

2-2-3-3-طبقه بندي روس و روس

آنها سرمايه فكري را به سرمايه انساني شامل شايستگي، طرز فكر و چالاكي (زيركي فكري)، سرمايه ساختاري شامل كليه ساختارها، فرآيندها و مالكيت معنوي سازماني و دارايي هاي فرهنگي، و سرمايه ارتباطي و مشتري شامل روابط با ذي نفعان داخلي و خارجي يك شركت طبقه بندي مي كند

2-2-3-4- طبقه بندي استوارت

استوارت طبقه بندي خود را به صورت سرمايه انساني، سرمايه ساختاري و سرمايه رابطه اي ارائه كرد. در اين طبقه بندي، سرمايه انساني در واقع كاركنان سازمان است كه مهمترين دارايي آن به شمار مي آيد. منظور از سرمايه ساختاري، دانش موجود در فناوري اطلاعات و كليه حق امتيازها و برندها است و منظور از سرمايه رابطه اي، اطلاعات مربوط به بازار است كه براي جذب و حفظ مشتري به كار گرفته مي شود. اين طبقه بندي تا حدودي با طبقه بندي اوليه بونتيس مشابهت دارد(آهنگر، 2011).

2-2-3-5-طبقه بندي سوليوان

سوليوان به عنوان يكي از بنيان گذاران مديريت سرمايه فكري، سرمايه فكري را دانشي كه مي تواند به سود تبديل شود٬ تعريف كرد. به عقيده ي او سرمايه فكري از دو عنصر سرمايه انساني و دارايي هاي فكري تشكيل شده است. به علاوه او دارايي هاي فكري را كه جنبه تجاري دارند٬ از دارايي هاي فكري ساختاري جدا كرد. دارايي هاي فكري ساختاري مثل سازمان و ساختار، سرمايه مشتري، رويه ها و متدهاي عملياتي، تحليل ها و متدهاي مديريتي و روش انجام كسب و كار ناملموس مي باشند.

بر خلاف ادوينسون، استوارت وبونتيس ، سوليوان از واژه ي سرمايه ساختاري، شامل همه زيربناهاي حمايتي و دارايي هاي ملموس شركت كه براي تجاري كردن دارايي هاي فكري مورد نيازند استفاده كرد. بر اساس تعريف او سرمايه انساني، يا شامل كاركنان شركت كه هر يك مهارت ها، توانايي ها و دانشي دارند مي شود يا شامل قابليت هاي پيمانكاران، تامين كنندگان و ديگر افراد مرتبط با شركت.

دارايي هاي فكري توصيفات مدون، ملموس يا فيزيكي از يك دانش خاص مي باشند كه شركت مي تواند ادعاي مالكيت حقوق آن را داشته باشد(لیم و همکاران، 2004).

2-2-3-6- طبقه بندي بونتيس

بونتيس، يكي از بزرگترين نظيرپردازان و پژوهشگران در حوزه سرمايه فكري است. وي ابتدا به سه نوع سرمايه انساني، ساختاري و رابطه اي اشاره كرد و سپس در سال 2000 طبقه بندي خود را به صورت سرمايه انساني، سرمايه ساختاري، سرمايه رابطه اي و مالكيت معنوي تغيير داد. منظور از سرمايه انساني سطح دانش فردي است كه كاركنان سازمان از آن برخوردار مي باشند و عمدتا ضمني است. منظور از سرمايه ساختاري، كليه دارايي هاي غيرانساني يا قابليت هاي سازماني است كه در جهت برآورده ساختن نيازها و الزامات بازار مورد استفاده قرار مي گيرد. منظور از سرمايه رابطه اي كليه دانش قرار گرفته شده در روابط سازمان با محيط خود شامل مشتريان، عرضه كنندگان، مجامع علمي و ساير  ذي نفعان است(بونیتیس و همکاران، 2000)

 

 

[1]Skandia Navigator